به نظر می رسد الگوی توافق غزه برای توافق ایران – آمریکا در حال تکرار است.
در غزه، الگوی توافق دو مرحله ای اجرا شد. در جنگ غزه، مذاکرات غیرمستقیم میان حماس و اسرائیل با میانجیگری آمریکا، قطر، مصر و ترکیه در طول دو سال جنگ ادامه داشت اما به دلیل اصرار دو طرف بر موضع خود، مذاکرات با بن بست روبرو شد. در نتیجه الگوی توافق دو مرحله ای اجرا شد.
در مرحله اول موضوعات اصلی و کلیدی مورد خواست جهان و دو طرف، قرار داده شد و موضوعات حساس و پیچیده با درجه اهمیت کمتر به مرحله دوم واگذار شد.
خواست جهان آتش بس فوری در غزه و ورود غذا و کمک های انسان دوستانه به این منطقه بود.
خواست حماس علاوه بر این دو موضوع، عقب نشینی اسرائیل از خاک غزه و خواست کلیدی اسرائیل آزادی گروگان های اسرائیلی در غزه بود.
دیگر مطالبات اسرائیل از جمله خلع سلاح حماس و خروج حماس از حکمرانی منطقه غزه به مرحله دوم واگذار شدند.
در مرحله اول، تقاضاهای اصلی جهان، حماس و اسرائیل، اجرایی شدند. جنگ متوقف شد. به صورت نسبی البته و حملات پراکنده و موردی اسرائیل علیه غزه و رهبران حماس ادامه دارد. گذرگاه های غزه برای ورود کالا و کمک باز شدند. البته نه کامل و هنوز به وضعیت قبل از جنگ بازنگشته است.
حماس هم گروگان های زنده اسرائیلی و جنازه مردگان آنها را تحویل اسرائیل داد و در مقابل چند صد نفر از زندانیان فلسطینی از زندان اسرائیل آزاد شدند. اسرائیل از بخش هایی از منطقه غزه عقب نشینی کرد و عقب نشینی کامل را به مرحله دوم و در برابر خلع سلاح حماس در این مرحله موکول کرد.
اجرای مرحله دوم به دلیل حساسیت، پیچیدگی و دشواری، به زمانی در آینده واگذار شد و مذاکرات در این زمینه تا زمان نامعلومی ادامه دارد. با وجود گذشت 1.5 سال از توافق و اجرای مرحله اول، هنوز اجرای مرحله دوم مشخص نیست و حتی فراموش شده است.
حماس با وجود موافقت اولیه، حاضر نیست خلع سلاح شود یا اداره منطقه غزه را به طرف دیگری واگذار کند. هیچ نیروی نظامی در جهان هم توانایی اجرای چنین ماموریتی را ندارد. ارتش اسرائیل خود بعد از 2 سال جنگ در تحقق این اهداف شکست خورد حالا قطعا از دیگران چنین انتظاری نمی رود.
اسرائیل هم خواهان ورود دوباره به جنگ حماس در غزه نیست. همزمان، ارتش اسرائیل از استقرار در نیمی از خاک منطقه غزه، رضایت دارد چرا که به اشغال غزه ادامه می دهد.
برای اسرائیل، کنترل حماس بر غزه با همه نفرتی که از آن دارد بهتر از کنترل دولت فلسطین (تشکیلات خودگردان به ریاست محمود عباس) بر این منطقه است زیرا هم دو دستگی در فلسطین را تقویت می کند هم فشار و محاصره غزه با وجود حکومت حماس، راحت تر است هم مانع مهمی در برابر تشکیل کشور مستقل فلسطین است.
علاوه بر این، هیچ گروه فلسطینی وجود ندارد که بتواند کنترل غزه را به دست بگیرد. ضمن اینکه منطقه غزه با 2.3 میلیون نفر جمعیت نیازمند نهادی برای اداره امور ساکنان آن و جلوگیری از هرج و مرج است.
برخلاف مرحله اول که کشورهای جهان از اجرای فوری آن حمایت می کردند خواسته های مرحله دوم چنین فوریت و حمایتی از سوی جهان ندارند.
در نتیجه غزه در وضعیتی بین مرحله میان اول و دوم باقی مانده است و این وضعیت میتواند تا ابد ادامه یابد چون هم حماس و اسرائیل به خواسته های اصلی خود رسیده اند و خواسته های دیگر، فرعی اند.
توافق دو مرحله ای ایران و آمریکا
در توافق ایران و آمریکا هم دو کشور بر موضع خود اصرار و پافشاری دارند و حاضر به عقب نشینی نیستند. عملا مذاکرات به بن بست رسیده بود. تهران و واشنگتن و میانجیگران به این نتیجه رسیده اند که نمی توانند در یک مرحله و درباره همه چیز به توافق کامل برسند.
در نتیجه، مطالبات دو طرف و موضوعات به دو بخش “کلیدی / فوری” و “فرعی / زمان دار” تقسیم شدند.
خواسته های فوری و کلیدی جهان، ایران و آمریکا در مرحله اول اجرایی و سایر موضوعات برای اجرا به مرحله دوم واگذار می شود.
با وجود تعیین مهلت 60 روزه برای توافق درباره مرحله دوم، اما این مهلت قابل تمدید است و می توان تا بی نهایت مذاکره و مهلت را تمدید کرد.
در نزاع ایران و آمریکا، جهان و منطقه به دنبال بازگشایی تنگه هرمز ، پایان جنگ و توقف حملات علیه کشورهای منطقه هستند.
خواسته کلیدی ایران هم علاوه بر پایان جنگ، لغو محاصره دریایی بنادر جنوبی اش، آزادسازی پول توقیفی و رفع تحریم هاست.
خواسته کلیدی آمریکا نیز علاوه بر بازگشایی تنگه هرمز، محدودیت غنی سازی و ذخایر اورانیوم غنی شده ایران است.
آزادسازی پول توقیفی و رفع تحریم ها در برابر پذیرش محدودیت های هسته ای است.
دو بخش کلیدی محدودیت هسته ای در مرحله اول اجرایی / توافق می شود و دیگر محدودیت ها به مرحله دوم واگذار می شود. به همین تناسب هم بخشی از پول توقیفی ایران آزاد و بخشی از تحریم ها رفع می شود و بقیه به مرحله دوم موکول می شود.
پس از اجرای مرحله اول، مذاکرات برای مرحله دوم ادامه می یابد. پیش بینی می شود احتمالا این مذاکرات تا بی نهایت ادامه یابد و دو طرف به توافق نمی رسند اما شکست مذاکرات اعلام نمی شود چون مذاکرات جایگزین ندارد ادامه می یابد.
همچنین این مذاکرات به کانال ارتباطی مستقیم ایران و آمریکا درباره سایر موضوعات تبدیل می شود و این ویژگی به کارکرد اصلی مذاکرات تبدیل می شود. همان گونه که میز برجام به کانال ارتباط مستقیم ایران آمریکا تبدیل شد.
در این شرایط، مثل توافق غزه، با اشاره به مرحله اول توافق، ایران و آمریکا هر دو می توانند اعلام پیروزی می کنند. هر دو به خواسته های اصلی خود رسیده اند ولو به صورت نسبی. هر دو بخش هایی از آنچه که می خواهند را به دست آورده اند و همه آنچه که دارند را کاملا تحویل نداده اند. نه ایران محدودیت های هسته ای را به صورت کامل انجام می دهد و نه آمریکا کاملا تحریم ها را بر می دارد و کل پول ایران را آزاد می کند.
همچنین ایران و آمریکا می توانند انتقادات و دیگر خواسته ها را به مذاکرات جدید و مرحله دوم و توافق نهایی، آدرس دهند./عصر ایران
