شکاف نسلها دیگر فقط به تفاوت سلیقه، نوع پوشش، سبک زندگی یا اختلاف بر سر ارزشهای خانوادگی محدود نیست؛ امروز نسلها گاه در جهانهای متفاوتی زندگی میکنند، از منابع خبری یکسانی استفاده نمیکنند، به روایتهای متفاوتی از واقعیت اعتماد دارند و حتی درباره اینکه چه مسئلهای اهمیت دارد، به توافق نمیرسند. در چنین شرایطی، پرسش اصلی تنها چگونگی کاهش فاصله میان جوانان و نسلهای پیشین نیست؛ مسئله این است که وقتی تجربهها، زبانها و مرجعیتهای مشترک کمرنگ میشوند، تعهدات میان نسلها چگونه حفظ یا بازتعریف میشوند؟ خانواده تا چه اندازه میتواند محل انتقال تجربه باشد؟ مدرسه و دانشگاه چقدر توانایی شناخت جهان جوانان را دارند؟ و رسانهها، که از یک سو میتوانند فاصله میان نسلها را افزایش دهند و از سوی دیگر امکان ارتباط را فراهم کنند، چه نقشی در بازسازی این پیوندها دارند؟ این پرسشها در دومین همایش ملی «فرهنگ، رسانه و تحولات نسلی در ایران؛ از جهان واقعی تا جهان مجازی» مطرح شد.
شکاف نسلها؛ فراتر از اختلاف سلیقه
زهرا اجاق، دانشیار پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی و رئیس پژوهشکده مطالعات فرهنگی و ارتباطات، در سخنان خود بر تغییر رابطه نسل جدید با جهان واقعی و دیجیتال تأکید کرد. او گفت: «شاید یکی از مهمترین تحولات نسلی امروز همین باشد که این مرز، دستکم در تجربه روزمره نسلهای جوان، هر روز کمرنگتر میشود.» به گفته اجاق، برای نوجوان امروز ارتباط با دوستان، یادگیری، سرگرمی، دریافت خبر، بازی و حتی تجربه تعلق یا تنهایی، لزوماً به دو بخش آنلاین و آفلاین تقسیم نمیشود. این درهمتنیدگی نشان میدهد که شناخت نسل جدید، بدون شناخت محیط رسانهای و تجربه روزمره او، تصویری ناقص از واقعیت اجتماعی به دست میدهد. این تغییر، تعهدات نسلی را نیز با پرسشهای تازهای روبهرو میکند. اگر والدین، معلمان و جوانان در محیطهای متفاوتی اطلاعات دریافت کنند و جهان را با معیارهای متفاوتی بشناسند، انتقال تجربه دیگر نمیتواند تنها بر اقتدار بزرگترها یا تکرار شیوههای گذشته تکیه داشته باشد. تعهد نسل پیشین، علاوه بر انتقال تجربه، مستلزم شنیدن و فهمیدن تجربه نسل جدید است؛ همانطور که نسل جوان نیز برای مشارکت در ساختن آینده به شناخت انتقادی گذشته و گفتوگو با آن نیاز دارد.
رسانه و شکلگیری جهانهای موازی
محمدرضا امیریطهرانی، رئیس پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، در توضیح تغییر تجربه ایرانیان در عصر رسانه، بر دسترسی آسان به جهانهای فرهنگی متفاوت تأکید کرد. او گفت: «در جهان معاصر، رسانه بستری آماده و بلکه ناگزیر و حتی گاهی اعتیادآور است که جهانهای غیرایرانی را به همان راحتی و بلکه آسانتر از جهان ایرانی در دسترس یک ایرانی قرار میدهد.» امیریطهرانی توضیح داد که افراد در مواجهه با این جهانها، آنها را با جهان فرهنگی خود مقایسه میکنند و از تفاوتها و شباهتهایشان تأثیر میپذیرند. به گفته او، «انتخابهای مختلف و تأثیرات متفاوت شهروندان ایرانی از رسانهها و فضای مجازی، به زیست و سبک زندگی متفاوت و حتی ناسازگار آنان در جهانهای مختلف میانجامد.» رئیس پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی با اشاره به پیامدهای این وضعیت گفت: «امروزه ایرانیان در سطح جامعه و حتی اعضای یک خانواده، گرچه در یک خانه و سرزمین در کنار یکدیگر زندگی میکنند، لیکن به جهانهای متفاوت تعلق دارند و این جهانها به طور موازی تداوم مییابند.»
الگوریتمها و مسئولیت شناخت نسل جدید
اجاق در ادامه سخنان خود به نقش پلتفرمها و الگوریتمها در شکلدهی به شناخت و هویت اشاره کرد و توضیح داد که این سازوکارها تا حدی تعیین میکنند چه محتوایی بیشتر دیده شود، چه چیزی تکرار شود و چه پیامی شانس بیشتری برای جلب توجه داشته باشد. او این وضعیت را نوعی «اجتماعیشدن در محیط الگوریتمی» توصیف کرد. این پژوهشگر در عین حال نسبت به دو برداشت سادهانگارانه هشدار داد: نخست، اینکه نسل جدید را صرفاً قربانی فناوری بدانیم؛ دوم، اینکه تصور کنیم آشنایی زودهنگام با ابزارهای دیجیتال بهخودیخود به معنای برخورداری از سواد رسانهای بالاست. اجاق تأکید کرد: «کارکردن سریع و ماهرانه با یک اپلیکیشن، لزوماً به معنای توانایی تشخیص اطلاعات معتبر از نامعتبر، شناخت تبلیغ پنهان، فهم سازوکار یک پلتفرم یا ارزیابی انتقادی محتوا نیست.» اجاق با تأکید بر تفاوتهای درون نسلی گفت که طبقه و موقعیت اجتماعی، خانواده، مدرسه، جغرافیا، جنسیت و شبکه روابط اجتماعی میتوانند تجربههای متفاوتی از یک فناوری واحد ایجاد کنند. او همچنین بر ضرورت شنیدن صدای خود جوانان تأکید کرد و گفت: «ما به پژوهشی نیاز داریم که پیش از قضاوت، مشاهده کند؛ پیش از نسخهنویسی، داده تولید کند» و کودکان، نوجوانان و جوانان را نه فقط موضوع پژوهش، بلکه بخشی از فرایند شناخت تحولات قرار دهد.
گفتوگو؛ راهی برای پیوند جهانهای موازی
امیریطهرانی راه برونرفت از شکاف میاننسلی را در تقویت فرهنگ گفتوگو جستوجو کرد. او گفت: «شیوه ارتباط میاننسلی باید از سبکهای سنتی مراقبتهای والدینی، مرید و مرادی، معلم و شاگردی و جدلی و اقناعی، به سبکهای گفتگومحور، خردورزانه، یادگیری انتقادی و برهانی دگرگون شود.» او همچنین بر ظرفیت فرهنگ و تمدن ایرانی ـ اسلامی برای ایجاد پیوند میان نسلها تأکید کرد و میراثی چون حکمت، فلسفه، عرفان، ادبیات، شعر، هنر، موسیقی، آیینها، خاطرهها و روایتها را زمینههایی برای تقویت این ارتباط دانست. به گفته امیریطهرانی، رسانه میتواند شکاف میاننسلی ایجاد کند، اما با بهرهگیری از ظرفیتهای فرهنگی و برنامهریزی مناسب، امکان ترمیم این فاصلهها را نیز دارد. این رویکرد، فرهنگ را نه مجموعهای ثابت از دستورها برای تحمیل به نسل جدید، بلکه ظرفیتی برای ایجاد زبان مشترک میان تجربههای متفاوت میبیند. تعهد نسل پیشین در چنین رابطهای، حفظ و انتقال میراث همراه با پذیرش پرسشگری است؛ تعهد نسل جدید نیز میتواند در شناخت انتقادی گذشته و مشارکت در بازتعریف ارزشهای مشترک معنا پیدا کند.
آینده مشترک؛ مسئولیتی فراتر از جوانان
در جمعبندی مباحث همایش، مسئله سواد رسانهای نیز بهعنوان مسئولیتی مشترک مطرح شد. امیریطهرانی تأکید کرد که ارتقای سواد رسانهای نباید تنها متوجه جوانان باشد، بلکه «اولیای خانه و مدرسه و مسئولان و سیاستگذاران کشور» نیز باید از آن برخوردار باشند. این تأکید نشان میدهد که مواجهه با تغییرات نسلی، تنها وظیفه یک گروه سنی نیست؛ نهادهای اجتماعی نیز باید توانایی شناخت و پاسخگویی به تحولات را پیدا کنند. تقیزادگان نیز با اشاره به روند برگزاری همایش اعلام کرد که دبیرخانه رویداد ۲۰۴ چکیده دریافت کرده و پس از بررسی کمیته علمی، ۱۳۰ چکیده برای انتشار در کتابچه مقالات پذیرفته شده است. این همایش سه محور «رسانه، نسل و جهان ایرانی»، «رسانه، نسل و علم و فناوری» و «رسانه، نسل و سیاستگذاری» را دنبال میکرد.
نسل؛ تجربهای مشترک در حال تغییر
معصومه تقیزادگان، دبیر علمی دومین همایش ملی «فرهنگ، رسانه و تحولات نسلی در ایران»، در توضیح پیوند میان رسانه و مفهوم نسل، بر نقش تجربههای مشترک در شکلگیری هویت نسلی تأکید کرد. او گفت: «نسل را میتوان گروهی دانست که به واسطه قرار گرفتن در موقعیتی مشابه از چرخه زندگی و تاریخ، در معرض تجربههایی قرار میگیرند که میتواند برای آنها افقی مشترک از ادراک و معنا ایجاد کند؛ بنابراین نسل، صورت اجتماعی یک تجربه مشترک است.» تقیزادگان با اشاره به دیدگاههای مارشال مکلوهان توضیح داد که رسانه را نباید صرفاً وسیلهای برای انتقال پیام دانست؛ رسانه بخشی از محیطی است که ادراک و تجربه انسان را شکل میدهد. او با اشاره به تلفن همراه، ساعتها و عینکهای هوشمند و دستیارهای صوتی گفت که فناوری در حال تغییر تجربه روزمره انسان است و به همین دلیل، در تعریف نسلهای آینده نیز باید برای آن نقش قائل شد./ آرمان امروز