خبر تلخ بود و شوک همهی جامعه را فرا گرفت. اسماعیل هنیه در ایران به شهادت رسید. هنوز ابعاد فاجعه و دلایلش معلوم نشده و خبری از جزئیات نداریم. اما در تلخی اتفاق، اثری ایجاد نمیکند. باید بررسی کرد که چرا این ترور ها اتفاق میافتد؟ خاستگاهش کجاست؟ پشت پرده ی ترور ها چه می گذرد و آیا منافع صرفا سیاسی برای عاملان ترور، حادثه را توجیه میکند یا نه؟
ازتاریخچه استعمار و مرزبندیهای مصنوعی شروع کنیم. استعمارگران اروپایی در قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم، مرزهای کشورهای خاورمیانه را بدون توجه به تفاوتهای قومی، مذهبی و فرهنگی ترسیم کردند. این مرزبندیهای مصنوعی باعث بروز تنشها و اختلافات بسیاری شد که هنوز هم اثرات آن قابل مشاهده است. دعوا بر سر خاک و وطن پرستی همیشه نمود داشته و کلونی های مذهبی و قومی همیشه روی این مهم مانور می دادند.
خاورمیانه خانهای برای تنوع بزرگ قومی و مذهبی است. این تنوع گاهی منجر به تضادها و درگیریهای داخلی شده است.
کشورهای خارجی به ویژه قدرتهای بزرگ، با دخالتهای نظامی و سیاسی خود در خاورمیانه به تشدید درگیریها کمک کردهاند. جنگهای آمریکا در عراق و افغانستان، حمایت از برخی گروههای سیاسی و نظامی توسط قدرتهای منطقهای و بینالمللی، و تأثیر انقلاب اسلامی ایران در منطقه، مثال هایی مثل روز روشنند.
گروههای تروریستی مانند داعش، القاعده و جیش العدل، به دلیل شرایط نا امن و نبود حکومت مرکزی قوی توانستهاند در برخی مناطق خاورمیانه نفوذ کنند و به فعالیتهای خود ادامه دهند.
مشکلات اقتصادی، بیکاری و فقر گسترده در بسیاری از کشورهای خاورمیانه، زمینهساز جذب جوانان به گروههای تروریستی شده است. این گروهها اغلب با وعدههای مالی و اجتماعی افراد را جذب میکنند.
نگاهی کنیم به ترورهایی که در خاور میانه اتفاق افتاده و مبین مسائل بالاست:
ترور انور سادات (1981):
انور سادات، رئیسجمهور مصر، در سال 1981 توسط گروهی از افسران ارتش که از صلح وی با اسرائیل ناراضی بودند، ترور شد. این ترور در جریان یک رژه نظامی و در مقابل دوربینهای تلویزیونی رخ داد.
ترور محمد بوهری (1984):
محمد بوهری، رئیسجمهور نیجریه، در سال 1984 در یک کودتا کشته شد. او یکی از چهرههای مهم سیاست نیجریه بود و ترورش تأثیرات زیادی بر ثبات منطقه داشت.
ترور احمد شاه مسعود (2001):
احمد شاه مسعود، یکی از رهبران مجاهدین افغان و فرمانده ارتش شمال افغانستان، دو روز قبل از حملات 11 سپتامبر 2001 توسط دو مهاجم انتحاری که خود را به عنوان خبرنگار معرفی کرده بودند، ترور شد. او یکی از چهرههای برجسته مقاومت در برابر طالبان بود.
ترور یاسر عرفات (2004):
یاسر عرفات، رهبر فلسطینی و رئیس سازمان آزادیبخش فلسطین (PLO)، در سال 2004 درگذشت. گرچه علت مرگ وی رسمی توسط پزشکان، بیماری اعلام شد، اما بسیاری از فلسطینیها و حامیان عرفات معتقد بودند که او مسموم شده است.
ترور عبدالعزیز الرنتیسی (2004):
عبدالعزیز الرنتیسی، یکی از رهبران حماس، در سال 2004 توسط حمله هوایی اسرائیل در غزه کشته شد. او به عنوان یکی از چهرههای برجسته مقاومت فلسطینی شناخته میشد.
ترور رفیق حریری (2005):
رفیق حریری، نخستوزیر سابق لبنان، در سال 2005 در بیروت توسط یک بمبگذاری قدرتمند کشته شد. این ترور تأثیرات بزرگی بر سیاست لبنان و منطقه داشت و باعث شد تا توجه جهانی به دخالتهای سوریه در لبنان جلب شود.
ترور عماد مغنیه (2008):
عماد مغنیه، یکی از فرماندهان ارشد حزبالله لبنان، در سال 2008 در دمشق توسط انفجار یک خودرو کشته شد. او مسئول بسیاری از عملیاتهای نظامی و تروریستی حزبالله بود.
و اسماعیل هنیه (2024) که به عنوان یک دیپلماتیک برای مراسم تحلیف رئیس جمهور ایران وارد کشور شده و از نظر حقوق بین الملل مصونیت داشته، اما در کمال ناباوری به شهادت رسیده و در عین حال که تلخی ترور باز تعریف شده، فضای سیاسی و اجتماعی دچار تشویش میشود.