به گزارش امید روز ، به نقل از ایرنا ؛ زمستان ۱۴۰۴ برای کشور عزیزمان ایران فصلی سخت، مهم و سرنوشتساز بوده که اکنون در اواخر زمستان به سر میبریم و امید است که بهاری زیبا برای ایران عزیز در پیش باشد. در چنین شرایط صحبت از وطن و اینکه برای وطن چه باید کرد، بیش از پیش مهم و حیاتی است. پژوهشگر ایرنا در همین ارتباط گفتگویی با «سید محمود نجاتی حسینی» جامعه شناس و مدیر بخش جامعه شناسی دین موسسه مطالعات وتحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران انجام داده که در ادامه میخوانیم.
ایرنا: امروز برای ایران چه باید کرد؟
نجاتی حسینی: به نظرم برای به این پرسش دو پاسخ میتوان داشت: یکی کوتاه و دیگری بلند. پاسخ کوتاه اینست: برای ایران امروز همه ما از حاکمیت و دولت گرفته تا مردم و نخبگان و رسانهها و بازار و دانشگاه و حوزه باید کارهای زیربنایی، استراتژیکی، حیاتی، مهم و موثری انجام دهیم که تا دیروز انجام ندادیم یا خوب انجام ندادیم و یا نخواستیم و یا نتوانستیم انجام دهیم. اما پاسخ بلند اینست: ایران امروز در این جا و اکنون خود در زمستان بحرانی ۱۴۰۴ قرار دارد. لذا از لحاظ اقتصاد سیاسی، ایران امروز نیازمند تلاش جدی و عقلانی و صلحآمیز حکومت و دولت برای رفع تحریمهاست که این مستلزم مهار تورم و گرانی افسار گسیخته است، نیازمند حمایت دولت برای کاستن از فقر و فلاکت و نابرابری و رفع محرومیت میلیونها خانوار ایرانی و توانمندسازی اقتصادی رفاهی مالی خانوادههاست، نیازمند معتبر ساختن پول ملی در برابر ارز خارجی و مقابله با رانت بروکراتیک و فساد اداری است.
ایران امروز نیازمند عقلانیت فراگیر است که رضایت حداکثری همه ایرانیان را جلب کند
به لحاظ اقتصاد سیاسی اتخاذ سیاستهای علمی عقلانی برای جلوگیری از فرار مغزها و سرمایه و نیروی کار و ثروت ملی و انسانی و نیروی کارافرین ماهر و خلاق لازمست. از لحاظ سیاسی حقوقی هم ایران امروز نیازمند یک حاکمیت مقتدر معتبر دارای مدیریت عقلانی و برخودار از عقلانیت سیاسی صلحآمیز فراگیر است که بتواند موافقت و رضایت و مشارکت سیاسی حداکثری همه ایرانیان را از همه گروهها و اقوام و نژادها و زبانها و مذاهب و سلیقهها را جلب و جذب کند، به لحاظ بروکراسی و حاکمیتی نیاز ایران امروز است که بخواهد و بتواند لوازم و الزامات و نهادها و سازهها و خدمات حقوق بشر و شهروندی ایرانیان را بدون هر گونه تبعیض سیاسی، قومی و مذهبی تامین، تضمین و تثبیت کند، ایران امروز ما به امنیت و نظم مشارکتی مردمی محتاج است و نه نظم سرکوبکننده غیرمردمی و نه سلطهگری ضد مردمی نباید باشد.
ایران امروز به آزادیهای سیاسی حقوقی مطرح در قانون اساسی نیاز دارد؛ برای اینکه بتواند با بازسازی هویت شهروندی ایرانی و تقویت اعتماد سیاسی و بازسازی سرمایه اجتماعی ملی و اعتماد اجتماعی مردمی به حاکمیت و با مشارکت حداکثری یک ایران آباد، آرام و امن را فراهم کند. ایران امروز از جهات اجتماعی فرهنگی به یک توسعه متوازن پایدار و همه جانبه عادلانه سرزمینی نیاز دارد تا با مدیریتی عالمانه، عاقلانه، آگاهانه و مدرن و بدون هر گونه نگاه ایدئولوژیک غیرعلمی و ضد علمی که تاکنون وجود داشته، به توسعه برسد.
باید در سطح حکومت، جامعه و مردم، به یک اخلاق جمعگرای ملیگرا برسیم
ایران امروز از لحاظ توسعه سیاسی، حقوقی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی به کار حداکثری و وجدان اخلاق کار و اخلاق حرفهای توسعه ساز نیازدارد. ایران امروز به گسترش آموزشهای فنی حرفهای فرهنگی مرتبط با حفظ محیط زیست، اخلاق مسئولیت اجتماعی و اخلاق دوستی، همسایگی و اخلاق نیکوکاری و مراقبت از گروههای مددجو و سالمندان و کم توانان و ناتوانان نیاز دارد. از لحاظ اخلاق اجتماعی حکومت و جامعه ایران امروز به اخلاق صداقت و سلامت اخلاقی و نیز غلبه بر فردگرایی افراطی، منفعتطلبی و فرصتطلبی نیاز دارد تا بتوانیم در سطح حکومت، دولت، جامعه و مردم، به یک اخلاق جمعگرای ملیگرای نافع برای همه، در راستای منافع ملی و نه منافع حزبی، جناحی و باندی سیاسی برسیم. لذا ایران دیروز و امروز و ایران فردای همه ما به یک اخلاق سیاسی در سطح دولت و حکومت نیاز دارد که صادقانه، عاقلانه و عالمانه و به روز باشد و به یک سیاست اخلاقی صلحگرایی نیاز دارد که بر خشونتگرایی، کینتوزی، نفرتپراکنی و حس انتقام جویی غلبه کند و سیاست حسن همجواری با همسایگان در منطقه را رعایت کرده، توسعه دهد و حفظ کند و سیاست مهرورزی و خدمتگزاری و کار برای مردم در سرزمین ایران بزرگ را تضمین و تامین کند.
مساله اجتماعی ملی ما فعلا این است: چرا در شرایط بحران بسیاری از مردم دست کم با حکومت و دولت برای رفع بحران همراهی و همدلی نمیکنند و مسالهتر این که در نخبگان همراهی موثری با سیاستهای حاکمیت دیده نمیشودایران امروز همه ما به کمک و همفکری همه ایرانیان از موافق دولت تا مخالف حکومت در داخل و خارج کشور نیاز دارد و نتیجه اینکه ایران امروز همه ما نیازمند حکومتی است که بخواهد و بتواند با اعلام عفو همه زندانیان سیاسی و لغو پیگیری قضایی منتقدان، معترضان و اعلام پایبندی به موازین حقوق بشر، شهروندی جهانی، نظام انسانگرای حقوق و اخلاق دینی و اسلامی و نظامات حقوق شهروندی اسلامی و برقراری آشتی ملی یک برنامه فراگیر نجات ملی را با مشارکت حداکثری مردم استارت بزند، همین امروز و نه فردا و قبل از این که دیر شود.
ایرنا: از نگاه شما وطن و خاک چه معنا و اهمیتی دارد و فارغ از هر اندیشه و دیدگاه، چگونه باید در کنار وطن ایستاد؟
نجاتی حسینی: چندین نگاه به وطن وجود دارد؛ ازجمله نگاههای رادیکالیستی، رومانتیستی، رئالیستی، ایدئالیستی، بیولوژیستی، ایدئولوژیستی، متافیزیستی و تئولوژیستی. معنای وطن نیز وابسته به نوع نگاه است. مثلا در نگاه متافیزیستی و تئولوژیستی وطن، این جا نیست، خاک نیست و سرزمین نیست (این وطن مصر و عراق و شام نیست- این وطن جایی است کآن را نام نیست) یا در نگاه رادیکالیستی، بیولوژیستی و ایدئولوژیستی، وطن جایی است که درآن زاده شدهایم همین جا و روی همین زمین خاکی، وطن جغرافیایی است که تاریخ، فرهنگ و ملیت من را از هزاران سال پیش تولید کرده و دائم نیز در زمان حال آن را بازتولید میکند تا من بتوانم زنده بمانم، زندگی کنم و هویت سیاسی، شناسنامه حقوقی، تشخص فرهنگی و تمایز اجتماعیام را حفظ کنم یا از لحاظ ایدئالیستی و رومانتیستی، وطن من میتواند هر جایی باشد که در آن بتوانم آزادانه و امن و مرفه و راحت زندگی کنم حتی اگر محل تولد من نباشد و یا سرزمین مادری و پدریام هم نبوده باشد.
بنابراین بسته به نوع نگاه معنا و اهمیت وطن شکل میگیرد، اما برای اینکه پاسخ عملیاتی مناسب برای پرسش شما داشته باشم، باید با تکیه بر دیدگاه رئالیستی که مبتنی بر دانش سیاسی حقوقی است عرض کنم که فعلاً نگاه غالب-قالب در تعریف عملیاتی از وطن مهم و ضروری و لازم است. با توجه به این تعریف و نگاه، وطن سرزمین تاریخی فرهنگی تمدنی است که هویت ملی و دینی من را شکل داده و نقشه و مرز دارد، دارای یک حاکمیت سیاسی حقوقی بین المللی سرزمینی مشخص است و ژئوپولتیک منحصر بفردی هم دارد، با یک ثروت انسانی سرشار از هزاران دانشورز دارای مهارت فنی و دانش علمی و خلاقیت علمی. این وطن جاییست که ثروت طبیعی و اکولوژیکیاش در منطقه خاورمیانه کم مانند و کم نظیر است. وطن واقعی به نام ایران کنونی در زمستان بحرانی و متاسفانه درگیر جنگ سال ۱۴۰۴ جایی است با یک ثروت تاریخی کهن از میراث فرهنگی پنج هزار ساله آریایی و اسلامی. در طی ۳۵۰۰ سال، تمدن آریایی ازطریق امپراتوری جهانگیر و جهانگستر ایران باستان این وطن را برساخته و از گزند حوادث روزگار و هجوم انیرانیان و بیگانگان از یونانیان، رومیان و اعراب حفظ کرده است و سپس طی ۱۵۰۰ سال نیز تمدن درخشان اسلام در این وطن به نام ایران برساخته شده و وطن را از دستبرد، تاختوتاز، هجوم و غارت اعراب، مغولان، ترکان، تاتاران و فرنگیان نیز حفظ کرده است.
این ایران که آن را به درستی ایران آریایی اسلامی بایدش دانست و چنین نیز باید نامیدش، ایرانی است که امروز نیازمند یک محافظت سیاسی حقوقی و محافظت اجتماعی فرهنگی و محافظت اقتصادی و محافظت اخلاقی و محافظت تاریخی تمدنی همهجانبه فراگیر با مشارکت همه ایرانیان است.
ایرنا: چگونه باید از ایران آریایی اسلامی محافظت کرد؟
نجاتی حسینی: به نظرم میرسد با اینها میتوان از وطن آریایی اسلامی صد میلیون ایرانی داخل و خارج کشور محافظت کرد: با جهاد علمی-تکنولوژیکی پیشرفته فوق مدرن، با کار اقتصادی توسعهساز و توسعه گرا، با اخلاق حرفهای و وجدان کار، با ایفای مسئولیت اجتماعی متعهدانه، با انجام وظایف و تکالیف شهروندی، با غلبه بر منفعتگرایی، فرصتطلبی، خودخواهی و فردگرایی افراطی که مضر برای وطن، جامعه، مردم و زندگی جمعی است، با تقویت همبستگی اجتماعی، اعتماد اجتماعی و سرمایه اجتماعی، با تقویت امید اجتماعی، با مشارکت در توسعه حوزه عمومی و جامعه مدنی، با شکل دادن به گروههای اجتماعی داوطلبانه و غیرانتفاعی و مردمی و از همه مهمتر، ضروریتر و استراتژیکتر با صلح گرایی و صلحخواهی و صلحسازی و پرهیز از خشونتگرایی کلامی زبانی عقیدتی و رفتار خشن با مردم.
کارویژه حکومت و دولت در این برهه و بزنگاه خطیر فراهمسازی مسیر سیاسی حقوقی و اجتماعی فرهنگی و اقتصادی برای تحقق اینهاست. اگر میخواهیم وطن آریایی اسلامی پنج هزارساله صد میلیون ایرانی مسلمان امروز و میلیونها ایرانی ایران فردا محافظت شود، چارهای نیست جز انجام این کارها و این جا مسئولیت قانونی، امنیتی، سیاسی حقوقی و اخلاقی نخبگان، رسانهها، دانشگاه، حوزه علمیه و دولتمردانی که متعهد به هویتی بنام وطن آریایی اسلامی هستند بیش از دیگران است.
ایرنا: همبستگی در شرایط بحران چه کمکی به مردم میکند؟ دقیقاً چه معنایی دارد و با توجه به نارضایتیها و دوقطبیهای گسترده در جامعه، مردم چگونه میتوانند در این شرایط کنار هم بایستند؟
نجاتی حسینی: همبستگی، انسجام، وحدت و یکپارچگی که جزو مهم رتوریک و گفتمان و ایدئولوژی ادبیات اجتماعی سیاسی حقوقیاند، همگی طنین واحدی دارند و آن چیزی نیست جز حفظ تاریخ، فرهنگ، تمدن، جامعه و میراث معنوی فرهنگی یک وطن از طریق وفاق و اجماع حداکثری مردمان عضو در یک جامعه از جمله جامعه تاریخی تمدنی ایران. در شرایط عادی و متعارف یعنی زمانه صلح و آرامش اینها معنای عادی و معمولی خود را دارند، اما در زمانه بحران، فاجعه و جنگ همچون زمستان تلخ ۱۴۰۴ و متاسفانه احتمالا در بهار ۱۴۰۵ اینها یک معنای مضاعف و مضاف هم دارند و آن به تعلیق درآوردن موقتی اختلافات فکری و عقیدتی توسط مردم و به تعلیق درآوردن دیدگاههای سیاسی، حزبی و جناحی توسط نخبگان و رسانه و به تعلیق درآوردن اختلافات فکری شناختی عقیدتی میان دانشگاه و حوزه برای رسیدن به یک هدف است و هدف چیزی نیست جز حفظ همبستگی ملی برای محافظت همه جانبه از وطن آریایی اسلامی.
بنابراین خود همبستگی هدف نیست، بلکه یک استراتژی میهن دوستانه و دکترین ملیگرا است. برای تحقق آن هدف مهم و بزرگ، ماندگار، موثر و حیاتی که گفتیم: محافظت همه جانبه از وطن آریایی اسلامی است. البته در جامعهای همچون ایران کنونی که شکاف دولت، ملت در سطح اکثریتی آن بین ناراضیان، معترضان، منتقدان، مخالفان و اپوزیسیون وجود دارد و در دیماه ۱۴۰۴ آن هزاران معترض جان باخته و هزاران معترض نیز بازداشت شدهاند و هنوز سوگ ملی ناشی از فاجعه دی ۱۴۰۴ در جامعه جاری است و ضمنا حس انتقامگیری در یک بزنگاه تاریخی چون جنگ کنونی اسراییل-آمریکا با جمهوری اسلامی هم حس میشود و ضمنا فاقد تدبیر سیاسی حقوقی برای این سوگ و ترومای ملی بودهایم و نه تنها کار چندان مثبت موثری در این زمینه انجام نشده که بر چالشها و نارضایتیها هم افزوده شده است. از جمله بخاطر سیاست نادرست قطعی سراسری دو هفتهای اینترنت که کسب و کار و زندگی مردم را مختل کرده و در نتیجه حاکمیت نتوانسته اکثریت مردم معترض، مخالف و ناراضی را با خود همراه سازد؛ لذا متاسفانه به این دلایل ایجاد این همبستگی راحت، ساده، سریع و چندان دردسترس نیست.
حکومت و دولت با عقلانیت سیاسی حقوقی چالشها را رفع کنند
چالشهایی مهم وجود دارد که عرض شد و باید حکومت و دولت با یک عقلانیت سیاسی حقوقی آن چالشها را رفع کنند تا همبستگی ملی در دو سطح جامعه و حاکمیت رخ دهد. درغیر این صورت هر گونه تبلیغ، ترویج و دعوت به همبستگی ملی از سوی دانشگاهیان و رسانهها و اینفلوِئنسرهای فضای مجازی متاسفانه یک امر فانتزی، تخیلی و توهمی خواهد بود. لذا جامعهشناسانه نگاه کنیم مساله اجتماعی ملی ما فعلا این است: چرا و چگونه در شرایط بحران بسیاری از مردم دست کم با حکومت و دولت همراهی برای رفع بحران همراهی و همدلی و هم فکری نمیکنند و مسالهتر اینست که در گروه نخبگان، دانشگاهیان، اصحاب رسانه و فرهنگ و قلم هم همراهی موثری با سیاستهای حاکمیت دیده نمیشود! چرایی و چگونگی بروز این مسالهها خود نیازمند بحثها و گفتگوهای مستقل و هماندیشی با نهادهای سیاسی امنیتی اصلی و قوه عاقله مدیره مدبره نظام و اتاق فکر اصلی حاکمیت است که در این روزها بخاطر شرایط جنگی کشور ترافیک کاری بالایی هم دارند.
ایرنا: با توجه به تحرکات و زمزمههای موجود وقوع تنش و درگیری داخلی بین مردم در شرایط کنونی را چقدر محتمل میدانید و مردم و نخبگان دراین شرایط به چه نکاتی باید توجه کنند؟
نجاتی حسینی: رخدادهای سیاسی اجتماعی در جهان دستخوش عدم قطعیت به اصطلاح فیزیک کوانتومی را نمیتوان به طرز دقیق و قطعی پیشبینی، توصیف، تفسیر و نتیجهگیری کرد، اما با استفاده از قوانین و قواعد آمار احتمالی و ظرفیتهای جامعه شناسی سیاسی امکان فرض چند سناریوی اجتماعی سیاسی تقریب به امر واقع وجود دارد.کما اینکه در جریان اعتراضات جنبش زن- زندگی – آزادی شهریور ۱۴۰۱ و سپس اعتراضات دی ۱۴۰۴ برخی اصحاب علوم اجتماعی سیاسی از جمله بنده به سهم و سعی و فهم خودم نسبت به وقوع برخی رخدادهای سیاسی اجتماعی کنونی آلارم هایی داده بودیم که متاسفانه یا منتشرش نکردند و یا منشترشدهاش شنیده نشد و اگر شد به آن عمل نشد و حاکمیت و نهادهای امنیت سیاسی محور و اصلی نظام راه خود را رفتند و متاسفانه شد آنچه نباید میشد و میشد با عقلانیت سیاسی از وقوع آن نیز جلوگیری کرد.
نخبگان باید به مسئولیت اجتماعی و تکلیف ملی، مدنی در قبال مردم و جامعه عمل کنند
با این وصف وظیفه همه نخبگان و اهل تحلیل و اهل قلم به ویژه ما معلمان علوم اجتماعی این است که همواره به وظیفه علمی آکادمیکی و مسئولیت اجتماعی شهروندی و تکلیف ملی میهنی، مدنی و نیز وظیفه دینی شرعیمان در قبال مردم و جامعه عمل کنیم، هم در وضعیت بحران و فاجعه همچون زمستان ۱۴۰۴ و چه در زمانه عادی و معمولی و چه حاکمیت حرفشان را بشنود و بپذیرد و چه نشود و نپذیرد. بر این مبنا همانگونه که در گزارش تحلیلی مفصل درباره «جامعهشناسی سیاسی حقوقی اعتراضات دی ۱۴۰۴» عرض کردم، جامعه ایران همه ما دستخوش رخدادهایی است که ناگوار و تلخاند و مخرب و مهلک و اگر به نتیجه برسند نه از تاک نشان خواهد بود و نه از تاک نشان.
از جمله رخ داد بحران داخلی نزاع مردم با حکومت و نیز جنگ فرسایشی حکومت با اسراییل و امریکا و احتمالا ناتو و شاید هم کشورهای عرب خلیج فارس. در چنین بزنگاهی این احتمال میرود بیش و کم که برخی هستههای امنیتی نظامی خفته اپوزیسیون داخل و خارج کشور در یک شرایط از پیش آماده شده که محصول جنگ خارجی کنونی است، زمینه را برای شرایط استارت یک نبرد داخلی هم فراهم کنند. چگونگی لجستیکی فعال شدن این هستههای امنیتی نظامی خفته در تخصص ما معلمان علوم اجتماعی نیست و قطعا متخصصان تحلیلهای امنیتی نظامی دفاعی بهتر، دقیقتر، سیستماتیکتر و متدیکتر میتوانند این مساله را توضیح دهند و تا جایی که مطلعم در کار این تحلیل هم درگیر شدهاند. اما آنچه بر عهده ما تحلیلگران اجتماعی مسائل اجتماعی ملی از جمله مساله جنگ خارجی و جنگ داخلی است، کشف علمی زمینههای اجتماعی فرهنگی و توضیح و تبیین و تفسیر و تحلیل جامعهشناختی از علل سیاسی امنیتی ظهور، بروز و شکلگیری اعتراضات جمعی در قالب شکلبندی جنبشهای اجتماعی از نوع جنبش سبز خرداد ۱۳۸۸ و ناآرامیهای مرگبار دی ۱۳۹۶ و آبان ۱۳۹۸ و جنبش شهریور ۱۴۰۱ و نیز اعتراضات دی ۱۴۰۴ به صورت امواج ششگانه در بازار، خیابان و آرامستانها و سوگواریهای مدرن سکولار و غیرمذهبی و اعتراضات دانشجویی بهمن تا ۸ اسفند ۱۴۰۴ در دانشگاهها و تنشهای سیاسی در فضای مجازی و التهاب پنهان در آتش زیر خاکستر در خیابانهاست.
بر همین مبنای تحلیلی که ذیل عنوان جامعهشناسی بحران و فاجعه و جنگ و تنش و نزاع عرض شد و با فرض ثابت ماندن شرایط اصلی موجود؛ یعنی ضعف عقلانیت سیاسی حکومت در تدبیر سوگ ملی و کاستن از ترومای ملی ناشی از فاجعه دی ۱۴۰۴ و عدم همراهی اکثریت مردم معترض با سیاستهای داخلی و خارجی حکومت و مجاب نشدن آنها در همراهی با حکومت برای مقابله با دشمن مهاجم خارجی، احتمالا یک همافزایی از نزاع خارجی و تنشهای داخلی و اعتراضات و نارضایتیها از حکومت و دولت بصورت شدیدتر و گستردهتر وضعیت امنیتی سیاسی کشور را پیچیده و بغرنج خواهد کرد و شاید به ناامنی بیشتر در مرزهای سرزمینی و فعال شدن گروههای نظامی تجزیهطلب و جداییخواه هم منجر شود.
تدبیر امور در این برهه تاریخی، فقط از طریق مشارکت حداکثری مردم و نخبگان میسر است
در این شرایط نخبگان متعهد، عالم، عاقل و خلاق اهل تحلیل اجتماعی سیاسی و اصحاب فکر و قلم فقط میتوانند حسب وظیفه مدنی اخلاقی علمیشان روشنگری علمی کنند؛ البته اگر تریبون و اینترنت داشته باشند که متاسفانه ندارند چون بنا به دلایل امنیتی ۴۰۰ ساعت یا ۱۷ روز است که اینترنتشان قطعست همچون همه مردم! مردم نیز نیازمند روشنگری علمی منصفانه و دقیقیاند که رسانههای مستقل، آزاد و حرفهای باید انجام دهند تا متوجه وضعیت بحرانی و فاجعهزده و جنگی ایران بزرگ یعنی وطن آریایی اسلامیشان در بزنگاه زمستان ۱۴۰۴ شوند. متاسفانه این شرایط فراهم نیست. باید حکومت و دولت در اسرع وقت برای نخبگان و اهل قلم و فکر و رسانه اینترنت و تریبون را فراهم کند تا آنان به وظیفه ملی میهنی و مذهبیشان عمل کنند. تا جایی که میدانم قوه عاقله مدیره مدبره حاکمیت و نظام به این عقلانیت سیاسی واقف است و نیک میداند تدبیر امور کشور در این برهه و بزنگاه تاریخی، فقط و فقط از طریق مشارکت مردمی فراگیر حداکثری مردم و نخبگان و رسانهها و اهل قلم و فکر میسر است و لاغیر. امیدوارم این مهم محقق شود چه اگر نشود در این کارزار خارجی و داخلی، کار، زار خواهد بود! (که به قول مولانا: تیغ چوبین را مبر در کارزار – بنگر اول تا نگردد کار، زار ).
ایرنا: چه رفتارهایی را نشانه واقعی اتحاد و همدلی میدانید و چه عواملی باعث تقویت یا تضعیف هبستگی در بحرانها میشود؟ در شرایط فعلی حاکمیت و مردم و نخبگان چه رفتارهایی باید برای حفظ همبستگی ملی انجام دهند؟
نجاتی حسینی: همانطور که در پاسخ به پرسشهای قبلیتان به نوعی عرض شد بر مبنای یک نشانهشناسی اجتماعی سیاسی میتوان در برخی رفتارهای اجتماعی فرهنگی و کنشهای سیاسی مردم و حکومت به نشانههای اصلی مرتبط با وفاق و اجماع و تعامل یا در نقطه مقابل آن به تضاد و تخاصم و تقابل پی برد. بر این مبنا همدلی و همفکری و همرایی و همراهی و توافق و تفاهم و تفهم میتواند در هر زمینهای به گفته فیلسوف- جامعهشناس برجسته فقید یورگن هابرماس (۱۹۲۷ -۲۰۲۶ م) نشانه وجود شرایط وحدت و اتحاد و همبستگی و انسجام باشد. در عوض وجود تقابل آرا و نداشتن تفاهم و نبود وفاق و نبود همفکری هم میتواند علامتی برای تضاد و ناهمبستگی و تفرقه و اختلاف و تشتت و تنش باشد.
در سطح دولت -ملت وفاق مردم و حکومت خود لازمه اعمال حاکمیت داخلی و خارجی دولت در محدوده سرزمینیاش است. اکنون بنا به دلایلی که قبلا گفتیم، نشانههای اجتماعی فرهنگی و سیاسی حقوقی که از سمت دولت- ملت و مردم و حکومت و اپوزیسیون داخل و خارج و رسانههای مخالف نظام سیاسی مستقر به جامعه ملی و منطقه و جامعه جهانی ارسال میشود به سختی میتواند به وجود وفاق و همبستگی و انسجام ملی در سطح جامعه و دولت و حکومت تعبیر شود و این دقیقا چیزی است که نهادهای تاثیرگذار جهانی و بازیگران اصلی سیاست بینالملل و حتی نظام سیاست منطقهای در خاورمیانه و شمال آفریقا و آسیای میانه و به ویژه کشورهای عرب حوزه خلیج فارس هم به آن وقوف یافتهاند و لذا روابط سیاسی امنیتی نظامی دفاعیشان با دولت را با همین نوسانات تنظیم میکنند. این نشانههای مثبت یا منفی که یا حاکی از وفاق مردم و حکومتاند و یا تضاد و تخاصم میان مردم و حکومتاند دقیقا در مواقع بحرانها تاثیرات مضاف و مضاعفی دارند چون در تعیین نحوه اعمال حاکمیت دولت در قلمروی سرزمینیاش مدخلیت زیادی دارند و خصوصا برای تصمیمگیری نظام در مورد سیاست دفاعی یا تهاجمی و یا سیاست صلح و جنگ و مذاکرات استراتژیک تعیینکننده و حیاتیاند.
خطای استراتژیک زمانی است که حکومت گمان کند با یک اقلیت وفادار همیشه حاضر در صحنه و میدان میتواند غلبه بر بحرانهای داخلی و خارجی را تضمین کند. نادیده گرفتن مخالفان خطایی مهلک و مرگبار خواهد بوداگر اندکی از این مباحث سیاسی و روابط بین الملل مهم و لازم فاصله بگیریم و انضمامی صحبت کنیم در شرایط جنگی کنونی ایران زمستان ۱۴۰۴ ، هرگونه همراهی و وفاق حداکثری مردم با حکومت و همسازی حداکثری حکومت با اکثریت مردم در ساحت اقتصاد و جامعه و فرهنگ و حقوق بشر و شهروندی میتواند تعیین کننده مناسبی برای موفقیت حکومت و بیرون آمدن پیروزمند حکومت از بحران خارجی و داخلی کنونی باشد. برعکس آن هم متصور است که نیازی به توضیح ندارد چون بدیهی است بدون حمایت و مشارکت حداکثری مردم هیچ نظام سیاسی حتی پیشرفتهترین و قدرتمندترین نظام قادر به تضمین پیروزی در نظام بینالملل و غلبه بر بحرانهای داخلی و خارجی نیست. از این لحاظ حکومت باید حمایت حداکثر مردم ایران را جلب کند و اکثریت مردم و نخبگان و اهالی قلم و فکر را با خود همراه کند و یا به صورت عقلانی مدنی با آنها به تفاهم و توافق برای تعیین اهداف مشترک ملی برسد.
خطای استراتژیک زمانی است که حکومت گمان کند با یک اقلیت وفادار همیشه حاضر در صحنه و میدان و اقلیت موافق و همراه با ایدئولوژی حکومت میتواند غلبه بر بحرانهای داخلی و خارجی را تضمین و پیروزی و موفقیتاش را تامین کند. به تجربه ثابت شده است نادیده گرفتن مخالفان خطایی مهلک و مرگبار خواهد بود. توجه کنیم تاریخ جهان چک سفید امضا به هیچ حکومتی برای بقای دائم نداده است و هیچ بیمهای در تاریخ قادر به تضمین بیولوژی حکومت نیست. طبق قاعده زیست شناسی سیاسی و بیولوژی اجتماعی ایدئولوژی حکومت تا زمانی خاص در خدمت بیولوژی و دوام حکومت است اما اگر حمایت و مشارکت و رضایت و موافقت حداکثری مردم از حکومت روبه کاهش گذارد، ایدئولوژی حکومت دیگر درخدمت بیولوژی و دوام و بقای حکومت نیست بلکه عامل انحطاط، زوال، فروپاشی، انتروپی و اینرسی نظام و نهایتا منجر به بروز انومی، تنش، آشوب و فنای نظام خواهد شد. اما وجود مردم موافق و حامی و مشارکت کنندهای که از نحوه حکومت کردن دولت رضایت سیاسی داشته باشند و به دولتمردانشان اعتماد سیاسی داشته باشند و اطمینان اجتماعی و امید اجتماعی پیدا کنند که با این حکومت آینده اجتماعی خوب و مناسب برای خود و فرزندان و نسلهای بعدیشان خواهند داشت قطعا یک بیمه تضمینکننده تاریخی برای تداوم حکومت خواهند بود.
گفتن همین قواعد و قوانین و الزامات و دادن آلارم سیاسی به حاکمیت در عرصه سیاست داخلی و خارجی و نشان دادن شیوههای درست حکمرانی با هدف تضمین بقای جامعه و میراث تاریخی تمدنی معنوی آن و حفاظت همه جانبه از وطن آریایی اسلامی وظیفه و رسالت ما معلمان علوم اجتماعی است. وظیفه مدنی اخلاقی عقلانی نخبگان فرهنگی سیاسی و اصحاب رسانه و اهالی قلم و فکر این سرزمین هم چنین است. مردمان عادی و متعارف مستقر در خانه و خیابان و بازار نیز منطقا، اخلاقا و عقلا باید به دور از هیاهوهای رسانهای و تبیلغات کاذب و اخبار فیک و بیتوجه به برساختههای غیرواقعی هوش مصنوعی و بدون تاثیرپذیری از فضای مجازی پر ازشایعههای مخرب و مهلک و با تامل در مباحث سیاسی رایج در شبکههای ماهوارهای و رسانهای داخلی و خارجی، خودشان مستقل و بصورتی عقلانی و آگاهانه درباره موضعگیری شان نسبت به وضعیت و موقعیت خطیر جامعه ایران در بزنگاه حساس کنونی یعنی زمستان۱۴۰۴ و نتایج و تبعات آن تصمیمگیری کنند و درست عمل کنند. ایستادن در سمت درست تاریخ یک وظیفه اخلاقی معنوی و مدنی عقلانی است. خدا ایران را حفظ کند انشاء الله.



