30 درصد یا 50 درصد؟
بر اساس مصوبه شورای عالی اداری در سال ۹۶، مقرر شد که 30 درصد پستهای مدیریتی کشور تا پایان برنامه ششم توسعه در اختیار زنان قرار گیرد. بر اساس دادههای موجود از نیمه نخست سال 1398 تا پایان شهریور 1401، نرخ مدیریت زنان به حدود 26 درصد رسید. با توجه به تمدید برنامه ششم توسعه تا پایان سال 1402، طبیعتا باید انتظار داشت در حال حاضر که چیزی کمتر از سه ماه تا پایان سال باقی مانده، زنان به جایگاه 30 درصدی مدیریتی در کشور دست یافته باشند اما طبق اعلام انسیه خزعلی، معاون امور زنان و خانواده رئیسجمهور، در حال حاضر ۲۵ درصد از مدیران کشور، زن هستند. خزعلی البته معتقد است که سهم مدیریتی زنان باید به 50 درصد برسد. او از ادارات و دستگاههای اجرایی خواسته تا بهکارگیری زنان در پستهای مدیریتی را به صورت جدی عملیاتی کنند.
در اختیار داشتن نیمی از پستهای مدیریتی کشور از سوی زنان چندان هم بیراه به نظر نمیرسد اگر شایسته سالاری مبنای انتخاب مدیران باشد. به عبارت دیگر این عدد میتواند پیشفرضی در نظر گرفته شود برای آن که بپذیریم زنان با دارا بودن نیمی از جمعیت کشور دارای حقی یکسان در پستهای مدیریتی هستند و مبنای انتخاب نیز نه جنسیت، بلکه تنها شایستگی است. البته ذکر این نکته نیز خالی از فایده نیست که رویکرد شایسته سالاری به خودی خود با رویکرد کمّی سازگار نیست اما چیزی که تعیین رقم و عدد را توجیه میکند تعداد رو به ازدیاد زنان تحصیل کرده است.
سقف شیشهای برای زنان
در پاسخ به این که چه عواملی سبب میشود زنان نتوانند آنچنان که باید و شاید جایگاه خود را در پستهای مدیریتی به دست آورند، پژوهشهای فراوانی انجام شده است. این مسأله البته تنها مختص ایران نیست و بسیاری از زنان کشورهای مختلف همچنان در رسیدن به جایگاههای مدیریتی با چالشهای فراوانی مواجه هستند. در این زمینه اصطلاحی با عنوان «سقف شیشهای» (glass ceiling) ابداع شده که استعارهای است برای توصیف موانع نامرئی بر سر راه ارتقا و پیشرفت زنان. این موانع، مجموعهای از نگرشها و تعصبات منفی اند که مانع از آن میشوند زنان از سطحی معین در سلسله مراتب سازمانی بالاتر روند. این اصطلاح،اولین بار در سال 1986 -1987 در نشریه وال استریت ژورنال به کار رفت.
سقف شیشهای بیانگر ناکامی زنان در دستیابی به سطوح بالای شغلی و مدیریتی است. در واقع آنها به پستهای عالی در سازمان نزدیک میشوند اما به ندرت آن را به دست میآورند و این سرخوردگی سبب میشود که تصور کنند یک سقف شیشهای که نمادی از موانع تبعیضآمیز است، در راه تلاش آنها برای دستیابی به سطوح عالی مدیریتی در سازمانها وجود دارد.
علاوه بر تبعیضاتی که در راستای رسیدن زنان به پستهای مدیریتی وجود دارد، باورهای نادرست در این زمینه نیز سدی برای دستیابی زنان به جایگاهی که شایسته آن هستند شمرده میشود. این باورها عمدتا ریشه فرهنگی و اجتماعی دارند و بر اساس آن گروههایی از مردم عقیده دارند که مردان، مدیران بهتر و قابل اعتمادتری اند. اما جالب است بدانید طبق یک نظرسنجی که توسط موسسه گالوپ انجام شده، مدیران زن 41 درصد بیشتر از مدیران مرد کار میکنند و در هر سن و سال و صرف نظر از اینکه فرزندی در خانه داشته باشند یا نه، فعالتر هستند.
در همین زمینه بر اساس نتایج پژوهشی با عنوان «موانع خروج از مسیر ترقی مدیریت برای زنان در سازمانهای دولتی ایران بر اساس الگوی ذهنی مدیران زن موفق» که در نشریه مطالعات راهبردی زنان در پاییز 1399 منتشر شده، زنان موفق در سازمانهای دولتی ایران، علاوه بر حفظ روحیه زنانه و لطیف خویش، فرزندآوری و مسئولیت تربیت فرزند را مانع رشد و ترقی خود نمیدانند. در مقابل با تقویت روحیه استقلال و کمال طلبی، رشد حرفهای و یادگیری را تقویت کرده و مسیر حرفهای خود را راهبری میکنند.
آمارهای جهانی چه میگویند؟
بر اساس پژوهشی که درباره سهم زنان در پستهای مدیریتی در سراسر جهان در سال 2021 انجام و نتایج آن در فوریه 2023 در پلتفرم جهانی استاتیستا Statista منتشر شد، در میان کشورهای جهان اردن بالاترین سهم زنان را در پستهای مدیریتی در سال 2021 داشته است. نرخ مدیریت زنان در آن کشور 57 درصد عنوان شده است. سنت لوسیا و فیلیپین نیز با نرخ 50 درصدی مدیران زن پس از اردن قرار دارند. بر همین اساس پاکستان با چیزی کمتر از 6 درصد، دارای کمترین نرخ مدیریت زنان شناخته شده و جالب است که کشورهای ژاپن و تیمور شرقی با 13 درصد میزان مدیریت زنان در اواخر این جدول قرار داشتهاند. این پژوهش نرخ مشارکت زنان در پستهای مدیریتی ترکیه را 19 و عراق را 15 درصد عنوان کرده است. همچنین عربستان سعودی با حدود 16 درصد نرخ مدیریت زنان در این پژوهش معرفی شده و سهم مدیریت زنان در قطر نیز نزدیک 14 درصد است.
درباره ترکیه میتوان به آمار داخلی این کشور نیز اشاره کرد که براساس دادههای شاخصهای توسعه پایدار مرکز آمار ترکیه، نسبت زنان در سمتهای مدیریتی از 14.4 درصد در سال 2012 با افزایش 1.9 درصدی به 16.3 درصد در سال 2018 رسیده است. با توجه به این که پژوهش جهانی در سال 2021 انجام شده و در آن آمار مدیریت زنان در ترکیه 19 درصد عنوان شده، میتوان نتیجه گرفت که ترکیه شاهد رشد مدیریت زنان بوده است.
گرچه جایگاه مدیریت زنان در ایران در این پژوهش جهانی مشخص نشده اما اگر بر اساس دادههای رسمی داخلی، سهم مشارکت زنان در پستهای مدیریتی را همان 25 درصد اعلام شده بدانیم، میتوان نتیجه گرفت که ایران به لحاظ حضور زنان در پستهای مدیریتی دارای جایگاهی بالاتر از کشورهای منطقه قرار دارد. با این حال تنها مقایسه با کشورهای منطقه نباید منجر به این شود که به این جایگاه بسنده کنیم و همانگونه که بر مشارکت 50 درصدی زنان در حوزه مدیریت تأکید شده، تنها با تکیه بر شایسته سالاری میتوان در این زمینه حرکت کرد. مقام معظم رهبری نیز در همین زمینه در دیدار جمعی از بانوان در آستانه ولادت حضرت زهرا(س) با اشاره به وجود سؤالهایی درباره حضور زنان در مشاغل گوناگون و مدیریتهای اجتماعی و دولتی، تأکید کردند که در این عرصه، مسأله جنسیت مطرح نیست و هیچ محدودیتی برای حضور زنان وجود ندارد.
رهبر انقلاب شایسته سالاری را تنها ملاک واگذاری مسئولیتهای اجتماعی و سیاسی به زنان و مردان دانستند و گفتند که حتی در جایی مانند وزارت یا نمایندگی مجلس اگر بانوی مجرب و کارآمد بهتر و شایستهتری وجود دارد، از نظر اسلام هیچ محدودیتی برای تصدی او وجود ندارد. بی شک این اعلام نظر میتواند افقهای جدیدی برای نقش آفرینی زنان ایرانی در موقعیتهای مدیریتی باز کند. به این ترتیب باید منتظر بود که زنان تحصیلکرده و هوشمند و توانمند ایران، “سقف شیشه ای” را بشکافند و طرحی نو دراندازند/نور نیوز