امید روز ـ زینب نیک رنگ:
بعضی موفقیتها با سرمایههای بزرگ آغاز نمیشوند؛ گاهی یک تصمیم خانوادگی، یک اعتماد ساده و کمی جسارت، میتواند آغاز یک مسیر بزرگ باشد.
داستان «بازارچی» از همینجا شروع شد؛ از گفتوگویی میان مائده بابایی، متولد ۱۳۷۲، و همسرش علی اصغر ضیایی. مائده برای خرید یک خودروی چینی با همسرش صحبت کرده بود، اما مجید پیشنهاد دیگری داشت؛ اینکه به جای خرید خودرو، سرمایه را صرف راهاندازی یک فروشگاه کنند و از سود آن، در آینده خودرویی بهتر بخرند.
این پیشنهاد پذیرفته شد و نخستین قدم برداشته شد؛ یک مغازه ۶۰ متری.
بازارچی در روزهای ابتدایی، با چند قلم کالا فعالیت خود را آغاز کرد. خرید مستقیم و حجم بالای کالا از تولیدیها، همراه با حاشیه سود پایین و رعایت انصاف در قیمتگذاری، باعث شد مشتریان بهتدریج به این فروشگاه اعتماد کنند. فلسفهای ساده شکل گرفت؛ اینکه رضایت مشتری و قیمت منصفانه، مهمتر از سود کوتاهمدت است.
اعتماد مردم، آرامآرام سرمایه اصلی بازارچی شد.
با افزایش مشتریان، تبلیغات و استفاده از ظرفیت فضای مجازی و برخی اپلیکیشنها، فروشگاه نخست توسعه پیدا کرد و از ۶۰ متر به ۲۰۰ متر رسید. اما مسیر رشد همچنان ادامه داشت و پس از واگذاری فروشگاه قبلی در خیابان فلاطوری، بازارچی امروز در فضایی حدود ۳۰۰ مترمربع به فعالیت خود ادامه میدهد.
این توسعه فقط در متراژ خلاصه نمیشود. بازارچی امروز یک کسبوکار خانوادگی است و اعضای خانواده و اقوام نیز در این مجموعه مشغول به کار هستند؛ اتفاقی که نشان میدهد رشد یک کسبوکار کوچک، میتواند به ایجاد فرصت شغلی برای اطرافیان نیز منجر شود.
فعالیت بازارچی نیز دیگر به چند قلم کالای اولیه محدود نمانده و مجموعه با عبور از حوزههایی مانند بلور، پلاسکو و کالاهای متنوع خانه، مسیر توسعه و همکاری با برندهای مهم را دنبال میکند. دریافت مجوز فروشگاههای چندمنظوره با همکاری اتاق اصناف نیز زمینه را برای گسترش بیشتر فعالیتهای این مجموعه فراهم کرده است.
بازارچی در فضای مجازی نیز توانسته جامعه قابل توجهی از مخاطبان را شکل دهد. صفحه این فروشگاه که بیش از یک سال از فعالیت آن میگذرد، با تبلیغات و برنامهریزی انجامشده توسط مجید عبداللهی و همسرش، اکنون بیش از ۶۰ هزار دنبالکننده دارد؛ ظرفیتی که در کنار فروشگاه فیزیکی، ارتباط مجموعه با مشتریان را گستردهتر کرده است.
مجید عبداللهی، مدیر فروش بازارچی، درباره مسیر موفقیت این مجموعه میگوید: «هدف ما این نیست که فقط فروشنده باشیم. میخواهیم تجربه متفاوتی برای مشتری ایجاد کنیم. لطف خدا، حمایت مردم، کار تیمی قوی و قیمت مناسب، از مهمترین دلایل موفقیت ما بوده است.»
در این میان، مائده بابایی نیز بهعنوان بانوی کارآفرین این مجموعه، در کنار همسرش مسیر رشد بازارچی را دنبال کرده است؛ مسیری که از یک تصمیم ساده شروع شد و امروز به مجموعهای تبدیل شده که علاوه بر توسعه کسبوکار، برای اعضای خانواده و اطرافیان نیز زمینه اشتغال ایجاد کرده است.
حالا هدف بعدی بازارچی، بزرگتر از یک فروشگاه است؛ این مجموعه به دنبال توسعه فعالیت خود در نقاط مختلف شهر و راهاندازی نمایندگی در شهرستانهای دیگر است.
قصه بازارچی، در نهایت قصه یک فروشگاه نیست؛ قصه تبدیل یک انتخاب به یک فرصت است. انتخابی که میتوانست به خرید یک خودرو ختم شود، اما به ساختن یک کسبوکار، ایجاد اشتغال و شکلگیری یک مجموعه خانوادگی انجامید.
از ۶۰ متر تا ۳۰۰ متر؛ مسیری که سرمایه اصلیاش نه فقط پول، بلکه اعتماد، انصاف، تلاش و همراهی مردم بوده است.