* نقش استان گیلان، در اقتصاد کشاورزی و گردشگری چگونه است؟
اولین موضوعی که به آن توجه میکنیم، این است که یک مجموعه، باید مدتی کار کند تا مشتری جذب کند. در حال حاضر استان گیلان با توجه به وجود دریا و جنگل و همچنین قیمت مناسب نسبت به مکانهای مشابه، بیش از ۲۰ میلیون سفر، در یک تعطیلات دو روزه انجام میشود. این آمار توسط سازمان میراث داده شده است. از طرفی اقلیمهای مختلفی در سطح کشور وجود دارد که عموم آنها در استان گیلان تجمیع شدهاند. اگر بتوانیم در گیلان، یک پروژه را به سطحی برسانیم که برای مردم، قابل الگو گرفتن و نه کپی کردن باشد، میتواند به واسطه افرادی که به آن منطقه مسافرت میکنند، به سایر شهرستانها و استانها نیز انتقال پیدا کند. ما برای این که بتوانیم این الگو را تشکیل دهیم، تحقیقاتی انجام دادیم که بررسی میکند، آیا کار توجیه اقتصادی دارد یا خیر؟ در مورد این موضوع کار کردیم و محصولات، شناسایی شد. مشاهده کردیم، محصولاتی در حال حاضر وجود دارند که اقتصادی هستند اما برای نیاز های منطقه کافی نیستند.
* پتانسیل تولید و کسب و کار در ایران، به ویژه استان گیلان نسبت به جهان را چگونه میبینید؟
سازمان خوار و بار جهانی فائو، یکی از فرصتهایی بوده و هست که بیش از ۷۰هزار عنوان کشاورزی دارد که ۲۱۴مورد آن، در ایران اجرا میشود. موارد زیادی داریم که در ایران اصلا کار نمیشود. این فرصت را دیدیم که این موارد را کمکم به داخل کشور اضافه کنیم و در پایگاه مزرعه نمونه شهید حسین غمگسار، اجرا کردیم تا بر اساس این مدل، بهترین فرصتی که در بحث اقتصاد کشاورزی، در گیلان با ۸۴درصد مردم محور است را پیدا کنیم. گیلانیها از نظر تحصیلات هم، متوسط به بالا هستند. این موضوع کمک میکند که به کارآفرینی توجه کنند. در واقع، میخواهیم کسب و کارها از حالت خویشفرمایی، به کارآفرینی تبدیل شوند.
*لطفاً در این باره بیشتر توضیح دهید.
یک شعار داریم که هر گیلانی، میزبان دهها ایرانی باشد. مشاهده میکنیم که گیلانیها، میزبانی میکنند اما این میزبانی را تبدیل به یک فرآیند اقتصادی نکردهاند یا اگر شکل اقتصادی دارند، میتوانند ظرفیت بسیار بالاتری داشته باشند. ما یک پروژه طراحی کردیم که محوریت آن اشتغال، اقامت و غذا باشد که در واقع نیازهای اساسی افراد در یک جامعه هستند. باید بر این سه مورد، متمرکز باشند. برمبنای الگویی که تعریف شد، این مدل را پیاده کردیم تا هرکس، وارد این مجموعه میشود، بتواند آن را در سطح منطقه یا استان، تعمیم دهد.
*این فرآیند چقدر به تولید کمک میکند؟
در بحث توسعه پایدار، مشارکت و حوزه روستا نقش کلیدی دارد چون از حوزه روستایی میتوانیم به بحث توسعه فراتر برسیم. مخصوصا با وضعیتی که در ایران، بر اساس نوع اقلیم و سابقه کاری که داریم، این مسئله، یک موضوع جدی است. زمانی که به تولید و روستا فکر میکنیم، پیش از آن باید به مسأله مشارکت فکر کنیم. مشارکتی که در حال حاضر، بر اساس انواع مشکلاتی که با آن روبهرو هستیم، به نوعی آسیب دیده است. در واقع تنها گزارهای که برای این کار داریم، همان مجموعه خانوادگی است که بر اساس تولید و زمین اتفاق میافتد. اگر تولید را ساماندهی نکنیم و مجموعه غالب کشاورزی در گیلان، تبدیل به اقتصاد کشاورزی نشود، عملا مابقی کارها، همه شعار است. یعنی مشارکت، خانواده و زمین، سه وجهی هستند که در این مسئله باید هر سه، مورد توجه قرار گیرند. یعنی تولید بدون خانواده و خانواده بدون مشارکت، در این چارچوب، مفهومی پیدا نمیکنند. تاکیدی که ما داریم باید یک مدل بسازیم که با شعار اشتغال، اقامت و غذا یا تلفیقسازی تولید، خدمات و تجارت شکل پیدا کنند. یک سه ضلعی دیگر نیز با عناوین کار، امنیت و رفاه داریم. زمانی که به رفاه فکر میکنیم، بدون سرمایهگذاری امکانپذیر نیست. مهمترین امنیت، امنیت بازار است. زمانی که تولید و کار ما تبدیل به اقتصاد کشاورزی نشود، باعث میشود کار و تولید دست را از روستا به شهر بیاوریم. این کلیدواژهها به تنهایی کافی نیستند و یک فرآیند و زنجیره هستند که باید دیده شوند.
اما به علت آسیبپذیری که در حوزه مشارکت داریم، ناچار هستیم که در ابتدا به خانواده فکر کنیم. سکان اصلی زندگی در جامعه، از خانواده آغاز میشود؛ پس در خانواده بر اساس ریتم تربیتی ما و تنوع فهمی که وجود دارد، قطعا همه اعضای خانواده، مثل هم فکر نمیکنند اما میتوانند مکمل هم باشند. ممکن است هر یک، به حوزه تولید، خدمات، تجارت یا کشاورزی و … علاقهمند باشند؛ مدیریت و انسجام این موضوعات، دیدگاهی است که به آن توجه میکنیم. تولید خوب است و هزاران دلیل برای آن وجود دارد، اما تولید، بدون توجه به این نکات، به گونهای، شبیه شعار دادن، بدون عمل کردن است. * به عنوان آخرین پرسش بفرمایید اهمیت و جایگاه رسانه در کار شما چیست؟ واژه رسانه، به همراه آگاهی مطرح میشود. رسانه قطعا در آگاهسازی، نقش محرزی دارد. این که رسانه، با چه تعهدی به این مسأله نگاه کند، اهمیت دارد. همه به آگاهی و پول درآوردن علاقه دارند اما پول درآوردن از تولید، یک مفهوم است و آگاهی دادن به اهمیت جامعه روستایی، یک موضوع. اگر رسانه بر مفهوم توسعه روستایی متمرکز باشد، حرف دل ما را میزند.



