2026-06-05 21:43

مشاهیر کتابشناسی معاصر ایران

جهانداری با دقت و وسواس فراوان منابع ایران‌شناسی و اسلام‌شناسی را از سراسر جهان گردآوری می‌کرد. او با ناشران و کتابفروشان اروپایی مکاتبه داشت و کاتالوگ‌های کتاب را به دقت بررسی می‌کرد تا بهترین آثار را برای کتابخانه انتخاب کند.

 سیزدهمین مجلد از مجموعه «مشاهیر کتابشناسی معاصر ایران» به قلم هما افراسیابی، به زندگی و اقدامات فرهنگی کیکاووس جهانداری، اختصاص دارد. این مجموعه از سوی خانه کتاب و ادبیات ایران منتشر شده است.

نام کیکاووس جهانداری بیش از هر چیز با کتابخانه ایران‌شناسی مجلس سنای سابق پیوند خورده است. او از سال ۱۳۳۴ در این کتابخانه فعالیت داشت و بعدها پس از عباس زریاب خویی به ریاست آن رسید. زمانی که مسئولیت کتابخانه را بر عهده گرفت، مجموعه آن تنها سه تا سه‌هزار و پانصد جلد کتاب داشت؛ اما با تلاش‌های او این رقم در آغاز سال ۱۳۵۸ به حدود چهل هزار جلد رسید.

جهانداری با دقت و وسواس فراوان منابع ایران‌شناسی و اسلام‌شناسی را از سراسر جهان گردآوری می‌کرد. او با ناشران و کتابفروشان اروپایی مکاتبه داشت و کاتالوگ‌های کتاب را به دقت بررسی می‌کرد تا بهترین آثار را برای کتابخانه انتخاب کند. بسیاری از پژوهشگران خارجی نیز آثار خود را به این کتابخانه اهدا می‌کردند.

شهرت این مجموعه به‌تدریج در میان ایران‌شناسان جهان گسترش یافت. حتی سیدحسن تقی‌زاده، رئیس مجلس سنا، وقتی برخی از این کتاب‌های کمیاب را می‌دید با شگفتی می‌پرسید که این آثار از کجا به دست آمده‌اند. جهانداری نه‌تنها مدیر کتابخانه بود، بلکه خود در انتخاب، سفارش و ثبت کتاب‌ها نیز نقش مستقیم داشت. او هر کتاب تازه را شخصاً بررسی می‌کرد، در دفتر ثبت می‌نوشت و سپس برای فهرست‌نویسی به کتابداران می‌سپرد. به این ترتیب، کتابخانه‌ای کوچک به گنجینه‌ای ارزشمند برای پژوهشگران تبدیل شد.

از تولد تا کتابشناسی

کیکاووس جهانداری در نهم آذرماه ۱۳۰۲ در کرمانشاه ) محل ماموریت پدرش) به دنیا آمد. او از نسل دوم فرزندان جهاندارمیرزا قاجار است و نام خانوادگی «جهانداری» برگرفته از نام جد اوست. جهانداری، تحصیلات متوسطۀ خود را در تهران به پایان رساند؛ از نخستین دانش‌آموزان مدرسه صنعتی آلمانی در تهران به شمار می‌رفت و اولین آموزگار زبان آلمانی‌اش، زنده‌یاد بزرگ علوی بود.

پس از تعطیلی مدرسه نامبرده (در زمان جنگ جهانی دوم) برای ادامۀ تحصیل به مدرسه فیروزبهرام رفت؛ ولی همچنان خود به یادگیری زبان آلمانی ادامه داد. کیکاووس جهانداری زبان آلمانی و به‌ویژه زبان ادبی آلمانی را به‌طور کامل در ایران فرا گرفت و به آن به‌خوبی تسلط یافت.

در سال۱۳۲۸ش از دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران در رشته زبان‌های خارجی فارغ‌التحصیل شد و در سال ۱۳۳۹ به دعوت دانشگاه فرانکفورت آلمان، به مدت شش‌ماه در آن دانشگاه به تدریس زبان فارسی پرداخت. جهانداری از قدیمی‌ترین دانش‌آموختگان کتابداری جدید در ایران است؛ که در نیمۀ دوم دهۀ ۱۳۳۰ ش، با گذراندن دورۀ کوتاه‌مدت کتابداری در دانشسرای عالی، با کتابداری نوین آشنا شد. او همچون دوستان نامور خود، دکتر عباس زریاب خویی، دکتر احمد تفضلی و استاد ایرج افشار، از روزگار جوانی دل به فرهنگ ایران باخته بود و در هر شرایطی برای اعتلا و پیشرفت این فرهنگ، دمی دست از کوشش برنمی‌داشت.

حیات کتابشناسانه

کیکاووس جهانداری، در تأسیس و فراهم‌آوری منابع تخصصی ایرانشناسی و اسلام‌شناسی در برخی از مهم‌ترین کتابخانه‌های ایران نقشی اساسی داشت. به گفتۀ کامران فانی، کمتر مجموعۀ ایرانشناسی و اسلام‌شناسی یافت می‌شود که نامی از جهانداری در آن نباشد. شناسایی و گردآوری منابع و مآخذ حوزۀ ایرانشناسی به زبان‌های غربی برای چندین کتابخانۀ مهم کشور، ازجمله کتابخانۀ مجلس سنای سابق، کتابخانۀ بنیاد فرهنگ ایران و کتابخانۀ مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، از دستاوردهای قابل توجه در کارنامۀ خدمات فرهنگی اوست. وی در خلال ‌سال‌های ۱۳۳۴ تا ۱۳۴۵ ش به سمت معاونت و از سال ۱۳۴۵ تا ۱۳۵۷ ش، پس از زنده‌یاد دکتر عباس زریاب خویی، ریاست آن کتابخانه را بر عهده داشت.

اما رشد اصلی کتاب‌های مجموعه، در زمان جهانداری صورت گرفت؛ زمانی که او به ریاست کتابخانه انتخاب شد، مجموع کتاب‌ها بین سه الی سه‌هزار و پانصد جلد بود، و در آغاز سال ۱۳۵۸ ش این رقم به حدود چهل هزار جلد رسید. از زمان ریاست جهانداری بر کتابخانۀ ایرانشناسی مجلس کتابخانۀ سنای سابق تعداد قابل‌توجهی از نشریات ایرانشناسی و اسلام‌شناسی درجۀ اول را به آن کتابخانه آورد، و همچنین آثار محققان غیرایرانی را جمع‌آوری و گنجینۀ گران‌بهایی فراهم کرد، و این آثار را با استفاده از مناسب‌ترین روش‌های فهرست‌نویسی و رده‌بندی، در اختیار پژوهشگران قرار داد.

او در شناخت پژوهش‌های اروپاییان دربارۀ ایران که بی‌نظیر بود و اطلاعات وسیع خود را با گشاده‌رویی در اختیار افراد و نهادهای گوناگون مهمترین می‌گذاشت. در آن زمان، وقتی سیّدحسن تقی‌زاده [رئیس مجلس سنای سابق] چشمش به بعضی از این کتاب‌های کمیاب می‌افتاد، چنان به وجد می‌آمد که مکرر می‌گفت: ماشاءاللّه! شما اینها را ازکجا پیدا کرده‌اید؟

جهانداری خود با کارگزاران و ناشران مکاتبه می‌کرد و هرگاه منابع به کتابخانه می‌رسید، آن‌ها را بررسی می‌کرد و در دفتر ثبت کتابخانه با خط خود به ثبت می‌رساند؛ سپس به کتابداران قسمت سازماندهی تحویل می‌داد. در واقع می‌توان گفت، علاوه بر ریاست کتابخانه، جهانداری عهده‌دار امور مجموعه‌سازی و سفارش‌ها نیز بود.

در مورد شیوۀ انتخاب آثار، همیشه می‌گفت: درست نمی‌توانم بگویم! فقط شناخت بود؛ یعنی مؤلفان برجسته‌ای را می‌شناختم که وقتی اثری از آن‌ها منتشر می‌شد، آن را انتخاب و برای کتابخانه تهیه می‌کردم. در مصاحبه‌ای، کیکاووس جهانداری در پاسخ من که گفتم به نظر می‌رسد شما در شکل‌گیری این مجموعه نقش بسزایی داشته‌اید، گفت: «من چندان کاری نکردم! شرایط مهیا بود. این درحالی است که حسن محجوب (مدیر شرکت انتشار)، که خود فردی مطلع و کتابشناس است و در آن سال‌ها معاون کتابخانۀ سنا بود، در مورد دانش استاد جهانداری اینگونه می‌گوید: ایشان شخصی فرهیخته و کتابشناسی برجسته بودند که به زبان آلمانی تسلط کامل داشته و به زبان انگلیسی و فرانسه نیز آشنا بودند.

مجموعۀ کتابخانۀ مجلس سنای سابق، در شکل‌گیری هستۀ اولیه کتابخانۀ مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی نیز نقش داشته است. جهانداری، خود در این باره می‌گوید: این مرکز، برای تأمین منابع خود از آن کتابخانه سود برده است. چون در آن زمان، من در مرکز کار می‌کردم، بخشی از منابع کتابخانۀ مرکز دائر ةالمعارف بزرگ اسلامی با استفاده از تهیۀ کپی از کتاب‌ها و نشریات این کتابخانۀ مجلس سنای سابق تأمین گردیده است.

دربارۀ زمینۀ موضوعی کتاب‌ها، جهانداری می‌گوید: بعضی از سناتورها می‌گفتند این کتابخانه به درد مجلس نمی‌خورد! راست هم می‌گفتند، چون ایرانشناسی، به معنی اخص، مورد نیاز مجلس نبود. یک‌بار به آقای تقی‌زاده نظر آنان را انتقال دادم؛ ایشان گفتند چه کسانی این حرف را می‌زنند؟ گفتم آقای دکتر متین دفتری و یکی دو نفر دیگر. ایشان گفتند به آن‌ها بگویید تا شما در این مجلس هستید و با توجه به احاطه‌هایی که به کارهای حقوقی دارید، فهرستی برای تهیۀ منابع حقوقی فراهم نمایید تا اقدام خرید صورت گیرد؛ با گفتن این جمله آن‌ها می‌روند دنبال کارشان! همان‌طور هم بود! چون پس از اینکه این را گفتم، هی چگونه فهرستی تهیه و ارائه نشد.

در بایگانی این کتابخانه، چندین سند موجود است که نشان می‌دهد استادان زنده‌یاد ایرج افشار، زریاب خویی، زرین‌کوب و… در سفرهایی که به خارج از کشور می‌رفتند، هرگاه به کتاب‌های مناسب با مجموعه این کتابخانه برمی‌خوردند، با استاد جهانداری مکاتبه می‌کردند و آن‌ها را برای کتابخانه تهیه می‌کردند.

به‌خاطر همجواری این کتابخانه با مجلس سنا، اشکالاتی در مورد مراجعه‌کنندگان وجود داشت. جهانداری که ریاست کتابخانه را بر عهده داشت، خود تلفنی با مراجعینی که در پا گرد ورودی مجلس بودند صحبت می‌کرد، تا نیازشان را شناسایی کند و اگر در حد منبعی بود که در کتابخانه‌های دیگر کشور یافت می‌شد، آن‌ها را به جایی دیگر راهنمایی می‌کرد، و در غیر این صورت، شخصاً مسئولیت حضور آن‌ها را در کتابخانه می‌پذیرفت، که البته کار آسانی نبود.

در مصاحبه یادشده جهانداری شهرت این کتابخانه را بین ایرانشناسان و اسلام‌شناسان خارج از ایران مطرح کرد، و ازجمله از مرحوم مینورسکی یاد کرد که آثار خودش را به این کتابخانه اهدا می‌کرد: آن‌ها وقتی به ایران می‌آمدند، برای دیدن بعضی از منابع به این کتابخانه رجوع می‌کردند و چون به این کتابخانه علاقه داشتند، آثارشان را نیز اهدا می‌کردند.

او همچنین از بزرگانی، به‌عنوان مراجعان خاص کتابخانه، نام برد: استادان زنده‌یاد محمدتقی دانش‌پژوه، دکتر محمد مقدم، دکتر شفیعی کدکنی، دکتر خانلری، دکتر زرین‌کوب، استاد محیط طباطبائی، استاد اصغر مهدوی، استاد ایرج افشار، استاد مینوی، پروفسور احسان یارشاطر و … . البته استاد شفیعی کدکنی، مدت کوتاهی همکار ما در کتابخانه بود و سپس به دانشگاه منتقل شد، و بعد از آ ن‌هم گاهگاه به کتابخانه مراجعه می‌کرد.

زنده‌یاد ایرج افشار، دربارۀ مراجعین و مشاورین کتابخانۀ سنای سابق نوشته است: «در دهۀ ۱۳۳۱ ۱۳۴۰ ، زرین‌کوب با سیّدحسن تقی‌زاده آشنایی پیدا کرد و در این دهه بود که زرین‌کوب، به عضویت کتابخانۀ مجلس سنا درآمد. در آن اوقات، عباس زریاب خویی که رئیس کتابخانه بود، به سفر تحصیلی آلمان می‌رفت و کیکاووس جهانداری، در آن کتابخانه دست تنها مانده بود.

ظاهراً به معرفی زریاب بود که زرین‌کوب به عضویت کتابخانه درآمد. … تقی‌زاده به زریاب و جهانداری تأ‌کید کرده بود، زرین‌کوب و امثالهم با آسایش خاطر و رفاه نسبی که برایشان فراهم کرده‌ایم، در محل کتابخانه به تحقیق و تجسس مورد تمایل خود بپردازند. زرین‌کوب حدود هشت سال از این فرصت استفاده کرد.»

از دیگر سمت‌های کیکاووس جهانداری، مسئولیت کتابخانۀ بنیاد فرهنگ ایران بود: [بنیاد فرهنگ ایران که در سال ۱۳۴۳ ش تأسیس شده بود] به دعوت خانلری به بنیاد آمد و در زمانی اندک توانست سی الی چهل هزار کتاب خوب کم‌نظیر به زبان‌های فارسی، عربی و اروپایی برای کتابخانۀ بنیاد تدارک نماید. هنر جهانداری این بود که با تفحص در فهرست کتابفروشی‌های غربی، می‌توانست با توجه به محدودیت بودجۀ کتابخانه، بهترین‌ها را از میان آن‌ها بیابد و برای کتابخانه خریداری نماید.

دکتر ژاله آموزگار، در مطلبی درباره زنده‌یاد جهانداری چنین می‌گوید: من از سال ۱۳۴۷ که به ایران برگشته و در بنیاد فرهنگ ایران که مرحوم پرویز ناتل خانلری ادارۀ آن را بر عهده داشت و دریچه‌ای را به روی ما گشود مشغول شدم، با شادروان کیکاووس جهانداری آشنا شدم. ایشان کتابدار بسیار ماهری بود و بین همۀ دوستان، به‌عنوان کسی که کتاب را چون جواهری می‌دانست و بزرگ می‌داشت، شناخته می‌شد. ایشان از نسل بزرگانی چون احمد تفضلی، ایرج افشار و عباس زریاب خویی که همه با کتاب دمخور بودند، بود و در اصطلاح از «قومی که جمله بر آن بودند» بود.

در مورد کار مجموعه‌سازی منابع ایرانشناسی و اسلام‌شناسی برای مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، دکتر سیّدصادق سجادی معاون پژوهشی مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، در مطلبی تحت عنوان «کتابدار ایرانشناس» چنین می‌گوید: پس از انقلاب، بسیاری از اهل تحقیق که بازنشسته شدند به دائرةالمعارف بزرگ اسلامی آمدند و کیکاووس جهانداری نیز در شمار آنان بود.

ایشان از همان نخستین سال تأسیس، به‌عنوان مدیر بخش منابع خارجی، تجربیات خود را در زمینۀ منابع غیرفارسی در حوزه اسلام و ایران در اختیار گذاشت، و تا چهار سال پیش که بیماری‌اش شدت یافت، به‌شکل مستمر و موظف در آن نهاد، حاضر می‌شد. جالب آنکه حتی بسیاری از ناشران مطرح اروپا، همچنان به نام استاد، فهرست منشورات تازۀ خود را ارسال می‌کردند، که این مهم، نشان از برجسته بودن آن شخصیت علمی داشت.

همچنین ایشان در شب کیکاووس جهانداری از شب‌های بخارا چنین گفت: عشق عجیبی داشت که محققین جوان را راهنمایی بکند، کمک بکند هم در یافتن منابع تحقیقی و هم در دسترس قرار دادن این منابع، و ا گر هم لازم بود ترجمۀ این منابع. فهرست جامعی، مثلاً قریب به ۵۰۰ مدخل از کتاب‌های محققین اروپایی در زمینه‌های ایران‌شناسی و اسلام‌شناسی استخراج کرده بودند. افزون بر این، خدمات او به‌عنوان یکی از قدیم‌ترین دانش‌آموختگان کتابداری جدید در ایران، در مدیریت کتابخانه، نسبت به محققان و مراجعان قابل توجه بود، و بر این وجه ایشان تأکید شده است، به نحوی که موجب اعجاب آن‌ها می‌شد.

جهانداری در مورد مجموعه‌سازی کتاب‌های شر ق‌شناسی برای این سه کتابخانۀ مهم کشور می‌گوید: من در مدت خدمت خود در کتابخانه‌های سنا ]کتابخانۀ ایرا نشناسی مجلس شورای اسلامی[ و بنیاد فرهنگ ایران و اخیراً در مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، با کتابفروشی‌های خارجی در تماس بودم… در آن زمان کاتالوگ کتابفروشی‌های خارجی که کتاب‌های شرقی می‌فروختند، به کتابخانه می‌رسید، که اهم آن‌ها تا جایی که به یاد دارم اینها بودند: کتاب‌فروشی هفر از انگلستان، مزون، گوتنر و ساموئلیان از فرانسه، بریل از هلند، هاراسویتس از آلمان و چند خرده‌کتابفروش دیگر که دارای اهمیت نبودند، و کار ما با آن‌ها به جایی نرسید.

بعدها نیز یک کتابفروشی دیگر در انگلیس از هفر منشعب شد و خود مستقلاً به کار پرداخت، به نام اد اورینتم، که انصافاً کاتالوگ‌های خوب و پر و پیمانی تهیه می‌کرد و در کار خود بصیرت داشت و به قول خودمان دندان‌گرد هم بود؛ اما قسمت اصلی کار ما با هاراسویتس بود و بیشتر کتاب‌های نادر و کمیاب مجموعۀ نفیس کتابخانۀ سنای سابق را، چه به زبان‌های اروپایی و چه به زبان‌های فارسی و عربی، چه چاپ‌های جدید و چه چاپ‌های قدیم، این کتابفروشی تهیه می‌کرد و می‌فرستاد، کاتالوگ‌هایی که این کتابفروشی تهیه می‌دید همه با تبویب دقیق و فصول و موضوع‌های مجزا از هم بود.

همواره رسیدن کاتالوگ‌های هاراسویتس برای ما نعمتی غیرمترقبه بود. بلافاصله کارهای دیگر را زمین می‌گذاشتیم و دست به‌کار می‌شدیم و چنین بود که تقریباً سهم ما از کتاب‌های کمیاب از دیگران بیشتر می‌شد.

ترتیب دیگر کار ما برای تکمیل مجموعۀ خود این بود که عناوین مورد احتیاج خود را برای هاراسویتس می‌فرستادیم و آن‌ها در کمین می‌نشستند تا به محض پیدا شدن کتاب دلخواه به ما خبر دهند تا ا گر قیمت آن گزاف نبود، آ ن را سفارش دهیم. البته با بازنشسته شدن مدیر قسمت شرقی کتابفروشی هاراسویتس، کار به دیگران سپرده شد که از عهدۀ کار خود به خوبی و شایستگی برنیامدند، و در نتیجه این بخش آن کتابفروشی تقریباً به تعطیلی کشید.

درباره بریل هلند که مؤسسۀ انتشاراتی و کتابفروشی بسیار معتبر و کم‌نظیری است و بیش از سیصد سال از تأسیس آن می‌گذرد، باید یادآور شوم که نظم و ترتیب آن واقعاً جای اعجاب داشت و دارد؛ اما قیمت نسبتاً بالای درخواستی آن با اوضاع و احوال اداری مملکت متناسب نبود و اغلب برای چند روز تأخیر در پرداخت پول، نا گزیر از مکاتبه‌های وقت‌گیر می‌شدیم؛ این بود که میزان خرید ما از آن مؤسسه، رقم قابل ملاحظه‌ای نبود.

در این چند سال اخیر، کتابفروشی‌هایی در هلند دست به کار تهیۀ کاتالوگ کتاب‌های شرقی دیریاب شده‌اند و گاه برای کتابی که چندان اهمیت ندارد، رقم سرسام‌آوری مطالبه می‌کنند؛ این کاتالوگ‌ها را بر روی کاغذ مرغوب و چاپ چندرنگ، با شرح و بسط و آب‌وتاب فراوان عرضه می‌کنند. تصور می‌کنم خرید از چنین فروشندگانی با بودجه‌های بسیار محدودی که برای خرید کتاب از خارج در اختیار کتابخانه‌هاست، صلاح نباشد و نویسندۀ این سطور در جایگاه یک کتابدار کهنه‌کار، چنین اقدامی را توصیه نمی‌کند.

کتابفروشی دیگری را نیز به یاد دارم به نام «کتاب‌های نادر آسیایی که در حدود سی و اندی سال پیش در امریکا تأسیس شده بود و در کار یافتن کتاب‌های نادر واقعاً کوشا بود. این کتابفروشی، با آگاه شدن از نوع کتاب‌های مطلوب هر مؤسسه‌ای، می‌کوشید آثار باب دندان آن را بیابد و به آن پیشنهاد کند؛ قیمت‌های پیشنهادی، چندان دور از انصاف نبود.

اما معدود کتابفروشی‌های ایرانی بودند که آن‌ها هم سهمی از برآوردن نیازمندی‌های ما را به عهده داشتند ازجمله: کتابفروشی دانش در خیابان سعدی، به مدیریت نوراللّه ایرا ن‌پرست؛ کتابفروشی دادیان در همان محدوده؛ ولادیمیر کاشین، نزدیک انجمن فرهنگی بریتانیا در خیابان فرودسی؛ دکتر حسین مفتاح در یکی از پاساژهای جنوبی خیابان منوچهری؛ و یک کتابفروشی دیگر در خیابان فردوسی به مدیریت لیبرمان. کیکاووس جهانداری، علاوه بر مدیریت و مجموعه‌سازی سه کتابخانۀ نامبرده، با دیگر کتابخانه‌ها نیز همکاری می‌کرد و در جلساتی که برای بررسی وضعیت کتابخانه‌های کشور بر پا می‌شد، حضوری فعالانه داشت. ازجمله او به‌عنوان صاحب‌نظر کتابداری از اعضای شورای کتابخانۀ فرهنگستان زبان و ادب فارسی بود.

استاد عبدالحسین حائری می‌گوید: راجع به وضعیت کتابخانه‌های کشور هم به خاطر دارم اوایل انقلاب، در زمانی که مسئولیت وزارت علوم و فرهنگ، هر دو برعهدۀ آقای دکتر شریعتمداری بود، جلساتی توسط ایشان تشکیل می‌شد و در آن جلسات، از افراد صاحب‌نظری مثل آقایان استاد افشار، جهانداری، آذرنگ و خانم شادمان دعوت می‌شد که دیدگا ه‌های خودشان را مطرح کنند.

جهانداری معتقد بود که: نقش کتابخانه‌های تخصصی در پرورش نخبگان علمی جامعه، از هر درس و هر دانشگاهی مهمتر و تأثیرگذارتر است. زنده‌یادان استادان دکتر عباس زریاب خویی و ایرج افشار نیز همین نظر را داشتند، ولی افسوس که این باور درست تا کنون در سرزمین ما به بار ننشسته است. کتابخانه‌های تخصصی نباید در کتابخانه‌ای دیگر ادغام شوند؛

چون اگر این اتفاق رخ دهد، کتابخانه از یکدستی موضوعی خارج، و مجموعۀ آن پراکنده می‌شود. در ایران خیلی سابقه دارد؛ برای تأسیس یک کتابخانۀ تخصصی، اول حر فهایی گفته می‌شود؛ ولی آخر، اغلب آن‌ها همه تبدیل به یک کتابخانۀ عمومی می‌شوند. او همچنین عقیده داشت برای یک کتابخانۀ تخصصی، نباید دنبال جلب مراجعین زیاد بود؛ چون خاص محققان است و البته برای سرویس‌دهی به این نوع مراجعه‌کننده، باید سعی وافی مبذول داشت.

پس از کتابشناسی

در وبگاه فرهنگنامۀ کودکان و نوجوانان، از کیکاووس جهانداری به‌عنوان یکی از مشاوران علمی و فنی در دوازده جلد از فرهنگنامه نام برده شده است. همچنین او در انتشار چند منبع همکاری داشته است؛ ازجمله:

– سرمایه‌گذاری مشترک به همراه ایرج افشار، محمدتقی دانش‌پژوه، عباس زریاب خویی، عبدالرحمن عمادی و حافظ فرمانفرمائیان جهت نشر مجدد کتاب جهادیه اثر میرزا بزرگ قائم مقام فراهانی، که در سال ۱۳۵۳ ش توسط انتشارات فرهنگ ایرا ن‌زمین منتشر شده است؛

– همکاری با ایرج افشار و جعفر صمیمی جهت نشر مجدد نشریۀ کاوه یکی از یادگارهای سیّد حسن تقی‌زاده، که در سال ۱۳۵۶ ش توسط انتشارات امیرکبیر منتشر گردیده است

– ترجمۀ مقدمۀ مارزلف و پانزده حکایت از کتاب آلمانی بهلو ل‌نامه: تحلیل تاریخی اجتماعی شخصیت بهلول… اثر مارزلف، که در سال ۱۳۸۸ ش در تهران توسط نشر چشمه منتشر شده است.

– ترجمۀ مقدمۀ آلمانی کتاب تاریخ اولاد تیمور از تواریخ ملوک و انبیاء تألیف جعفربن محمدبن حسن حسینی معروف به جعفری، که در سال ۱۳۹۳ ش توسط انتشارات مورخ در قم منتشر شده است.

بُعد دیگر زندگی علمی کیکاووس جهانداری، مترجمی است. او که سا ل‌های طولانی به مطالعۀ تاریخ هنر و تمدن اروپا پرداخته بود، و به همراه دوستش ایرج افشار، مطالعات پیگیری در حوزۀ ایرانشناسی و تاریخ ایران داشت، برای یافتن پیشینۀ تاریخی و جغرافیایی ایران در دوره‌های مختلف، عمده فعالیت خود را بر پژوهش متمرکز کرد و در این حوزه به شکلی تخصصی به ترجمۀ آن دسته از آثار آلمانی‌ که درباره تاریخ و فرهنگ ایران تألیف شده بودند، پرداخت.

جهانداری از مترجمان پُرکار و توانای متون ایرانشناسی و ادبیات بود، ترجمه‌هایی شیوا، روان و بی‌غلط، با نثری زیبا و دلکش که مترجمان، بحق باید آن‌ها را در کار ترجمه، سرمشق دقت و استواری قرار دهند. آثار ترجمه‌شده توسط استاد، نشان می‌دهد که چه سرمایۀ سرشاری از گنجینۀ ادب و فرهنگ فارسی در ذهن و اندیشۀ او اندوخته شده بود.

جهانداری، در محافل ادبی حضور چندانی پیدا نمی‌کرد و به هیاهو علاقه‌ای نداشت. حتی در سنین سالخوردگی و هنگام ابتلا به بیماری، از بازنگری و تصحیح آثارش دست نمی‌کشید.

یک نمونۀ اخیر آن، رمان بیلیارد در ساعت نه و نیم است، که چاپ دوم آن نسبت به چاپ اول، از تفاوت‌های چشمگیری برخوردار است. دیگر آثار جهانداری نیز از این قاعده مستثنی نیستند؛ آثار او در تجدید انتشار، معمولاً با تغییر و اصلاح یا افزوده‌هایی همراه بود. جهانداری می‌کوشید تا ایران را از چشم غربی‌ها به ایرانیان دوباره معرفی کند.

تورج اتابکی، پژوهشگر ارشد در پژوهشکدۀ تاریخ اجتماعی و استاد کرسی تاریخ اجتماعی خاورمیانه و آسیای مرکزی در دانشگاه لیدن هلند، پس از درگذشت استاد جهانداری، در یادداشتی دربارۀ آثار ترجمه‌شده به‌وسیلۀ او چنین می‌گوید: در این ترجمه‌ها، آنچه نخست به چشم می‌آید، فروتنی کیکاووس جهانداری است. در هیچ‌کدام از این ترجمه‌ها جهانداری سر آن ندارد تا به رسم معمول از خود و زحمت ترجمه‌اش بگوید. یک‌راست به سراغ متن می‌رود و به دور از هر داوری، روایت راویان را آنگونه که ثبت شده، به دست می‌دهد.

پانوشت‌های مترجم نیز که به دقت آمده، بی‌هیچ داوری است و تنها باهدف فهم بیشتر خواننده نوشته شده است، و گاه دعوت خواننده به اندیشیدن و مطالعۀ بیشتر. از اینها که بگذریم، وسواس جهانداری دریافتن معادل‌های درست برای واژگان آلمانی است که چشمگیر است.

نمونه‌ای به دست دهم: در کتاب سفرنامۀ بلوشر، نویسنده جایی از «اندیشه‌های خاص ایرانیان سخن به میان می‌آورد، و از آیین باستانی ایرانیان می‌نویسد. از آیین زرتشت و اینکه بعضی از افکار اصولی این آیین مانند «خیر و شر» همچنان نزد ایرانیان باقی است؛ و بعد به مراسم «تدفین» نزد پیروان آیین زرتشت می‌رسد که به گفتۀ او شایان کمال توجه است.

جهانداری در پانوشتی که بر به‌کارگیری واژۀ «تدفین» آورده، چنین می‌نویسد: «چنانکه ملاحظه خواهد شد، پارسیان اجساد مردگان را دفن نمی‌کنند، یعنی به خاک نمی‌سپارند؛ بنابراین به کار بردن کلمه تدفین یا به‌ خاکسپاری در این مورد، درست و دقیق نیست ولی چون واژۀ دیگری که مناسب این معنی باشد یافته نشد، همان کلمۀ تدفین به کار رفت.

خانم مهین‌دخت خلیلی، همسر کیکاووس جهانداری، دربارۀ امانت‌داری همسرش به هنگام ترجمه از متن آلمانی، می‌گوید: «کاووس، دقت و وسواس زیادی در ترجمه برای معادل‌یابی داشت و وقت زیادی صرف آن می‌کرد.»

خانم خلیلی، همچنین می‌گوید: کاووس، بلندپروازی نداشت؛ درویش احوال بود؛ یک بار کتابی را انتخاب و تا نیمه ترجمه کرد، وقتی شنید مترجمی دیگر آن را در دست ترجمه دارد، کار را نیمه‌تمام رها کرد و وقتی من اصرار کردم که آن‌را به پایان رسانَد، گفت: ترجمۀ آن مترجم کامل و از من بهتر است؛ نیاز به ترجمۀ دوباره نیست . … از سال ۱۳۶۳ در مرکز دائر ةالمعارف بزرگ اسلامی مشغول به کار بود، و هرگاه در خانه کاری نداشت سرش را با مطالعه و خواندن کتاب گرم می‌کرد. او عاشق کتاب بود.

آثار

فهرست آثار استاد جهانداری در دو بخش کتاب و مقالات ارائه می‌شود. او با تمام اطلاعات و دانشی که داشت، هیچ‌گاه دست به تألیف نزد و ترجیح داد متون دست اول ایرانشناسی و ادبیات آلمانی را با ترجمۀ روان و نثر دلنشین خود به جامعۀ فرهنگی ایران ارائه دهد.

کتاب:

– افسانه و سیزده داستان دیگر. هرمان هسه و … ]دیگران[. تهران: اساطیر، ۱۳۷۸ ش. ۲۳۰ ص.

– ایران در عهد شاه عباس دوم. پاول لوفت. ]برای[ کتابخانۀ تخصصی وزارت امور خارجه. تهران: وزارت امور خارجه، مؤسسۀ چاپ و انتشارات، ۱۳۸۰ش. چهارده+ ۲۷۴ ص. )چاپ دیگر توسط نشر ماهی، ۱۳۸۸ ش، ۳۱۱ ص)

– بتهوون. فلیکس هوخ. ]ترجمۀ[ کیکاووس جهانداری، هوشنگ دولت آبادی . تهران: نشر ماهی، ۱۳۸۸ ش، ۶۰۸ ص )در دست انتشار).

– بیلیارد در ساعت نه و نیم. هاینریش بل. تهران: سروش )انتشارات صدا و سیما(، ۱۳۷۷ ش، ۲۹۲ ص. )چاپ دیگر توسط نشر ماهی، ۱۳۸۹ ش، ۳۲۵ ص. چاپ دوم، ۱۳۹۱ ش، چاپ سوم، ۱۳۹۲ ش).

– تاریخ ایران و ممالک همجوار آن از زمان اسکندر تا انقراض اشکانیان. آلفرد گوتشمید. با مقدمه‌ای از نولدکه. تهران: شرکت سهامی چاپ و انتشارات کتب ایران، ] ۱۳۵۶ ش؟[. خ+ ۳۴۶ ص. ویرایش دوم توسط انتشارات بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۵۶ ش، ۲۷۰ ص.( )چاپ دیگر توسط شرکت انتشارات علمی و فرهنگی و ققنوس، ۱۳۷۹ ش، ۲۱۵ ص. چاپ چهارم، ۱۳۸۲ ش، چاپ پنجم، ۱۳۸۸ ش).

– تاریخ نگارش‌های عربی. جلد سوم: پزشکی، داروسازی، جانورشناسی، دا مپزشکی. فؤاد سزگین. تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان چاپ و انتشارات، ۱۳۸۰ ش. )چاپ دوم، ۱۳۸۶ ش).

– تشکیل دولت ملی در ایران : حکومت آ ققوینلو و ظهور دولت صفوی ۶۵ . والتر هینتس. تهران: کمیسیون معارف، ۱۳۴۶ ش. سیزده+ ۲۲۵ ص: مصور، نقشه، نمودار. )ویرایش دوم توسط انتشارات خوارزمی، ۱۳۶۱ ش، ۱۷ + ۲۲۵ ص. چاپ چهارم، ۱۳۸۲ ش، چاپ پنجم، ۱۳۸۸ ش)

– جغرافیای تاریخی فارس. پاول شواتس. تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، ۱۳۷۲ ش. ۲۹۳ ص: نقشه. )چاپ دوم، ۱۳۸۲ ش( – جها ن‌های گمشده. آن تری وایت. تهران: اب نسینا- فرانکلین، ۱۳۴۱ ش. ۲۹۳ ص: مصور، نقشه. )چاپ دیگر توسط سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی، ۱۳۶۸ ش، ۲۵۸ ص( )چاپ دیگر توسط شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۷۳ ش، ۲۵۸ ص( )ویرایش دوم توسط شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۸۰ ش، ۲۳۲ ص. چاپ پنجم، ۱۳۸۳ ش، چاپ ششم، ۱۳۸۵ ش)

– خاطرات نیدرمایر: زیر آفتاب سوزان ایران. اسکارفن نیدرمایر. تهران: نشر تاریخ ایران، ۱۳۶۳ ش. ۴۱۲ ص: مصور، نقشه )رنگی، تا شده(. )ویرایش دوم توسط اساطیر، ۱۳۸۰ ش، ۳۵۱ ص: مصور)

– روم و ایران دو قدرت جهانی در کشاکش و همزیستی. انگلبرت وینتر، بئاته دیگناس. تهران: نشر و پژوهش فرزا نروز، ۱۳۸۶ش. شانزده+ ۳۷۴ ص: مصور، نقشه. )چاپ دوم، ۱۳۸۷ ش)

– زندگی من. ایگور استراوینسکی. تهران: ایرانمهر، ] ۱۳۳۴ ش؟[. ۲۵۵ ص. )چاپ دوم، ۱۳۴۶ ش، چاپ سوم، انتشارات خوارزمی، ۱۳۵۷ ش، چاپ چهارم، ۱۳۸۰ ش، ۲۹۱ ص)

– سفرنامه انگلبرت کمپفر: در دربار شاهنشاه ایران . انگلبرت کمپفر. تهران: انجمن آثار ملی، ۱۳۵۰ ش. بیس توچهار+ ۳۸۲ ص: مصور، نقشه. )ویرایش دوم توسط خوارزمی، ۱۳۶۰ ش، ۲۸۵ ص: مصور. چاپ سوم، ۱۳۶۳ ش، چاپ چهارم، ۱۳۸۵ ش)

– سفرنامه بلوشر: گردش روزگار در ایران. ویپرت بلوشر. تهران: خوارزمی، ۱۳۶۳ ش. ۳۴۴ ص: مصور. )چاپ دوم، ۱۳۶۹ ش)

– سفرنامه پولاک «ایران و ایرانیان » .یا کوب ادوارد پولا ک. تهران: خوارزمی، ۱۳۶۱ ش. ۵۳۶ ص: مصور. )چاپ دوم، ۱۳۶۸ ش)

– شا ه‌اسماعیل دوم صفوی. والتر هینتس. تهران: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۷۱ ش. ۱۶۳ ص: نمودار. )چاپ دوم، ۱۳۸۱ ش)

– شاهنامۀ فردوسی؛ ساختار و قالب. کورت هاینریش هانزن. تهران: نشر و پژوهش فرزا نروز، ۱۳۷۴ش . ۲۵۶ ص. )چاپ دوم، ۱۳۸۴ ش)

– طبقه‌بندی قصه‌های ایرانی. اولریش مارزلف. تهران: سروش )انتشارات صداوسیما(، ۱۳۷۱ش . ۳۱۰ ص: جدول، نقشه. )چاپ دوم، ۱۳۷۶ ش، چاپ سوم، ۱۳۹۱ ش)

– قطار به موقع رسید. هاینریش بل. تهران: نشر چشمه، ۱۳۷۲ ش . ۱۶۵ ص. )چاپ دوم، ۱۳۷۷ ش، چاپ سوم، ۱۳۸۵ ش، چاپ چهارم، ۱۳۸۷ ش، چاپ پنجم، ۱۳۸۹ ش، چاپ ششم، ۱۳۹۰ ش، چاپ هفتم، ۱۳۹۳ ش)

– گرگ بیابان. هرمان هسه. تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۰ ش. ۳۹۸ ص. )چاپ دوم، ۱۳۴۶ ش، چاپ سوم، ۱۳۵۴ ش. انتشارات اساطیر، ۱۳۶۸ ش، ۳۶۸ ص، چاپ دوم، ۱۳۷۶ ش، چاپ سوم، ۱۳۸۳ ش، چاپ چهارم، ۱۳۸۸ ش، چاپ پنجم، ۱۳۹۴ ش)

– گفتارهای ایرا نشناسی. به اهتمام میثم کرمی. تهران: نشر گستره- با همکاری نشر نسخه، ۱۳۹۲ ش. ۳۶۰ ص.

– مارکوپولو در ایران. آلفونس گابریل. تهران: بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار، ۱۳۸۳ش . ۱۹ + ۳۳۴ ص: مصور، نقشه.

– مبانی تاریخ ساسانیان. کلاوس شیپمان. تهران: نشر و پژوهش فروزا نروز، ۱۳۸۴ ش. ش+ ۱۸۹ ص: نقشه. )چاپ دوم، ۱۳۸۶ ش، چاپ سوم، ۱۳۹۰ ش)

– نظام ایالات در دوره صفویه. رهربرن. تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۹ش . ۱۲ + ۲۴۷ ص: نقشه، شجر هنامه. )چاپ دوم، ۱۳۵۷ ش. چاپ سوم، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۸۳ش، هشت+ ۲۵۱ص: نقشه، نمودار)

– واسموس. دا گوبرت فن میکوش. قم: مؤسسۀ فرهنگی همسایه- بوشهر: مرکز بوشهرشناسی، ۱۳۷۷ ش. ۳۶۳ ص: مصور، نمونه، عکس. )نشر قطره- شهاب ثاقب، ۱۳۸۳ش، ۳۰۹ ص )/ایبنا

‫0/5 ‫(0 نظر)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جستجو