اگر دانشگاه ها در تربیت و پرورش نیروهای دانشی و ماهر ناتوان اَند پس چرا اقدام به تأسیس و راه اندازی این همه دانشگاه می شود و چرا اقدام به جذب این همه دانشجو می کنند؟ و باید فکری اساسی برای این موضوع نمود!!! و اگر بخش های دولتی و غیر دولتی توان جذب و به کارگیری این نیروها را ندارند این هم نوعی ضعف اساسی برای این بخش ها و مراکز محسوب می شود که خود قصه ای پر غصه و دردناک است!!! به راستی گسترش و راه اندازی این همه دانشگاه در مناطق مختلف کشور چه معنایی می تواند داشته باشد؟
انواع دانشگاه های رنگارنگ که حالا چیزی شبیه به آموزشگاه های زبان و موسیقی و کامپیوتر شده اند که سر هر کوچه و خیابانی در هر شهر کوچک و بزرگی مثل قارچ روییده اند!!! برای مثال شهر سمنان که از قضا مرکز استان هم هست با جمعیتی حدود ۲۵۰ هزار نفر چندین دانشگاه دولتی، آزاد، علمی و کاربردی و غیر انتفاعی دارد!!! سایر شهرهای کشور هم همین وضع و حال را دارند!! که البته حالا از کمبود دانشجو برخی از این دانشگاه ها در حال تعطیل شدن نیز هستند!!! طنز ماجرا این است که برخی شهرهای کوچک با جمعیت ۲۰ هزار نفر دارای دانشگاه های پیام نور، آزاد، علمی و کاربردی و غیر انتفاعی هستند!!!
سیاست های غیر عقلانی و غیر علمی در حوزۀ آموزش عالی و پس از آن در حوزۀ اشتغال و جذب دانش آموختگان اکنون چنین نتایج فاجعه بار و دردناکی را به دنبال داشته است. تجربۀ بسیاری از کشورهای توسعه یافتۀ دنیا نشان می دهد که لزومی ندارد تمام دانش آموزان پس از پایان دورۀ دانش آموزی به دانشگاه بروند و بهترین مسیر مهارت آموزی و شناسایی استعدادهای دانش آموزان است تا در مسیر درست و منطقی هدایت شوند.
امری که البته آموزش و پرورش معیوب و عقب ماندۀ فعلی عاجز تر از آن است که بدان مبادرت ورزد!!! بدتر از تمام این ها بروز نوعی سرخوردگی و افسردگی برای جوانانی است که پس از سال ها تحصیل و کسب مدرک عالی امکان دست یابی به شغل مناسب و درآمد را نداشته و در نتیجه عمر خود را تلف شده می پندارند!!! عمری که اگر به امور دیگری پرداخته می شد یقیناً نتایج بسیار بهتری به دست شان می آمد!!



