آیا میتوانید فردی را بدون توجه به میهنپرستیاش بسنجید؟ عشق به وطن، تنها یک احساس نیست؛ آیینهای است که تمام ارزشهای اخلاقی و انسانی یک فرد در آن نمایان میشود. چرا می گویند اگر میخواهی فردی را بشناسی با او سفر برو؟ ملاک سفر رفتن صرف نیست، ملاک مدت قابل توجهی با اون هم کلام شدن، هم قدم شدن، هم غذا شدن و… برای شناخت است. یا اصلا اگر میخواهی متوجه رفتار و واکنش یک فرد در موقعیت های مختلف با خودت شوی، کافیست رفتار و واکنش او با خانواده و عزیزانش در موقعیت های مختلف تماشا کنی.
عرق به وطن را میتوان چارچوبی در نظر گرفت که در آن اخلاق، احساس مسئولیت، هویت و نیکویی مانند قانون مطلق است. پس کلید فهم و ترویج اخلاق در جامعه شاید میهن پرستی باشد. از نظر من وقتی انسان بعد از گذارندن پیچیدگی های زندگی به این نتیجه می رسد که برای زنده ماندن به دم و بازدمی وابسته است، دیگر چه اولویت هایی جز خانواده و میهن برایش باقی می ماند؟ چند سالی است که معیار من در ارتباط با افراد مختلف، سنجش میهن پرستی آن ها است.دیوارهای پالایشگاه آبادان امروز دو روایت را در خود جای داده است: فریاد دکتر فاطمی که استعمار را شرمسار کرد، و رد گلولههایی که دشمن متجاوز را به زانو درآورد. در ایران، میهنپرستی نه در شعار که در عمل معنا پیدا میکند؛ در کارگری که میان آتش به تعمیر دستگاهها ادامه داد و در دانشمندی که از حقوق ملی دفاع کرد.
با یادی از دکتر حسین فاطمی، مردی که یکی از نماد های میهنپرستی ایران عزیز است.
#سید فرشاد فیض آبادی



