2026-09-23 19:03

یار مهربان را دریابیم

سی و پنجمین نمایشگاه کتاب تهران با شعار بخوانیم و بسازیم از 19 اردیبهشت در مصلی بزرگ تهران شروع به فعالیت کرد. اگرچه کماکان نظرات متفاوتی برای محل برگزاری نمایشگاه کتاب وجود دارد و برخی افراد انتقاداتی دارند. رئیس پلیس راهور گفته است: مصلی و نمایشگاه بین‌المللی محل مناسبی برای برگزاری نمایشگاه‌های بزرگی مانند نمایشگاه کتاب نیست و محل برگزاری این رویدادها باید به خارج از شهر تهران منتقل شود. اما به هر شکل وجود نمایشگاه کتاب در یک نقطه تقریبا مرکزی شهر تهران و در مجاورت بزرگراههای نسبتا شلوغ مزایا و معایب خاص خود را دارد که موضوع گزارش ما نیست.

موضوع ترافیک و عدم ظرفیت مناسب برای پارک خودرو بازدیدکنندگان نمایشگاه، در اطراف مصلی در مرکز تهران، مقداری از اشتیاق حضور در نمایشگاه را به کام بازدید کننده ناخوشایند می کند.

نمایشگاه کتاب تهران در دهه 80 پر رونق و پر تردد بود. دهه پنجاه و شصتی‌ها خاطرشان هست که کتاب‌های زیادی می‌شد خرید و به دلیل حجم بالای کتاب ، آنها را با نخ شیرینی می‌بستیم و گاری اجاره می‌کردیم تا کتاب‌ها را به ماشین یا اتوبوسهای واحد برسانیم.

حالا اما، نه آن اشتیاق سالیان گذشته دهه های گذشته بر نمایشگاه حاکم است نه قیمت کتاب متعادل است و نه خبری از نخ شیرینی و گاری است. افرادی که در نمایشگاه قدم می‌زنند عمدتا فقط ویندو شاپینگ می‌کنند یعنی فقط نظاره‌گرند و نهایتا در حد دو سه یا چهار جلد کتاب می‌خرند.

بازدید ما از نمایشگاه کتاب در روز سه شنبه 25 اردیبهشت مصادف با روز بزرگداشت حکیم فردوسی صورت گرفت.

در انتهای راهرو 17 سرای ادبیات مراسم نقالی برگزار کرده بود و خوشحال شدیم که هنوز در این بازار کسادِ عدم توجه نسل جوان به ادبیات، اما شاهنامه خوانی و نقالی همچنان مخاطب داشت.

در انتشارات آستان قدس رونق مخاطبان بسیار به چشم می خورد اما در سایر غرفه های مذهبی که البته تعدادشان کم نبود آنچنان بازدید کننده ای حضور نداشت و بسیار کم مخاطب بودند.

غرفه های کتب انگیزشی و گاها کتاب های زرد در حوزه ی کسب و کار و روانشناسی هم خیلی پر مخاطب نبودند. و این اتفاق بر خلاف سالهای قبل به نظر می رسید.

انتشارات اطراف، ترجمان، میلکان و انتشاراتی از این دست که در حوزه‌ی علوم انسانی و توسعه فردی کتاب‌های خوبی منتشر می‌کنند و در سالهای اخیر مخاطبان بسیاری پیدا کرده اند در زمره‌ی انتشارات پر مشتری بودند.

انشارات دیگری مربوط به ارگان های دولتی یا دانشگاهی به چشم میخوردند که کمبود مخاطب و بازدید کننده بیشتر باعث توجه به آنها می شد. و بیشتر مسئولان آنها در حال بررسی و گشت و گذار در موبایل‌شان دیده می‌شدند.

انتشارات چشمه، ثالث، نیماژ، نی، افق و انتشاراتی از این قبیل که هم خوشنام هستند و هم سالهاست در حوزه ی ادبیات کار می‌کنند، کما فی السابق عاشقان ادبیات را جذب کرده بودند.

زیر زمین که انتشارات کودک و نوجوان غرفه هایشان را برپا می‌کنند از هیجان خاص خودش برخوردار بود. انتشارات قدیانی با کتابهای بنفشه، انتشارات پرتقال، نردبان و افق در بخش کودک و نوجوان جزء غرفه  های نسبتا شلوغی بودند.

حالا برای این نسل کتابهای کودک بسیاری، هم تالیف و هم ترجمه می شود و انصافا از این بابت نسل خوشبخت تری هستند.

طبقه ی بالا اما کشورهای خارجی غرفه داشتند و البته به غیر از غرفه‌ی افغانستان بقیه‌ی غرفه‌ها خلوت به نظر می رسید.

خلاقیت‌های اندکی در نمایشگاه به کار رفته بود ولی کمیته‌ی مشترک دانشجویی فلسطینی در ایران غرفه‌ای داشت که کمی خلاقیت به خرج داده بود . آینه ای هم به شکل نقشه ی فلسطین برش داده بودند و از مردم می‌خواستند تا خودشان را در این آینه ببینند، انگار که خودشان را در فلسطین می‌بینند.

افرادی در لباس و با گریم شبیه شعرای معروف مثل سعدی، حافظ و مولانا در نمایشگاه در حال تردد بودند که از جذابیت های نمایشگاه بود.

ایستگاه های تفکر در نمایشگاه بر پا بود و همه با عنوان و سوال در مورد حجاب از شما دعوت می کرد تا نظرتان را در مورد حجاب روی وایت برد بنویسید.

سال گذشته برای این ایستگاه ها صف تشکیل میشد و عمدتا نظر مخالف در مورد وضعیت اجبار در حجاب را یادداشت می کردند اما امسال این ایستگاه ها کاملا خالی بود و دیگر حتی کسی نظر انتقادی‌اش را هم نمی‌نوشت.

رویدادهای همیشگی مثل حضور شاعران یا نویسندگان در بعضی غرفه ها به چشم می خورد و امضای نویسنده برای خریداران یا سخنرانی کوتاهی از جانب آنها اتفاق می افتاد.

حالا بحث اصلی بر سر این است که کتاب بخشی از دغدغه ی جامعه نیست و در سبد خانوار هم سهمی ندارد. به نظر می رسد قیمت بالای کتاب و عدم فرهنگ سازی برای اهمیت کتاب، باعث کمرنگ شدن نقش این مهم در جامعه شده است. متاسفانه برنامه های وزین و پرمخاطبی همچون کتاب باز که از صدا و سیما پخش میشد هم اکنون جمع آوری شده اند و گویا فلسفه‌ی وجود و مطالعه‌ی کتاب و اثرات مثبت آن نادیده گرفته شده و این نگرانی برای نسل آینده مضاعف است.

نمایشگاه کتاب زمانی آنقدر پر رونق بود که از تمام کشور، مردم برنامه ریزی میکردند به هر قیمتی خودشان را در این ده روز به تهران برسانند تا این رویداد بزرگ را از دست ندهند. جشن نمایشگاه کتاب اکنون حالا سردی فضای غرفه های کتاب موجب رخوت و بی حوصلگی صاحبان غرفه ها شده که فقط زمان می‌گذرانند.

با تمام وجود باید اما امیدوار بود این رونق، اشتیاق و هیجان به بزرگترین اتفاق فرهنگی کشور برگردد.

 

‫0/5 ‫(0 نظر)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جستجو