۱۴۰۵-۰۲-۲۴ ۱۸:۳۹

نمایشگاه مجازی کتاب از تصدی‌گری تا تسهیل‌گری

نمایشگاه مجازی کتاب در ۶دوره گذشته با ایجاد موجی اجتماعی در حوزه کتاب‌خوانی، نقشی مؤثر در گسترش دسترسی به کتاب و پویایی اقتصاد نشر ایفا کرده است؛ اما امروز ناشران نسبت به ورود دولت به جزئیات عملیاتی بازار هشدار می‌دهند.

به گزارش امید روز ، به نقل از سرویس فرهنگ و نشر خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، نمایشگاه مجازی کتاب تهران را می‌توان یکی از مهم‌ترین اقدامات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دانست که در طول ۶ دوره گذشته با ایجاد موج اجتماعی در حوزه کتاب‌خوانی، زمینه‌ساز دسترسی گسترده‌تر مردم به کتاب شده و نقشی مؤثر در اقتصاد نشر و چرخه توزیع ایفا کرده است.

برگزاری چنین رویدادهایی، نمونه‌ای از تسهیل‌گری دولت در حوزه فرهنگ، تعریف می‌شود دولت به‌مثابه یک بازیگر فرهنگی، می‌تواند با کاهش موانع دسترسی، ایجاد زمینه دیجیتال و تبلیغات کلان، فرصت‌هایی فراهم آورد که از توان تک‌تک ناشران خارج است.

مداخله در بازار: جایی که دولت نباید وارد شود

اما تسهیل‌گری با تنظیم‌گری خُرد متفاوت است. درحالی که دولت می‌تواند زیرساخت فراهم کند و جریان اجتماعی بسازد، ورود به جزئیات فرایند عرضه و فروش کتاب، از انتخاب عناوین تا تعیین سقف تخفیف و شبیه اینها نه‌تنها سودمند نیست، بلکه به پویایی بازار نشر آسیب می‌زند

برخی از ناشران بر این باور هستند که محدودیت عرضه کتاب به ۶ سال اخیر که یکی از الزامات کنونی، آن به حساب می‌آید، یکی از نقدهای ناشران است، در این حوزه، ناشران فقط مجاز به عرضه کتاب‌های منتشرشده در ۶ سال اخیر هستند. آن‌ها معتقدند که این محدودیت با واقعیت بازار نشر ناسازگار است؛ زیرا بیش از ۷۰ درصد عناوین فعال هر ناشر در هیچ کتاب‌فروشی موجود نیست و تنها در انبار ناشر باقی مانده است.

همچنین کتاب‌های کلاسیک، مرجع و تخصصی، اغلب قدمتی بیش از ۶ سال دارند، اما ارزش و تقاضای آن‌ها پایدار است و این محدودیت، فرصت عرضه انبوهی از محتوای ارزشمند را از ناشران سلب کرده و چرخه اقتصاد نشر را کُند می‌کند.

«تعیین سقف تخفیف» موضوع دیگری است که ناشران درباره آن بحث و صحبت دارند، آن‌ها بر این باور هستند که تعیین سقف تخفیف یکسان، برای همه ناشران، رویکردی یکنواخت دربرابر تنوع واقعی بازار است. ناشر کوچکی که محصولات خود را با سرمایه محدود تولید می‌کند با ناشر بزرگی که از تیراژ بالا بهره می‌برد، در شرایط متفاوتی قرار دارد. یا ناشر آموزشی با دانشگاهی و عمومی رفتارشان رد بازار با مخاطب متفاوت است. نکته ناشر بر این مبحث استوار است که سیاست‌های یکسان برای بازیگران نابرابر، عدالت نیست و حتی به بهانه حمایت از یک بخش دیگر زنجیره یعنی کتابفروشان، چنین سیاستی اشتباه است.

اما سومین نکته‌ای که ناشران نسبت به آن نکته‌های مختلفی را مطرح می‌کنند؛ «الزام‌های پستی» است، به اعتقاد آن‌ها الزامات پستی یکسان برای همه ناشران، بار هزینه‌ای نامتقارنی بر دوش ناشران کوچک‌تر یا آن‌هایی که در شهرهای کوچک‌تر فعالیت می‌کنند و یا آن‌ها که کتاب‌های ارزان‌تر دارند می‌گذارد. بر این اساس نگاه کلی این است که این الزامات باید انعطاف‌پذیر و متناسب با توانایی هر ناشر طراحی شوند و دست ناشر برای انتخاب باز باشد.

نکته دیگری که در گفت‌وگو با ناشران مطرح می‌شود، بحث تنظیم‌گری خُرد بازار است؛ نکته‌ای که بسیاری از اقتصاددان‌ها نسبت به آن نظرات خود را بیان کرده‌اند، این ناشران در صحبت‌های خود به سخنان «هایک» فیلسوف سیاسی برجسته، اقتصاددان معاصر و برنده‌ جایزه‌ نوبل اقتصاد اشاره می‌کنند که در تحلیل‌های خود نشان داده است که دولت فاقد اطلاعات کافی برای تنظیم‌گری خُرد بازار است.

قیمت‌ها، تخفیف‌ها و شرایط عرضه، خودبه‌خود محصول برهم‌کنش ناشر، کتاب‌فروش و مخاطب هستند. او می گوید: «هر بار که دولت وارد بازار رقابتی می‌شود تا آن را اصلاح کند، در واقع انگیزه‌های کارآفرینانه را تضعیف می‌کند.»

پیشنهادهای اصلاحی

اما ناشران برای برون‌رفت از این موضوع، پیشنهادهای مختلفی دارند، پیشنهادهایی که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی می‌تواند در نمایشگاه مجازی کتاب سال آینده، برای اجرایی شدن آن گام‌های مهمی بردارد. یکی از این پیشنهادها افزایش بازه عرضه کتاب از ۶ سال به ۲۰ سال است؛ این اقدام به ناشران امکان می‌دهد انبارهای خود را فعال کنند، کتاب‌های نایاب را عرضه نمایند و چرخه اقتصادی نشر را پویاتر سازند.

واگذار شدن تعیین سقف تخفیف به اختیار ناشر نیز پیشنهاد دیگری است که ناشران ارائه می‌دهد، آن‌ها بر این باور هستند که وزارت ارشاد می‌تواند یک «کف تخفیف» حمایتی برای مخاطب تعریف کند، اما سقف باید آزاد باشد تا ناشران بتوانند متناسب با توان مالی و استراتژی بازاریابی خود تصمیم بگیرند.

از تعریف الزامات پستی انعطاف‌پذیر و طبقه‌بندی‌شده می‌توان به‌عنوان دیگر پیشنهاد ناشران نام برد، با توجه به اینکه ناشران کوچک و ناشران کودک، ناشران شهرستانی نیازمند الزامات متفاوت‌تری نسبت به ناشران بزرگ تهرانی هستند، یک آیین‌نامه منعطف، این تنوع را پاس می‌دارد.

تمرکز بر تبلیغات ملی و جریان‌سازی اجتماعی نیز نکته دیگری است که اهالی نشر نسبت به آن تاکید دارند، اقداماتی چون تبلیغات رسانه‌ای گسترده، همکاری با شبکه‌های اجتماعی، ایجاد هشتگ‌های فرهنگی، همکاری با مدارس و دانشگاه‌ها، و گفت‌وگوهای زنده با نویسندگان از عهده تک‌تک ناشران خارج است و وزارت ارشاد می‌تواند در این حوزه نقش منحصربه‌فرد و مؤثر ایفا کند.

از دیگر نکته‌های این حوزه می‌توان به تقویت ساز و کار مشاوره‌ای با تشکل‌های نشر اشاره کرد، فعالان حوزه نشر بر این باورند که قبل از وضع هرگونه قاعده‌ای برای نمایشگاه، مشورت رسمی با انجمن‌های نشر انجام شود تا تصمیم‌ها با واقعیت بازار هم‌راستا باشند.

نگاهی به نظرات و دیدگاه‌های جامعه نشر نسبت به این موضوع می‌توان نتیجه گرفت که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی می‌تواند با اتکا به همان اقتدار فرهنگی که تاکنون داشته، نقشی بزرگ‌تر و مؤثرتر در بازار کتاب ایفا کند؛ اما این نقش باید در لایه کلان باشد، نه در جزئیات عملیاتی بازار؛ تسهیل‌گری یعنی ساختن جاده، نه رانندگی به‌جای مردم. وقتی دولت شرایط را فراهم کند و زمینه را بسازد، ناشران، کتاب‌فروشان و مخاطبان خودشان بازار پویا و سالمی خواهند ساخت.

‫۰/۵ ‫(۰ نظر)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جستجو