این تماسها، در حالی رخ داد که خاورمیانه درگیر تنشهای فزایندهای از جمله بحران غزه، حملات دریای سرخ و نگرانیهای هستهای ایران است، بخشی از تلاشهای دیپلماتیک گستردهتر برای پیگیری تحولات پرونده هستهای ایران و حمایت از امنیت و ثبات منطقهای به شمار میرود.
هدف اصلی این گفتوگوها، یافتن راهحلهای مسالمتآمیز برای موضوع هستهای ایران بود، موضوعی که سالها است تنشهای بینالمللی را تشدید کرده و اقتصاد منطقه را تحت تأثیر قرار داده است. عبدالعاطی، به عنوان نمایندهای از کشوری که خود در قلب تحولات خاورمیانه قرار دارد، بر اهمیت ادامه گفتوگوهای سازنده بین طرفهای ذیربط تأکید کرد و خواستار از سرگیری و تقویت همکاری بین ایران و آژانس بینالمللی انرژی اتمی شد، بر اساس توافقنامهای که در ۹ سپتامبر ۲۰۲۵ در قاهره امضا شده بود.
این توافق، که در حضور مقامات ایرانی و آژانس به امضا رسیده، چارچوبی برای بازرسیهای فنی و اعتمادسازی فراهم میکند و عبدالعاطی در تماسها بر لزوم تشدید تماسها در دوره آینده میان همه طرفهای مرتبط، از جمله قدرتهای غربی و کشورهای عربی، اصرار ورزید.
این تماسهای تلفنی، نه تنها نمادی از نقش رو به رشد مصر در دیپلماسی منطقهای هستند، بلکه به دستور مستقیم عبدالفتاح السیسی، رئیس جمهور مصر، انجام شدند. السیسی، که سابقهای طولانی در میانجیگری بحرانهای خاورمیانه دارد – از جمله در مذاکرات آتشبس غزه و حمایت از فرآیند صلح اعراب و اسرائیل – این ابتکار را با هدف کاهش تنشهای فزاینده و دستیابی به آرامش پایدار در منطقه خاورمیانه پیگیری میکند.
مصر، به عنوان دروازه آفریقا و خاورمیانه، از بحرانهای جاری آسیب جدی دیده است؛ افزایش حملات در دریای سرخ هزینههای حملونقل را دو برابر کرده و کانال سوئز، منبع اصلی درآمد ارزی قاهره، را تحت فشار قرار داده است.
السیسی در سخنرانی اخیر خود در مجمع عمومی سازمان ملل، بر لزوم دیپلماسی فعال برای جلوگیری از جنگ منطقهای تأکید کرده بود و این تماسها را میتوان پاسخی عملی به آن فراخوان دانست.
عبدالعاطی در گفتوگو با عراقچی، بر ضرورت اجتناب از تشدید نظامی و تمرکز بر مذاکرات وین یا مکانیسمهای مشابه، مانند احیای برجام، پافشاری کرد، در حالی که در تماس با گروسی، جزئیات فنی توافق قاهره را مرور نمود و خواستار گزارشهای شفافتر آژانس در مورد غنیسازی ایران شد.
گروسی نیز، بر آمادگی آژانس برای نظارتهای بیشتر تأکید کرد اما هشدار داد که عدم پیشرفت میتواند خطرناک باشد.
این تلاشهای مصری، در بستری گستردهتر، با تحولات همزمان در روابط ایران و یمن همخوانی دارد. در همان روزها، مذاکرات غیرمستقیمی میان مقامات ایرانی و حوثیهای یمن شکل گرفته است، با تمرکز بر توقف حملات به اهداف در دریای سرخ. حوثیها، که از حمایت ایران برخوردارند، از اکتبر ۲۰۲۳ تاکنون بیش از ۲۰۰ حمله به کشتیهای تجاری مرتبط با اسرائیل انجام دادهاند، که این امر زنجیره تأمین جهانی را مختل کرده و هزینههای بیمه و حملونقل را به رکوردهای تاریخی رسانده است.
این مذاکرات، که از طریق کانالهای عمانی و قطری واسطهگری میشوند، بر این اصل استوار است که یمن از حمله به اهداف دریایی خودداری کند، در ازای تضمینهای امنیتی و اقتصادی برای صنعا.
هدف نهایی، دستیابی به یک توافق همهجانبه منطقهای است که نه تنها دریای سرخ را ایمن کند، بلکه به حل بحران یمن، آتشبس غزه و کاهش تنشهای ایران-اسرائیل کمک نماید. منابع دیپلماتیک در تهران و صنعا تأیید کردهاند که این گفتوگوها، که از زمان آتشبس موقت همراه بود، اکنون در مرحله پیشرفتهتری قرار دارد و ایران نقش کلیدی در مهار حوثیها ایفا میکند.
این امر، با تماسهای مصری همراستا است، زیرا قاهره نیز بر لزوم هماهنگی منطقهای برای امنیت دریانوردی تأکید دارد و پیشنهاد تشکیل یک ائتلاف برای حفاظت از تنگه بابالمندب را مطرح کرده است.
اهمیت این تحولات در این است که خاورمیانه، پس از سالها درگیریهای نیابتی، به سمت دیپلماسی چندجانبه حرکت میکند.
پرونده هستهای ایران، که ریشه در خروج آمریکا از برجام در ۲۰۱۸ دارد، اکنون با فشارهای اقتصادی – از جمله تحریمهای نفتی که صادرات ایران را به نصف رسانده – و نگرانیهای امنیتی اسرائیل، پیچیدهتر شده است.
توافق قاهره در سپتامبر، با تعهد ایران به محدودیت غنیسازی در سطوح پایین و دسترسی بیشتر بازرسان آژانس، گامی امیدوارکننده بود.
مصر، به عنوان کشوری متحد غرب، با میانجیگری خود میتواند پلی بین تهران و واشنگتن بزند، به ویژه در آستانه دولت ترامپ که وعده فشار حداکثری داده است.
السیسی، با دستور مستقیم، این تماسها را به عنوان بخشی از صلح برای رفاه توصیف کرده، که شامل حمایت اقتصادی در برابر توقف تنش ها است.
همزمان، مذاکرات ایران-یمن میتواند الگویی برای توافقهای بزرگتر باشد؛ تصور کنید دریای سرخ ایمن، که ۱۲ درصد تجارت جهانی از آن عبور میکند، و یمنی که از بحران انسانی – با ۱۹ میلیون نیازمند کمک – رهایی یابد.
این توافق همهجانبه، که ممکن است شامل عربستان، امارات و قطر شود، میتواند به صلحی بزرگ تبدیل گردد، با تمرکز بر امنیت انرژی و تجارت.
با این حال، چالشها همچنان جدیاند. اسرائیل، که حملات حوثی را تهدید مستقیم میداند، ممکن است با هرگونه نرمش با ایران مخالفت کند، و آمریکا تحت ترامپ، با سابقه خروج از برجام، اعتماد کمی به دیپلماسی دارد. اما تماسهای ۳۰ اکتبر، به دستور السیسی، نشاندهنده ارادهای جمعی برای شکستن بنبست است.
عبدالعاطی در پایان تماسها، بر اعتماد متقابل به عنوان کلید تأکید کرد، و گروسی از نقش مصر قدردانی نمود.
اگر این رویه حفظ شود، خاورمیانه میتواند از لبه پرتگاه عقب کشد؛ دریای سرخ آرام، مذاکرات هستهای از سرگرفتهشده، و تنشهای کاهشیافته. این نه تنها برای ایران و مصر، بلکه برای کل منطقه – از لبنان تا یمن – نجاتبخش خواهد بود. دیپلماسی، بیش از هر زمان، نیاز به حمایت جهانی دارد تا این روزنه به مسیری پایدار تبدیل شود.



