این سیاست که میتواند تعمدی یا بهصورت یک رویه نانوشته در ساختار تصمیمگیری کشور وجود داشته باشد، در دورههای مختلف بهویژه در زمان انتخابات مشهود است؛ زمانی که فضای سیاسی بازتر میشود، اظهار نظرها در رسانهها با آزادی بیشتری انجام میگیرد و به خواستههای اجتماعی توجه بیشتری میشود. با این حال، پس از انتخابات، بهتدریج فضا محدود میشود و شرایط به حالت پیشین بازمیگردد.
نتیجه این وضعیت، شکلگیری احساس بیاعتمادی در میان مردم است؛ شهروندان در دورههای گشایش سیاسی احساس میکنند میتوانند مطالبات خود را بیان کنند، اما پس از مدتی شاهد بازگشت به فضای بسته هستند. این نوسان سیاسی، بهویژه در سپهر عمومی و اجتماعی، موجب لطمه به سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی میشود.
بر اساس این تحلیل، حتی اگر فرض شود چنین سیاستی تعمدی نیست، استمرار آن بهعنوان یک عادت سیاسی ناخواسته، آثار زیانباری بر جامعه دارد. کاهش مشارکت عمومی و تضعیف باور به پایداری گشایش سیاسی از جمله پیامدهای این روند است.
پیشنهاد میشود نهادهای مؤثر در سیاستگذاری کشور از جمله دولت، شورای عالی امنیت ملی، قوه قضاییه و مجلس، با اتخاذ رویکردی خردمندانه و هوشمندانه، سیاستی پایدار برای پایان دادن به این چرخه اتخاذ کنند. به باور تحلیلگران، تداوم فضای باز سیاسی، حتی با وجود برخی عوارض کوتاهمدت، میتواند زمینهساز افزایش اعتماد عمومی و مشارکت گستردهتر مردم در عرصههای مختلف، از جمله انتخابات و برنامههای ملی باشد. در آستانه انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا در ۱۱ اردیبهشتماه، مدیریت سنجیده این فضا میتواند نشانهای از بلوغ سیاسی نظام و پایانی بر سیاستهای متناوب قبض و بسط باشد. حفظ و ارتقای گشایش سیاسی، نهتنها موجب تقویت سرمایه اجتماعی میشود، بلکه میتواند از بازتولید بیاعتمادی عمومی جلوگیری کند و الگویی پایدار از مشارکت سیاسی شکل دهد. حسین حمیدیان، استاد دانشگاه در گفتوگو با آرمان امروز با تشریح وضعیت سیاسی کشور در دهههای گذشته، اظهار کرد: «فضای سیاسی ایران در طول سالها روندی سینوسی را طی کرده است؛ به این معنا که در برخی مقاطع شاهد گشایش و در مقاطع دیگر شاهد انسداد بودهایم. هرچند حاصل جمع این وضعیت، تا حدی رو به جلو بوده، اما نوسان مداوم آن، آثار منفی قابل توجهی بر اعتماد عمومی گذاشته است.»
وی افزود: «در دورههای انتخاباتی معمولاً فضا بازتر میشود و اظهار نظر در رسانهها و جامعه تسهیل میگردد، اما پس از پایان انتخابات، بهتدریج شرایط به سمت محدودیت بازمیگردد. این تغییرات، نوعی بیثباتی در رفتار سیاسی و اجتماعی ایجاد میکند که در نهایت به فرسایش سرمایه اجتماعی منجر میشود.»
این استاد دانشگاه تأکید کرد: «حتی اگر فرض کنیم این سیاست تعمدی نیست و از روی عادت یا رویهای نانوشته اجرا میشود، نتیجهاش یکسان است: کاهش اعتماد عمومی. مردم وقتی میبینند فضا باز میشود و میتوانند حرف بزنند و خواستههایشان را بیان کنند، انتظار دارند این روند ادامه پیدا کند؛ اما وقتی ناگهان فضای بستهای جایگزین میشود، احساس میکنند صدایشان شنیده نشده و اعتمادشان سست میشود.»
حمیدیان با بیان اینکه باید به این «سیاست سینوسی» پایان داده شود، گفت: «نهادهای تصمیمگیر، از دولت گرفته تا شورای عالی امنیت ملی، قوه قضاییه و مجلس، باید سیاستی پایدار برای حفظ گشایش سیاسی تدوین کنند. این گشایش اگرچه ممکن است در کوتاهمدت چالشهایی ایجاد کند، اما در بلندمدت موجب افزایش مشارکت مردم و تحکیم پیوند میان جامعه و حاکمیت خواهد شد.»
وی افزود: «در آستانه انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا در ۱۱ اردیبهشتماه، ضروری است مدیریت فضای سیاسی با خردمندی و هوشمندی بیشتری انجام شود تا شاهد بازگشت به محدودیت نباشیم. استمرار فضای باز سیاسی میتواند به پایان سیاست زیانبار قبض و بسط کمک کند.»
این استاد دانشگاه در پایان خاطرنشان کرد: «نظام سیاسی باید گشایشهای ایجادشده را حفظ و تقویت کند، حتی اگر ملاحظاتی در مسیر وجود داشته باشد. سیاست گشایش آرام اما پیوسته، هوشمندانهترین و پویاترین رویکرد برای تقویت سرمایه اجتماعی و افزایش اعتماد عمومی است.»
