به گزارش امید روز ، به نقل از گروه رسانهای شرق،
سفر همزمان محمدباقر قالیباف، عباس عراقچی و عبدالناصر همتی به قطر، بار دیگر فضای سیاسی و رسانهای را به سمت تقویت گمانهزنیها درباره احتمال حصول تفاهم اولیه سوق داده است. هرچند تا لحظه تنظیم این گزارش، جزئیات رسمی این دیدارها منتشر نشده و نتیجه نهایی تفاهم تهران-واشینگتن هم در هالهای از ابهام تناقضگوییهای ترامپ قرار دارد، ولی همچنان باید جانب احتیاط را در میانه خوشبینیهای حفظ کرد.
دوحه؛ ایستگاه تازه دیپلماسی پنهان
از ظهر دوشنبه، انتشار خبر سفر مقامات ارشد کشورمان به قطر، بار دیگر معادلات سیاسی پیرامون مذاکرات ایران و آمریکا را وارد فاز تازهای کرد و در عین حال نگاهها بار دیگر به دوحه دوخته شده است؛ پایتختی که پس از جنگ ۴۰روزه، نشانههایی از عقبنشینی و احتیاط در ایفای نقش مستقیم میانجیگرانه بروز داده بود، اما اکنون مجدد در کنار اسلامآباد به یکی از کانونهای اصلی تحرکات دیپلماتیک بدل شده است. بازگشت فعال قطر به معادله مذاکرات، بیش از هر چیز بازتابدهنده نگرانی عمیق کشورهای عربی از شکنندهبودن آتشبس و احتمال لغزش دوباره منطقه به سوی جنگی فراگیر است. در اینباره خبرگزاری تسنیم تأیید کرد که محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی و سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، راهی دوحه شدهاند. همزمان رویترز نیز گزارش داد که این دو مقام برای دیدار با نخستوزیر قطر و گفتوگو درباره امکان دستیابی به توافق میان ایران و آمریکا وارد پایتخت قطر شدهاند. المیادین هم با استناد به همین گزارش، هدف سفر را بررسی مسیر دستیابی به تفاهم اولیه عنوان کرد.
ایسنا هم مدعی شد مذاکرات هیئت ایرانی به ریاست قالیباف با مقامات قطر عمدتا بر موضوع تنگه هرمز و اورانیوم غنیشده با غنای بالای ایران متمرکز خواهد بود. اگرچه هنوز جزئیات رسمی و محتوای دیدارها منتشر نشده، اما منابع غیررسمی میگویند بخش مهمی از رایزنیها حول تکمیل چارچوب تفاهم اولیه و حل اختلافات باقیمانده جریان دارد. در همین چارچوب، خبر سفر عبدالناصر همتی، رئیس بانک مرکزی نیز به دوحه منتشر شد؛ سفری که گفته میشود محور اصلی آن تعیینتکلیف داراییهای بلوکهشده ایران بوده است. همزمان واشینگتنپست به نقل از یک دیپلمات آمریکایی مدعی شد «آخرین پیشنهاد» اکنون در انتظار تأیید ایران قرار دارد. طبق این گزارش، در صورت نهاییشدن تفاهم، ایران متعهد میشود بلافاصله روند بازگشایی تنگه هرمز را آغاز کند و ظرف ۳۰ روز شرایط تردد دریایی را به وضعیت پیش از جنگ بازگرداند. در مقابل، آمریکا و متحدانش نیز عملیات نظامی را در تمامی جبههها، ازجمله لبنان، متوقف خواهند کرد.
این رسانه آمریکایی همچنین مدعی شد تفاهم فعلی اساسا یک «تفاهمنامه سیاسی» است و نه توافق نهایی هستهای؛ به عبارت دیگر، هدف اصلی آن صرفا ایجاد چارچوبی برای ورود به مذاکرات بعدی درباره پرونده هستهای ایران خواهد بود. واشینگتنپست در ادامه نوشت که بازگشایی تنگه هرمز بهصورت مرحلهای انجام میشود و در گام نخست، آمریکا ۱۲ میلیارد دلار از داراییهای بلوکهشده ایران را آزاد خواهد کرد، عملیات مینروبی در تنگه آغاز میشود و بخشی از محاصره بنادر نیز کاهش خواهد یافت. در کنار نقشآفرینی تازه قطریها، پاکستان نیز کماکان فعال ظاهر شده و در این راستا فیلد مارشال عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، در دیدار با شی جینپینگ، رئیسجمهور چین، اعلام کرد که «توافق میان ایران و آمریکا به مراحل نهایی رسیده و دستیابی به آن بسیار نزدیک است».
ترامپ، روبیو و دوصدایی آشکار در واشینگتن
در همین حال، سفر مقامات ایرانی به دوحه و تکاپوهای قطر و پاکستان در شرایطی صورت گرفته که در ۴۸ ساعت گذشته مجموعهای از سیگنالهای متناقض آمریکاییها، فضای مذاکرات را بهشدت مبهم کرده بود. روز یکشنبه و بامداد دوشنبه، مجموعهای از مواضع دونالد ترامپ و مارکو روبیو، فضای مذاکرات را وارد مرحلهای پیچیده و متناقض کرد. ترامپ ابتدا در تروث سوشال مدعی شد مذاکرات با ایران «منظم و سازنده» پیش میرود و حتی رابطه تهران و واشینگتن در حال تبدیلشدن به رابطهای «حرفهایتر و پربارتر» است. او همچنین تأکید کرد که به تیم مذاکرهکننده خود گفته «عجله نکنند» و زمان را به نفع آمریکا دانست.
ترامپ سپس در موضعی دیگر گفت اگر با ایران به توافق برسد، آن توافق «خوب و درست» خواهد بود و برخلاف توافق دوران اوباما، «مسیر دستیابی ایران به سلاح هستهای» را باز نخواهد گذاشت. او همچنین منتقدان داخلی خود را «بازندههایی که چیزی نمیدانند» توصیف کرد و مدعی شد هنوز کسی از جزئیات توافق احتمالی اطلاعی ندارد. ترامپ عصر دوشنبه هم در پست جدیدی ادعا کرد «توافق با ایران یا بزرگ و معنادار خواهد بود، یا هیچ توافقی در کار نخواهد بود. این توافق دقیقا نقطه مقابل فاجعه برجام خواهد بود که توسط دولت شکستخورده اوباما مذاکره شد، همان توافقی که مسیری مستقیم و آشکار به سوی سلاح هستهای برای ایران بود. نه، من چنین معاملاتی نمیکنم». در همین حال فاکسنیوز به نقل از مقامات آمریکایی گزارش داد واشینگتن فعلا قصد ندارد امروز یا فردا توافقی را امضا کند و ترامپ ترجیح میدهد چند روز دیگر برای نهاییشدن متن فرصت داده شود. همین مسئله نشان داد که برخلاف فضای خوشبینانه اولیه، هنوز اختلافات درخور توجهی در پشت پرده وجود دارد. مارکو روبیو هم مانند رئیسجمهور خود مواضعی دوگانه اتخاذ کرد. وزیر خارجه آمریکا ابتدا تأکید کرد که توافق با ایران «هنوز در حال انجام است» و از حمایت منطقهای و جهانی برخوردار است. او حتی بامداد دوشنبه گفت امضای توافق همچنان ممکن است و واشینگتن «هر فرصتی را به دیپلماسی خواهد داد». با این حال روبیو همزمان هشدار داد که توافق هستهای را نمیتوان «در ۷۲ ساعت و به صورت سرسری» نهایی کرد؛ جملهای که از نگاه بسیاری از ناظران، نشانهای از فاصله قابل توجه طرفین تا حصول توافق نهایی تلقی شد. در همین حال، رسانههای نزدیک به جمهوریخواهان از تشدید اختلافات داخلی در واشینگتن خبر دادند. پانچبولنیوز گزارش داد که کاخ سفید از نمایندگان جمهوریخواه خواسته بود در حمایت از توافق با ایران در شبکههای اجتماعی موضعگیری کنند، اما بخشی از جمهوریخواهان نسبت به دفاع علنی از این تفاهم تردید دارند. همزمان گزارشهایی نیز درباره فشار جریانهای تندرو بر ترامپ منتشر شد. برخی رسانههای اسرائیلی مدعی شدند بنیامین نتانیاهو در محافل خصوصی اذعان کرده که دیگر نفوذ سابق را بر تصمیمات ترامپ ندارد و تیم نزدیک به رئیسجمهور آمریکا، بهویژه استیو ویتکاف و جرد کوشنر، برای پیشبرد تفاهم با ایران فشار زیادی وارد کردهاند.
پیرو تناقضات کاخ سفید، از یک سو سیانان به نقل از مقام ارشد آمریکایی از «پیشرفت ۹۵درصدی» مذاکرات خبر داده و برخی منابع از آمادهبودن متن تفاهم سخن گفته بودند، اما از سوی دیگر گزارشهایی درباره اختلاف بر سر نحوه آزادسازی داراییهای ایران، دامنه آتشبس در لبنان و تضمینهای مربوط به اجرای تعهدات منتشر شد. همزمان برخی رسانهها گزارش دادند که پاکستان و قطر همچنان نقش فعالی در میانجیگری ایفا میکنند و حتی اسلامآباد خواهان نقشآفرینی چین بهعنوان ضامن هرگونه تفاهم احتمالی شده است؛ مسئلهای که نشان میدهد معادله فعلی صرفا محدود به تهران و واشینگتن نیست و بازیگران منطقهای و بینالمللی نیز در حال اثرگذاری بر روند مذاکرات هستند.
میان خوشبینی و بازگشت تنش
مجموعه تحولات دو روز گذشته نشان میدهد اگرچه فضای کلی همچنان به سمت شکلگیری یک تفاهم اولیه میان تهران و واشینگتن حرکت میکند، اما همزمان نشانههای جدی از شکنندگی این روند نیز وجود دارد. هنوز اختلافات مهمی بر سر جزئیات متن تفاهم، نحوه اجرای تعهدات، آزادسازی داراییهای ایران، دامنه آتشبس در لبنان و حتی آینده مذاکرات هستهای پابرجاست. برخی منابع ایرانی نیز همچنان با دیده تردید به تحولات نگاه میکنند. تسنیم به نقل از منابع مطلع گزارش داده بود که کارشکنیهای آمریکا در برخی بندهای تفاهم، بهویژه درباره آزادسازی اموال بلوکهشده ایران، ادامه دارد و هنوز امکان شکست تفاهم منتفی نیست. همزمان خبرنگار الجزیره نیز از «نشانههای عقبنشینی آمریکا» در برخی موضوعات کلیدی خبر داده بود.
در چنین فضایی، سفر مقامات ایرانی به قطر را میتوان تلاشی برای جلوگیری از فروپاشی روند مذاکرات و تکمیل حلقههای باقیمانده تفاهم دانست؛ تفاهمی که اگرچه میتواند به کاهش تنش و توقف جنگ منجر شود، اما هنوز تا یک توافق جامع و پایدار فاصله زیادی دارد. واقعیت آن است که اکنون تهران و واشینگتن در نقطهای ایستادهاند که هم امکان حرکت به سمت حصول تفاهم اولیه، تنشزدایی و در نهایت توافق وجود دارد و هم خطر بازگشت دوباره جنگ. به همین دلیل در میانه سیل خبرها، توییتها و گمانهزنیها، همچنان باید احتیاط را چاشنی تحلیلها کرد؛ چراکه در معادله پیچیده ایران و آمریکا، هنوز هیچچیز نهایی نشده است.
صلاح الدین خدیو: ایران و آمریکا اکنون در فضای خاکستری تفاهم موقت برای تنفس متقابل ایستادهاند
صلاحالدین خدیو در گفتوگو با «شرق»، ضمن ترسیم تصویری چندلایه از وضعیت کنونی روابط تهران و واشینگتن، معتقد است «ایران و آمریکا اکنون، نه در نقطه جنگ تمامعیار قرار دارند و نه در آستانه یک توافق نهایی، بلکه در میانه وضعیتی خاکستری ایستادهاند که میتوان آن را «تفاهم موقت برای تنفس متقابل» توصیف کرد». به باور این تحلیلگر، «جنگ ۴۰روزه اخیر اگرچه خسارات سنگینی به ایران وارد کرد، اما برخلاف برآوردهای اولیه آمریکا و اسرائیل، به شکست یا تسلیم تهران منجر نشد و همین مسئله معادلات را تغییر داده است». خدیو در ادامه این گفتوگو با اشاره به سه کلیدواژه این روزهای فضای سیاسی یعنی «جنگ»، «تفاهم» و «توافق» باور دارد که «همین تمایز مفهومی میان تفاهم و توافق، خودش نشانه پیچیدگی بحران کنونی است. اگر طرفین به سمت توافق نهایی حرکت میکردند، تکلیف روشنتر بود؛ اما اکنون وضعیت در مرحلهای قرار گرفته که بیشتر به نوعی درک متقابل از محدودیتها شباهت دارد تا یک مصالحه جامع». این کارشناس متذکر میشود که «نتیجه جنگ اخیر، برخلاف تصور اولیه تلآویو و واشینگتن، به شکلگیری یک «جنگ ارادهها» انجامیده است؛ جنگی که در آن، عنصر تعیینکننده نه صرفا قدرت نظامی، بلکه میزان تابآوری طرفین است». این تحلیلگر مسائل منطقهای میگوید: «ایران در طول این جنگ نشان داد که آستانه تحمل درد و فشارش بهمراتب بالاتر از رقبای منطقهای و حتی آمریکاست. این مسئله برای استراتژیستهای آمریکایی و اسرائیلی شوکآور بود. ایران ضربه خورد، اما شکست نخورد و تسلیم نشد». خدیو با اشاره به نقش تنگه هرمز در تغییر موازنه بحران، تأکید میکند: «ایران با فعالکردن اهرم هرمز، توانست بحران را از سطح منطقهای به سطح اقتصاد جهانی منتقل کند. پیش از جنگ، این ایران بود که زیر فشار تحریم و بحران اقتصادی قرار داشت، اما اکنون اقتصاد جهانی، بازار انرژی و زنجیره تأمین نیز تحت تأثیر مستقیم این تنش قرار گرفتهاند. همین مسئله باعث شد نوعی موازنه در فشار شکل بگیرد».
وی ادامه میدهد: «آمریکا اکنون با یک بنبست مواجه است. بازگشت به جنگ گستردهتر، چه از طریق بمباران وسیع و چه ورود به فاز عملیات زمینی، هزینههای بسیار سنگینی دارد و تجربه هفتههای گذشته نشان داده که لزوما به نتیجه مطلوب منجر نمیشود. از سوی دیگر، ایران هم با مشکلات اقتصادی روبهرو است. تورم، فشار معیشتی و تبعات محاصره بنادر، ظرفیت تابآوری داخلی را محدود میکند. بنابراین هر دو طرف به این جمعبندی رسیدهاند که فعلا باید مقداری انعطاف نشان دهند». این کارشناس در بخش دیگری از گپوگفتش، به پیامدهای سیاسی جنگ برای آمریکا اشاره و تصریح میکند: «برای نخستین بار پس از جنگ سرد، آمریکا وارد یک درگیری نظامی مستقیم شد، اما نتوانست در کوتاهمدت به نتیجه نظامی مطلوب برسد. این مسئله به اعتبار ابرقدرتی آمریکا ضربه زده و همزمان فشار اقتصادی ناشی از بحران انرژی، حمایت داخلی از ترامپ را هم کاهش داده است».
حسین کنعانیمقدم: ما در دوره گذار هستیم که از خود جنگ مهمتر است
حسین کنعانیمقدم نیز بهعنوان دیگر تحلیلگر در گفتوگو با «شرق» و تحلیل اینکه تهران و واشینگتن در چه نقطهای از جنگ یا تفاهم قرار دارند، معتقد است «شرایط ایران و آمریکا اکنون در نقطهای خاکستری و پیچیده» است که به گفته او، «میتواند حتی از خود جنگ نیز حساستر و تعیینکنندهتر باشد». از اینرو، این فعال سیاسی تأکید میکند که تهران باید دستاوردهای میدانی، منطقهای و سیاسی ماههای اخیر را به «دستاوردهای عملیاتی و راهبردی» تبدیل کند و در عین حال مراقب «بازی فرسایشی» دونالد ترامپ باشد. تحلیلگر حوزه بینالملل با اشاره به فضای مبهم کنونی این را هم افزود که «ما الان در یک مرحله گذار هستیم؛ عبور از شرایط نه جنگ نه صلح به یک وضعیت جدید. به نظر من این مرحله گذار حتی از خود جنگ هم مهمتر است؛ چون اکنون باید تمام دستاوردهایی که در میدان، در عرصه منطقهای، در خیابان و حتی در موضوع تنگه هرمز به دست آمده، به دستاوردهای عملیاتی و سیاسی تبدیل شود تا بتوان آن را در خدمت امنیت ملی و منافع ملی قرار داد».
این فعال سیاسی در ادامه با اشاره به رفتارهای متناقض دونالد ترامپ درباره موضع تفاهم اولیه با ایران اعتقاد دارد رئیسجمهور آمریکا همچنان در حال اجرای یک «بازی فرسایشی» است. به تعبیر کنعانیمقدم، «ترامپ، سیاست را هم با همان منطق اداره میکند. یک روز میگوید به توافق نزدیک شدهایم و روز دیگر حرفش را پس میگیرد. اما تهران نباید اسیر این بازی شود و اگر آمریکاییها بخواهند مدل جنگ فرسایشی و فشار تدریجی را اجرا کنند، باید بدانند جمهوری اسلامی وارد زمین آنها نمیشود». او تأکید میکند که تهران باید در برابر واشینگتن «شطرنجباز» باشد، نه بازیگری احساسی و واکنشی؛ به این معنا «ما باید چندین حرکت بعدی ترامپ را از حالا بخوانیم و خودمان را برای بدترین سناریوها آماده کنیم. بنابراین غافلگیری سیاسی بزرگترین خطر در شرایط فعلی است». این کارشناس در پایان تأکید میکند: «مذاکرات فقط یک گذرگاه است، نه مقصد نهایی. از اینرو ایران همچنان با نگاه اقتدارمحور وارد روند گفتوگوها خواهد شد و اجازه نخواهد داد آنچه آمریکا و اسرائیل در میدان به دست نیاوردهاند، پشت میز مذاکره به دست آورند».
