۱۴۰۵-۰۲-۲۵ ۲۳:۰۷

رقص سوگ‌ بر گور؛ سنتی تاریخی یا هنجارشکنی نوظهور؟

 پس از حوادث دی‌ماه، پدیده رقص بر مزار در برخی موارد مشاهده شد؛ رفتاری که برخی آن را جلوه‌ اعتراضی تعبیر می‌کنند و برخی دیگر آن را واکنشی هیجانی و قابل بررسی از منظر روان‌شناختی و کاملا طبیعی می‌دانند ضمن اینکه این نوع سوگ، با واقعیت تاریخی ایران همخوانی دارد.

اینجا بهشت‌زهرا هرچند حال‌وهوای زمستانی دارد، اما سنگ‌های قبر سردتر از زمستان است و هیاهوی قبرستان، نشانی از عزا ندارد. صدای هلهله و دست‌زدن‌های گروهی، عمق غم نهفته در درون عزاداران را تداعی می‌کند. در این فضا، یک صحنه با همه چیز فرق دارد. بر سر یکی از مزارها، مادری با لباس مشکی ایستاده است. اطرافیانش نظاره‌گرند؛ برخی با نگاهی پریشان، برخی بی‌حرکت. او ناگهان شروع به رقصیدن می‌کند؛ حرکاتی تند و بی‌قرار، بی‌آنکه کلامی بر زبان بیاورد. هیچ‌کس او را متوقف نمی‌کند. هیچ‌کس چیزی نمی‌گوید.

در خانه‌ای دیگر، در همان روزها، مجلس عزای «روزبه» برپاست. مهمان‌ها نشسته‌اند و سکوت میانشان جریان دارد؛ سکوتی که گاهی سنگین‌تر از هر صدایی است. مادر، این‌بار با لباسی سپید، در میانه جمع برمی‌خیزد و می‌رقصد. نگاه‌ها متوجه اوست. لحظاتی بعد تعادلش را از دست می‌دهد و بیهوش روی زمین می‌افتد.

دوباره به بهشت‌زهرا بازمی‌گردیم؛ این‌بار کنار مزار دختری جوان به نام «آیدا». خانواده‌اش اطراف سنگ قبر ایستاده‌اند. زنی بر مزار نشسته و می‌خندد؛ خنده‌ای که بیشتر شبیه واکنشی ناگهانی است تا شادی. می‌گویند او مادر آیداست؛ دختری که در میانه اعتراضات جان خود را از دست داده است.

این تصاویر، پرسش‌هایی جدی را در ذهن بر می‌انگیزند. آیا این رقص‌ها واکنشی روانشناختی به فقدان است؟ آیا ریشه در آیین‌های کهن ایرانی دارند یا نشانه‌ای از خشمی است که راه دیگری برای بیان نیافته؟ پژوهشگر ایرنا برای پاسخ این پرسش‌ها با «شبنم مقتدری» روانشناس، مدرس دانشگاه، عضو سازمان نظام روانشناسی و مشاوره و نایب رئیس کمیته روانشناسی سازمان اینسکو و «علیرضا شریفی‌یزدی» روانشناس اجتماعی به گفت و گو نشست.

 

سوگواری، منحصر به فرد است

ایرنا: سوگ‌رقص چیست و چه تفاوتی با عزاداری سنتی دارد؟

مقتدری: تجربه سوگ می‌تواند در انسان‌های مختلف واکنش‌های کاملاً متفاوتی به وجود بیاورد. بر اساس برخی نظریه‌های روان‌درمانی، نقش تفکر فرد و برداشتی که از رویداد دارد و شیوه‌ای که آن را تفسیر می‌کند، نقش به‌سزایی دارد. در زمان تجربه سوگ، برخی انکار می‌کنند، برخی خشم را تجربه می‌کنند، برخی تلاش برای عدم پذیرش و تجربه احساس گناه دارند، برخی با علائم افسردگی روبه‌رو می‌شوند و برخی به پذیرش می‌رسند. این مراحل گاهی به ترتیب طی می‌شوند، گاهی تنها یکی از آن‌ها تجربه می‌شود و گاهی چند مرحله با هم پیش می‌روند.

اکنش فردی که دچار سوگ می‌شود، بسته به اینکه درون‌گرا یا برون‌گراست، چه سنی دارد، بر اثر چه حادثه‌ای عزیزش را از دست داده متفاوت استفرآیند سوگواری منحصربه‌فرد است. واکنش فردی که دچار سوگ می‌شود، بسته به اینکه درون‌گرا یا برون‌گراست، چه سنی دارد، بر اثر چه حادثه‌ای عزیزش را از دست داده و زن است یا مرد، می‌تواند کاملاً متفاوت باشد. اما آیا رقص در مراسم عزا می‌تواند نوعی تخلیه هیجانی باشد؟ باید گفت؛ حرکات بدن در زمان سوگ گاهی در برخی افراد می‌تواند به تنظیم هیجانی کمک کند اما از منظر نظریه‌های علمی روانشناسی در بیشتر افراد لزوماً منجر به تخلیه هیجانی نمی‌شود. براساس نظریه‌های عصب‌روانشناسی هیجان، بدن فقط ابزار بیان احساس نیست، بلکه بخشی از پردازش هیجان است.

از زاگرس تا مثنوی؛ ریشه‌های تاریخی که فراموش شده‌اند

ایرنا: آقای شریفی‌یزدی نظر شما درباره سوگ‌رقص چیست؟

شریفی یزدی: سوگ‌رقص در ایران اساساً پدیده‌ای نو نیست و نگاهی که آن را بدعت یا رفتاری غیرعادی بداند، با واقعیت تاریخی ایران همخوانی ندارد. در مناطق زاگرس‌نشین، چه در نواحی شمالی، میانی و حتی جنوبی این حوزه جغرافیایی، همواره آیین‌هایی وجود داشته که در آن‌ها سوگ با رقص جمعی همراه بوده است. گواه این مساله یافته‌های آنتروپولوژیست‌ها و مردم‌شناسان است. در منطقه کردستان حدود ۱۸ نوع رقص شناسایی و توصیف شده که یکی از آن‌ها به رقص‌هایی اختصاص دارد که در مصیبت‌ها اجرا می‌شد، از جمله در جنگ‌هایی که افراد شکست می‌خوردند یا عزیزی از دست می‌رفت. این آیین‌ها همراه با ساز، دف، نی و دیگر ابزارهای موسیقایی اجرا می‌شدند و حتی آیین «گیس‌بران» نیز در کنارشان انجام می‌گرفت. در آیین زرتشتی، هنگام فوت افراد، مردم لباس سفید می‌پوشیدند و حتی هلهله می‌کردند و شادی نشان می‌دادند. این سنت بعدها با عرفان ایرانی درآمیخت. در مثنوی مولوی توصیه می‌شود بر سر مزارش با شادی بیایند و حتی می‌توان یادی کرد از زندگی منصور حلاج به‌عنوان نمونه‌ای از این نگرش عرفانی.

در آیین زرتشتی هنگام فوت افراد مردم لباس سفید می‌پوشیدند و حتی هلهله کرده و شادی نشان می‌دادنددر گذشته، به‌ویژه زمانی که جوانی از دنیا می‌رفت، گاه آیین‌هایی برگزار می‌شد که شباهتی به مراسم عروسی داشت. در مسیر تشییع، کفن و دفن و سوگواری، جلوه‌هایی دیده می‌شد که با آنچه امروز به‌عنوان مراسم رسمی و متعارف عزاداری شناخته می‌شود، تفاوت داشت. بنابراین از نظر تاریخی، این شیوه همواره وجود داشته و محدود به یک مقطع زمانی خاص نیست.

سوگ یا اعتراض؟

ایرنا: سوگ‌رقص‌های اخیر؛ نشان از فقدان است یا اعتراض؟

شریفی‌یزدی: برای فهمیدن سوگ‌رقص‌های اخیر، تنها پیشینه تاریخی کافی نیست. در کنار این پیشینه، باید توجه داشت که در ایران سنت‌های مذهبی شناخته‌شده‌ای برای سوگواری وجود دارد؛ سنت‌هایی که اغلب مردم با آن آشنا هستند. در حالت عادی، بر سر مزار فرد متوفی روضه خوانده می‌شود، سپس در مسجد مراسمی برگزار می‌شود، قرآن تلاوت می‌شود و آیین‌های مذهبی مشخصی اجرا می‌شود. اما رویدادهای اخیر، معادله را تغییر داده است. اتفاقاتی که رخ داده، در ذهن بخشی از جامعه این برداشت را ایجاد کرده که این حوادث حاصل عملکرد کسانی است که خود را منتسب به افکار مذهبی می‌دانند. از این منظر، سوگ‌رقص‌های اخیر را می‌توان نوعی بازتولید یک ساختار قدیمی دانست که اکنون در قالب نوعی «مبارزه منفی» بروز یافته است. در این شیوه پیامی منتقل می‌شود مبنی بر اینکه جوانان از دست رفته‌اند، اما بازماندگان می‌خواهند شکل دیگری از مواجهه با این فقدان را انتخاب کنند. این رفتار را می‌توان نوعی اعتراض به رخدادی دانست که از نگاه سوگواران، ناحق و نادرست بوده است. این پدیده از منظر جامعه‌شناسی و روانشناسی اجتماعی نیز قابل تحلیل است. پس از رویدادهای دی‌ماه، احساساتی مانند ناامیدی، سرخوردگی، افسردگی، اضطراب، نگرانی و احساس ناامنی در سطح جامعه گسترش یافته است. این احساسات صرفاً فردی نیست، با نوعی ترومای جمعی مواجه هستیم. این واکنش‌ها گرچه از یک سو پاسخی هیجانی به فاجعه‌ای غیرمنتظره است، اما از سوی دیگر نوعی عصیان علیه نظام مسلط ارزش‌ها و هنجارهای روتین جامعه نیز به شمار می‌آید. به‌ویژه در میان جوانان، این پیام دیده می‌شود که دیگر آن سبک و ارزش‌ها و هنجارهایی که سالیان طولانی به‌صورت عادی طی می‌شد، پذیرفته نیست.

جوامعی که دچار فقدان‌های ناگهانی و ناعادلانه می‌شوند، اغلب شکل‌هایی از سوگواری را تجربه می‌کنند که هم‌زمان حامل پیام اجتماعی هستنداین تحلیل با یافته‌های پژوهشی در حوزه روانشناسی سوگ جمعی همسو است. جورج بونانو، روانشناس دانشگاه کلمبیا که سال‌ها روی سوگ و تاب‌آوری پژوهش کرده، نشان داده جوامعی که دچار فقدان‌های ناگهانی و ناعادلانه می‌شوند، اغلب شکل‌هایی از سوگواری را تجربه می‌کنند که هم‌زمان حامل پیام اجتماعی هستند. کولین موری پارکس، روانپزشک بریتانیایی و از پیشگامان پژوهش در حوزه سوگ، نیز بر این نکته تأکید کرده که سوگ در بستر اجتماعی همواره ابعادی فراتر از واکنش فردی دارد.

تاثیر فضای مجازی در سوگ رقص

آیا فضای مجازی هم در تغییر شکل سوگواری نقشی دارد؟

مقتدری: به تحولی که در نحوه بروز سوگواری در سال‌های اخیر رخ داده دقت کنید؛ در شکل جدید سلسله‌مراتب کمتری دیده می‌شود و بیشتر تحت تأثیر نحوه ابراز سوگ در فضای مجازی است و به نوعی به شکل بیان بدنی یا ابراز حرکتی سوگ تغییر شکل داده است. با توجه به نظریه‌های معاصر مرتبط با سوگ که بر ترمیم و بازسازی تاکید دارد، می‌توان گفت پس از فقدان، افراد به دنبال معنا دادن به رنج و نحوه ابراز غیرکلامی در سطح جمعی و نشان دادن آن به شکل کنش بدنی هستند. اما این تغییر شکل با نقش فضای مجازی پیوند خورده است و این پیوند، دو وجه دارد: فضای مجازی هم می‌تواند در جهت همدلی و تقویت تأثیر به‌سزایی داشته باشد، هم می‌تواند اضطراب و خشم را افزایش دهد و فعال‌سازی مجدد تروما را به دنبال داشته باشد. پژوهش‌ها نشان می‌دهند محتواهایی که در آن‌ها فرد خود هیجان منفی مانند خشم یا غم را تجربه می‌کند یا می‌بیند دیگران مشغول تجربه این هیجان هستند، متأسفانه بازدید بالاتری دارند.

با بهره‌گیری از نظریه یادگیری اجتماعی آلبرت بندورا ؛ در فضای مجازی وقتی رفتاری مکرر همراه با تأیید باشد و لایک و همدلی را به دنبال داشته باشد، این رفتار افزایش می‌یابد. به همین دلیل است که شیوه سوگواری در فضای مجازی می‌تواند به‌سرعت همه‌گیر شود، نه لزوماً به این دلیل که افراد آگاهانه از آن تقلید می‌کنند، بلکه چون یادگیری مشاهده‌ای در آن‌ها شکل گرفته است.

سوگ رقص، مرحله انکار

ایرنا: آیا می‌توان گفت سوگ رقص به عنوان یکی از مراحل سوگ است که البته شکلش تغییر کرده است؟

شریفی‌یزدی: برای تحلیل دقیق‌تر، به مراحل شناخته‌شده سوگ بازمی‌گردیم. از منظر روانشناسی فردی، افراد در فرآیند سوگ معمولاً چهار مرحله را پشت سر می‌گذارند: نخست انکار، سپس خشم، بعد غمگینی و در نهایت پذیرش. سوگ‌رقص‌ها از منظر روانشناسی فردی می‌تواند در مرحله انکار رخ دهد؛ مرحله‌ای که فرد نمی‌خواهد بپذیرد عزیزش فوت کرده و با اجرای آیین‌هایی شبیه مراسم عروسی، گویی مرگ را انکار می‌کند. حتی برخی جلوه‌ها مانند اجرای رقص چاقو نیز دیده شده که یادآور مراسم شادی است.سوگ‌رقص‌ها از منظر روانشناسی فردی می‌تواند در مرحله انکار رخ دهد؛ مرحله‌ای که فرد نمی‌خواهد بپذیرد عزیزش فوت کرده و با اجرای آیین‌هایی شبیه مراسم عروسی، گویی مرگ را انکار می‌کند

اما از منظر جامعه‌شناختی، تحلیل متفاوت است، این رفتار بیشتر با مرحله دوم سوگ، یعنی خشم، همخوانی دارد؛ مرحله‌ای که سوگ به اعتراض نسبت به فاجعه و از دست رفتن عزیزان تبدیل می‌شود.سوگ‌رقص‌ها در سطح جمعی، بیش از هر چیز تجلی مرحله خشم و اعتراض در فرآیند سوگواری هستند.

سوگ رقص، قیام علیه نظام فرهنگی است

ایرنا: آیا سوگ‌رقص التیام می‌آورد؟

شریفی‌یزدی: این پدیده حتماً نوعی بازتولید تاریخی است و در عین حال نوعی واکنش علیه نظام فرهنگی مسلط در سوگواری‌های روتین محسوب می‌شود. پیام آن این است که عمق فاجعه چنان بالاست که با روش‌های متعارف مانند روضه‌خوانی و گریه کوتاه در مراسم مذهبی، التیام حاصل نمی‌شود. این شیوه می‌تواند به تخلیه هیجانی کمک کند اما بیش از آن، نوعی دهن‌کجی و عصیان علیه سیستمی است که از دید سوگواران، در بروز این رخدادها نقش داشته است.

ایرنا: خانم دکتر نظر شما درباره التیام‌بخشی این روش چیست؟ و رسانه‌ها چه نقشی در این زمینه دارند؟

مقتدری: گاهی در برخی افراد شیوه‌های سوگواری به تخلیه هیجانی کمک نمی‌کند، اما اگر منجر به تخلیه هیجانی هم در بعضی شود، نیاز به پردازش شناختی و تنظیم هیجان پایدار باقی است. نکته حائز اهمیت این است که فردی که سوگ را تجربه می‌کند، باید به انتخاب خود نحوه سوگواری‌اش را برگزیند. رسانه‌ها با انتخاب واژه‌ها و تصاویر می‌توانند رفتار را معنا دهند. اگر این معنا به شکل مناسب از فرستنده به گیرنده برسد، آن ارتباط به شکل مؤثر شکل گرفته است. اگر عوامل برنامه‌های متعدد رسانه‌ای بتوانند در کنار خود یک روان‌درمانگر با دانش، با تجربه در حوزه رسانه و دارای مجوز داشته باشند، می‌توانند تأثیرگذاری برنامه‌های خود را افزایش دهند، منظور خود را به شکل شفاف‌تری به مخاطب برسانند و درباره آسیب‌زا بودن یا نبودن محتوا به آگاهی مناسبی دست یابند.

سیاری از افراد وقتی در گروه‌درمانی قرار می‌گیرند و افرادی را مشابه مسئله خود می‌بینند و حس همدلی متقابل را دریافت می‌کنند و فضای گفت‌وگو برایشان فراهم می‌شود، تاب‌آوری‌شان می‌تواند افزایش یابدمردم نیز بهتر است اخبار را از منابع معتبر دنبال کنند و تفسیر اخبار توسط افراد متخصص صورت گیرد. صرف اینکه خبری یا فیلمی در فضای مجازی منتشر شده و حمایت بسیاری را هم به دنبال داشته، نشانه معتبر بودن آن نیست. بهتر است با هدف مشخص به سراغ تلفن همراه برویم و زمان زیادی در فضای مجازی نگذرانیم. فیلم‌هایی که در آن سوگ نمایش می‌دهند و فرد پیوسته در فضای مجازی آن را می‌بیند، اخبار و حتی بازی‌هایی که فرد در حال تجربه هیجان منفی یا دیدن تجربه هیجان منفی دیگران است، تا حد امکان باید محدود شود.

در زمان تجربه سوگ جمعی، نیاز هست بتوان برای خود فضای امن و بدون قضاوتی مانند مراکز روانشناسی و مشاوره را در جهت کمک برای کاهش نشخوار فکری، آگاهی، پذیرش بیشتر و تنظیم هیجانی استفاده کرد. بسیاری از افراد وقتی در گروه‌درمانی قرار می‌گیرند و افرادی را مشابه مسئله خود می‌بینند و حس همدلی متقابل را دریافت می‌کنند و فضای گفت‌وگو برایشان فراهم می‌شود، تاب‌آوری‌شان می‌تواند افزایش یابد.

مقتدری تأکید می‌کند که به‌خصوص اگر علائم عملکرد روزانه فرد را با اختلال مواجه کرده باشد، حتماً باید به روان‌درمانگر مراجعه شود و در صورت تشخیص روان‌درمانگر، ارجاع به روانپزشک صورت گیرد. گاهی در کنار روان‌درمانی، نیاز به دارودرمانی نیز وجود دارد.

اجازه دهید مردم هرگونه دوست دارند، عزاداری کنند

ایرنا: آقای شریفی‌یزدی، حکومت در برابر سوگ رقص چه عکس‌العملی باید داشته باشد؟

شریفی‌یزدی: نخستین گام آن است که به کسانی که این شیوه را برای سوگواری انتخاب کرده‌اند، اجازه داده شود آن‌گونه که می‌اندیشند مراسم خود را برگزار کنند و با اظهارنظرهای تند یا موضع‌گیری‌های رسمی، نمک بر زخم آنان پاشیده نشود.گام دوم این است که صاحبان قدرت باید به‌جای توجیه اشتباهات، در شیوه عمل بازنگری کنند و با بهره‌گیری از نظر روانشناسان، جامعه‌شناسان، روانشناسان اجتماعی و مردم‌شناسان، سهم خود را در اشکالات بررسی کرده و در جهت اصلاح گام بردارند.

جمع‌بندی

آنچه در ماه‌های اخیر با عنوان «سوگ‌رقص» دیده شد، بیش از آنکه در قالب داوری‌های شتاب‌زده قابل تحلیل باشد، نیازمند نگاهی علمی، چندلایه و مسئولانه است. بر اساس دیدگاه‌های مطرح‌شده از سوی متخصصان، این رفتار را می‌توان در چارچوب واکنش‌های متنوع انسانی به سوگ، سازوکارهای تنظیم هیجان، تأثیر یادگیری اجتماعی و نقش فضای مجازی در بازنمایی و بازتولید هیجانات جمعی بررسی کرد. در عین حال، نباید از این نکته غافل شد که جامعه ایرانی دارای سنت‌های دیرینه و ریشه‌دار سوگواری مذهبی است که طی قرن‌ها شکل گرفته و برای بخش وسیعی از مردم، چارچوبی معنابخش و آرامش‌آفرین فراهم کرده است. یافته‌های روان‌شناختی نشان می‌دهد که بروزهای هیجانی در شرایط فقدان، لزوماً به معنای التیام نیست و بدون پردازش شناختی، حمایت تخصصی و بازسازی معنا، می‌تواند به تداوم رنج بینجامد. از این رو، تقویت دسترسی به خدمات مشاوره‌ای، گسترش آموزش‌های سواد رسانه‌ای و هدایت افکار عمومی به سمت منابع معتبر، ضرورتی انکارناپذیر است. در سطح اجتماعی نیز حفظ همبستگی ملی، پرهیز از دامن‌زدن به دوگانه‌های تنش‌آفرین و بازگشت به سرمایه‌های فرهنگی و دینی که همواره پشتوانه تاب‌آوری جامعه ایرانی بوده‌اند، اهمیت ویژه‌ای دارد. مواجهه عالمانه، مبتنی بر گفت‌وگو و در چارچوب ارزش‌های فرهنگی ملی دینی می‌تواند مسیر مدیریت این پدیده را هموار کند؛ مسیری که در آن، هم رنج سوگواران دیده شود و هم انسجام و آرامش اجتماعی به‌عنوان یک اصل بنیادین حفظ شود./ایرنا

‫۰/۵ ‫(۰ نظر)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جستجو