سازمان ملل-پزشکیان با استناد به قاعده طلایی – اصل “با دیگران همانگونه رفتار کن که دوست داری با تو رفتار شود” – که در ادیان مسیحیت، اسلام، یهودیت و سنتهای شرقی ریشه دارد، سخنرانی را گشود. او این اصل را معیار اعتبار نظم جهانی دانست و هشدار داد که دوگانگی در اعمال آن، بنیان اعتماد بینالمللی را سست میکند. این رویکرد اخلاقی، از همان ابتدا، بحث را از جنجالهای سیاسی به مبانی انسانی کشاند و ایران را به عنوان کشوری متعهد به عدالت جهانی قرار داد. پزشکیان سپس به دو سال خشونت منطقهای پرداخت: نسلکشی در غزه، ویرانی در لبنان و سوریه، حملات به یمن، قحطی غیرنظامیان، ترور دانشمندان ایرانی و نقض حاکمیت کشورها. او این اعمال را به قدرتهای مسلح نسبت داد که زیر پرچم دفاع از خود عمل میکنند، اما در واقع، ثبات را تهدید مینمایند.
در بخش دیگر سخنرانی در سازمان ملل، پزشکیان به تجاوز ژوئن ۲۰۲۵ اشاره کرد، جایی که حملات هوایی اسرائیل به شهرها و زیرساختهای ایران را خیانت فاحش به دیپلماسی و نقض فاحش حقوق بینالملل خواند. او این رویداد را “ضربهای مهلک به اعتماد جهانی و چشمانداز صلح” توصیف کرد و هشدار داد که چشمپوشی از آن، سابقهای برای حمله به تأسیسات هستهای حفاظتشده، ترور رهبران و خبرنگاران، و هدفگیری متخصصان ایجاد میکند.
با این حال، او دفاع دوازدهروزه ایران را نمادی از وحدت ملی در برابر تحریمها، جنگ روانی و تهاجم خارجی دانست، اما تأکید کرد که این دفاع، پاسخی به خشونت است، نه مقدمهای برای آن. پزشکیان نتانیاهو را جنایتکار خطاب کرد و حملات اسرائیل به قطر را محکوم نمود، اما بلافاصله به سمت چشمانداز مثبت چرخید: “ایران هرگز تسلیم فشارها نمیشود اما بر صلح اصرار دارد.”
در سازمان ملل در حوزه هستهای، که سایه تهدید تحریمها بر آن سنگینی میکرد، پزشکیان با قاطعیت اعلام کرد: “ایران هرگز به دنبال ساخت بمب هستهای نبوده و نخواهد بود.” او سه قدرت اروپایی (بریتانیا، فرانسه، آلمان) را متهم به عمل به “دستور ایالات متحده” کرد و خروج ترامپ از برجام را عامل عدم همکاری ایران دانست، اما پیشنهاد داد: “ایران آماده تعامل با شرکا برای احیای توافقی پایدار است، به شرط پایان تهدید تحریمها.”
این موضع، که با حمایت از منطقه عاری از سلاحهای کشتار جمعی همراه بود، قدرتهای هستهای را به ریاکاری متهم کرد که زرادخانههای خود را گسترش میدهند، در حالی که بر ایران فشار میآورند. پزشکیان مذاکرات جاری عباس عراقچی با اروپاییها را ستود و گفت: “ما دیپلماسی چندجانبه را مدل موفقیت میدانیم، نه ابزار فشار.”
پایان سخنرانی، دعوتی به بازسازی بود. پزشکیان پروژه اسرائیل را طرحی استعماری خواند که بر گسترش “مناطق حائل” در همسایگان استوار است، اما در مقابل، چشمانداز “ایران قدرتمند در کنار همسایگان قدرتمند” را پیشنهاد داد: منطقهای قوی بر پایه همکاری دفاعی، امنیت جمعی، سرمایهگذاری مشترک در توسعه و دانش، استفاده عادلانه از انرژی، حفاظت محیطی، احترام فرهنگی و حاکمیت غیرقابل مذاکره.
او این را قدرت از طریق صلح نامید، نه “صلح از طریق زور”. پزشکیان از ابتکارات صلح استقبال کرد: حمایت از فرآیند ارمنستان-آذربایجان، امید به حل عادلانه جنگ روسیه-اوکراین، و پیمان دفاعی عربستان-پاکستان به عنوان گامی به سوی چارچوب امنیتی منطقهای.
در سازمان ملل او دعوت کرد به گوش دادن به جای فریاد زدن، بازنگری بنیادهای قطبیسازی، پرهیز از تحمیل آنچه بر خود نمیپذیریم، احیای اعتبار نهادهای چندجانبه، و برقراری سیستم امنیت منطقهای در غرب آسیا. پزشکیان ایران را شریکی مطمئن برای ملتهای صلحطلب دانست که نفوذش را نه با سلاح، بلکه با فرهنگ همدلی و همبستگی انسانی گسترش میدهد.
لایههای صلحجویانه سخنرانی در عمق اخلاقی و عملی آن نهفته است. نخست، بنیاد اخلاقی بر قاعده طلایی، که خشونت را نه تنها سیاسی، بلکه نقض مبانی انسانی میداند و ایران را به عنوان صدای عدالت اخلاقی قرار میدهد.
این رویکرد، محکومیت نسلکشی غزه و تجاوز ژوئن را به دعوت از اتحاد منطقهای علیه “پروژه نسلکشانه” پیوند میزند، بدون آنکه به انتقامجویی متوسل شود. دوم، تعهد عملی به دیپلماسی، که در هستهای با رد بمب و پیشنهاد احیای برجام، و در منطقه با حمایت از عاریسازی از سلاحهای کشتار جمعی، ایران را به عنوان معمار امنیت جمعی نشان میدهد. پزشکیان ریاکاری قدرتها را افشا میکند، اما بر اعتمادسازی، احترام متقابل، همگرایی منطقهای و چندجانبهگرایی بر پایه حقوق بینالملل تأکید دارد. سوم، چشمانداز تحولگرا، که تهدیدها را به فرصتها تبدیل میکند: از دفاع مشترک علیه تهدیدها تا سرمایهگذاری در توسعه پایدار و حفاظت محیطی.
این لایهها، سخنرانی را به مانیفستی برای “قدرت از طریق صلح” بدل میسازد، جایی که ایران نه قربانی منفعل، بلکه رهبر فعال در بازسازی نظم عادلانه است.
در قیاس با روسای جمهور پیشین، پزشکیان از ظرفیتی بیبدیل برای نمایش ایران به عنوان حامی صلح برخوردار است. سلف او با گرایش ایدئولوژیک، فرصتهای دیپلماتیک را با لحن تقابلی از دست داد و تصویر ایران را به عنوان تهدید تقویت کرد. احمدینژاد، با جنجالهای هولوکاستستیزانه، دیپلماسی را به مسخره گرفت و صلحطلبی را زیر سؤال برد. پزشکیان، با ریشههای اصلاحطلبانه، زبانی اخلاقی-عملی دارد که جهانیان را مجاب میکند: استناد به قاعده طلایی، تعادل میان محکومیت تجاوز و دعوت به همکاری، و تمرکز بر همبستگی انسانی بدون ایدئولوژی تند. پیشینیان، اسیر چارچوبهای داخلی یا تقابلی، نتوانستند این همآوایی را بیافرینند و ایران را به عنوان صدای صلح جهانی برجسته سازند؛ پزشکیان اما، با این سخنرانی، پلی به سوی اتحادهای نوین زد.
این سخنرانی، نه تنها به تهدید تحریمها پاسخ داد، بلکه ایران را در کانون گفتمان صلح قرار داد. اگر این دعوتها پاسخی جهانی بیابند، “منطقه قوی” پزشکیان میتواند الگویی برای خاورمیانهای پایدار باشد، جایی که صلح، از دل عدالت زاده شود.



