کافی است به خاطران منتقدان قدیمی مراجعه کنید تا راه دشواری را که آنها در این راه پیمودهاند بشناسید. اما اینک نه فقط ورود به رسانهها و نقدنویسی هیچ قاعده و سامانی ندارد که با گسترش اینترنت و شبکههای اجتماعی و فضای مجازی امکان فراهم شده تا هر کس در هر زمانی که اراده کند یک رسانۀ شخصی صفحۀ شخصی برای خود خود تأسیس کرده که مدیرمسئول و سردبیرو نویسنده آن نیز یک نفر است!
هر که در صفحۀ شخصی خود درباره فلان فیلم و سریال نظر شخصیاش را مینویسد گمان میکند منتقد سینماست. ایجاد قارچگونۀ صفحات سینمایی و وبگاههای تخصصی فیلم رنگارنگ این گمان را ایجاد کرده که هرکس که گوشه چشمی به سینما داشته، عشق فیلم بوده یا گمان میکرده نویسنده و منتقد سینمایی است یک نبش دکان مجازی در بازار سینما راه انداخته است.
آنهایی که صرفا به واسطه برخی علائق سطحی و عامیانه به سینما مثلا عشق و علاقه به فلان بازیگر یا کارگردان به ایجاد صفحه سینمایی در فضای مجازی اقدام کردند که نه تنها مطالب قابل تامل و جذابی ندارد بلکه یکسری ذوق زدگی های کودکانه و ژورنالیسم زرد را در فضای مجازی انتشار می دهند.
بسیاری از آنها صرفا جهت شهرت طلبی و ارضای نیازهای شخصی که با “خود منتقد انگاری” و توهمات نارسیستی همراه است یک تشتت و آشفتگی نوشتاری – سینمایی را در فضای مجازی دامن زده اند که پیامدهای منفی آن بدنه سینمای ایران را هم می تواند دچارآسیب و آلودگی کرده و مورد تردید قرار دهد.
این صفحهها فرصتی فراهم کرده تا برخی خیالات کودکانه و توهمات خام خویش را از عالم ذهن به ساحت اینترنتی منتقل کرده و به آن عینیت ببخشند.
کافی است درجستجوگرهای مجازی هشتک فیلم و سیما را بنویسند تا انواع و اقسام این صفحات بی هویت و رنگارنگ جلوی چشمانتان ظاهر شوند. بسیاری از آنها فن پیچ های طرفدار فلان بازیگر زن و مردی هستند که عشق و علاقه خود را به این بازیگران از این طریق اعلام می کنند .
اینها بیشتر هواداران مجازی فلان بازیگرند که گاه به اشتباه خود را خبرنگارو نویسنده سینمایی درک می کنند. این دسته بیش ازآنکه دغدغه سینما داشته باشند دغدغه شهرت و نام و نان آوری خود را دارند. آنها به دلیل اینکه نتوانستند در عالم واقع برای خویش منزلت و شانی اجتماعی بدست آورند در عالم خیالی و مجازی، هویتی دروغین خلق می کنند تا بودن خود را اینگونه اثبات کنند که ” من منتقدم پس هستم!”



