نام رمز این چرخه فرساینده و سرنوشتساز، ۶۰ است؛ شصت روز فرصت حیاتی برای به نتیجه رسیدن دو دور جنگ پیشین است.
این بازه زمانی دقیقاً از اوایل خرداد تا پایان تیرماه را در بر میگیرد و به مثابه پلی عمل میکند که گذشته پرتنش را به آیندهای نامعلوم متصل سازد. چرا که هرگونه درگیری گسترده پیش از این مهلت، نه تنها فاقد حمایت لجستیکی و سیاسی لازم است، بلکه با محاسبات کلان استراتژیک واشنگتن در تضاد قرار میگیرد.
یدالله کریمی پور، استاد دانشگاه، در این رابطه می گوید: ترامپ که با وعدههای انتخاباتی خود بر سر اقتصاد و مهار هزینههای نظامی تأکید دارد، ترجیح میدهد در این مدت، فشار حداکثری را حفظ کند بدون آنکه وارد یک جنگ تمامعیار شود که میتواند به سرعت به بحران جهانی انرژی و تورم بیسابقه منجر شود. بنابراین، چه مذاکراتی در جریان باشد و چه بنبست کامل حاکم شود، تا پایان مرداد هیچ عملیات نظامی بزرگ و کلاسیکی علیه تأسیسات کلیدی ایران رخ نخواهد داد.
وی افزود: پس از آن نیز، هیچ توافقی پایدار بدون حل ریشهای تنشها امضا نخواهد شد، زیرا طرفین به نقطهای رسیدهاند که ادامه تعلیق دیگر ممکن نیست.
اما چرا دقیقاً شصت روز؟ شش دلیل استراتژیک، لجستیکی و اقلیمی این بازه را به یک ضرورت تبدیل کرده است. نخست، از ۲۱ خرداد تا ۲۸ تیرماه، تمام توجه و افکار عمومی جهان معطوف به برگزاری و پایان جام جهانی فوتبال خواهد بود. در چنین شرایطی، رسانههای بینالمللی و افکار عمومی جهانی بر رویداد ورزشی متمرکز هستند و این اتمسفر مانع از شکلگیری یک نبرد فراگیر و کلاسیک میشود.
کریمی پور تاکید کرد: آغاز جنگی بزرگ در میانه این رویداد، نه تنها حمایت سیاسی لازم را از دست میدهد، بلکه ریسک واکنش جهانی را به شدت افزایش خواهد داد.
دوم، حداکثر ظرف مدت ۶۰ روز، ذخایر استراتژیک انرژی در بیشتر کشورهای بزرگ مصرفکننده، بهویژه قطبهای اقتصادی مانند هند و چین به نقطه بحرانی نزدیک میشود. با تخلیه این ذخایر، امنیت تنگه هرمز دوباره به اولویت نخست اقتصاد بینالملل بدل خواهد شد.
در حال حاضر، کشورها با اتکا به ذخیرهسازیهای خود، تحمل موقتی دارند اما پس از این دوره، هرگونه اختلال در جریان نفت و گاز، قیمتها را به سطوحی بیسابقه خواهد رساند و فشار بر تصمیمگیرندگان آمریکایی را چند برابر میکند.
سوم، این مهلت ۶۰ روزه، فرصت تنفس کلیدی است تا اعضای ناتو و دیگر متحدان منطقهای و فرامنطقهای آمریکا بتوانند در ارتباط با شیوه برخورد با بحران تنگه و سناریوهای جنگ، به یک استراتژی، رویه و نتیجه مشترک دست یابند. هماهنگی میان متحدان، بهویژه در شرایطی که اروپا با چالشهای داخلی خود دست و پنجه نرم میکند، زمانبر است و بدون آن، هر اقدام یکجانبه آمریکا هزینههای سیاسی سنگینی به همراه خواهد داشت.
این استاد دانشگاه خاطرنشان کرد: خرداد تا مرداد، گرمترین و طاقتفرساترین برهه زمانی در منطقه خاورمیانه است. دمای بالای ۵۰ درجه و رطوبت شدید، کارایی تسلیحات پیشرفته، سیستمهای خنککننده رادارها، پهپادها و توان عملیاتی نیروی انسانی را به شدت کاهش میدهد. فرماندهان نظامی به خوبی میدانند که آغاز عملیات در اوج گرما، ریسک شکست فنی و تلفات غیرضروری را بالا میبرد.
بنابراین، این تأخیر تعمدی، خریدن زمان برای عبور از این پیک فرساینده جوی است.
پنجم، آغاز یک رویارویی تمامعیار نیازمند زنجیره تامین و لجستیک فوقالعاده سنگینی است. جابهجایی نیروهای بیشتر، انبار کردن مهمات، هماهنگی ناوگان دریایی و هوایی و تقویت پایگاههای منطقهای، فرآیندی زمانبر است. این بازه ۶۰ روزه، پوشش و فرصت طلایی را برای «بازآرایی بیسروصدا» و چیدمان ادوات نظامی فراهم میکند بدون آنکه توجه رسانهای جهانی را به خود جلب کند.
ششم، تابستان امسال فصل جابجایی قدرت یا تثبیت کابینهها در برخی کشورهای غربی است. واشنگتن در این ۶۰ روز، زمان لازم را برای چانهزنیهای پشت پرده دیپلماتیک جهت سهمخواهی یا تقسیم هزینههای یک جنگ احتمالی با متحدان خود در اختیار خواهد داشت.
بدون توافق بر سر بار مالی و سیاسی، ورود به فاز جنگی برای ترامپ که بر «آمریکا اول» تأکید دارد، توجیهپذیر نیست.این شصت روز، حکم آرامش پیش از توفان و فرصت نهایی برای چیدمان مهرهها را دارد.
با پایان یافتن جام جهانی در پایان تیرماه، همزمان با خالی شدن زرادخانههای انرژی شرق، عبور از اوج گرما و همگرایی اتاقهای فکر غرب، جهان پس از مرداد وارد فاز جدیدی خواهد شد. فازی که در آن، یا فرمول جدیدی برای مهار بحران زاده میشود، یا اینکه با گذر از این ضربالاجل ۶۰ روزه، آتش این کشمکش دامنگیر امنیت بینالملل خواهد شد./آرمان امروز
