۱۴۰۴-۰۹-۲۰ ۱۶:۰۵

ارتقای فرهنگ مصرف آب با «همدلی اجتماعی»

به گزارش امید روز ، به نقل از آرمان امروز- محمدسعید رضایی: بحران آب در ایران دیگر یک مسئله آینده‌پژوهانه یا هشدار زیست‌محیطی نیست؛ واقعیتی است که هم‌اکنون زندگی میلیون‌ها نفر را تحت‌تأثیر قرار داده است.

کاهش بارندگی‌ها، فرونشست زمین، افت سطح سفره‌های زیرزمینی و خشک‌شدن تالاب‌ها نشانه‌های آشکاری هستند که از وضعیت ناپایدار منابع آبی کشور حکایت دارند. اما آنچه این بحران را پیچیده‌تر می‌کند، نه‌فقط کمبود منابع طبیعی، بلکه کمبود همدلی اجتماعی و مشارکت مردمی در مدیریت آن است. در نگاه جامعه‌شناسی، بحران آب صرفاً یک پدیده اقلیمی یا فنی نیست، بلکه بحرانی اجتماعی و فرهنگی است. ایران در دهه‌های اخیر از نظر زیرساخت‌های فنی، سدسازی و شبکه‌های انتقال آب پیشرفت‌های زیادی داشته است، اما در زمینه‌ی شکل‌دهی به فرهنگ مصرف، اطلاع‌رسانی پایدار و آموزش عمومی، هنوز مسیر طولانی در پیش دارد. مردم مفهوم «صرفه‌جویی» را بارها شنیده‌اند، اما کمتر کسی می‌داند این صرفه‌جویی چگونه باید در رفتار روزمره متجلی شود. برای بسیاری، صرفه‌جویی تنها به معنای بستن شیر آب یا کمتر شستن خودروست، در حالی‌که اصل موضوع به اصلاح الگوی مصرف و تغییر نگاه فرهنگی به آب بازمی‌گردد. نکته مهم‌تر، شکاف میان مردم و نهادهای مسئول در زمینه اعتماد و اطلاع‌رسانی است. هرگاه مردم احساس کنند دستگاه‌های متولی نیز در این مسیر با شفافیت، برنامه و جدیت گام برمی‌دارند، تمایل بیشتری برای مشارکت نشان می‌دهند. اما زمانی که اطلاع‌رسانی‌ها پراکنده، کوتاه‌مدت یا غیرشفاف باشد، جامعه نسبت به ضرورت همکاری بی‌اعتماد می‌شود. از منظر جامعه‌شناسی مشارکت، اعتماد اجتماعی، عدالت محیطی و احساس هم‌سرنوشتی سه عامل کلیدی در تغییر رفتار جمعی هستند. تا وقتی شهروندان احساس نکنند که همه در یک مسیر مشترک حرکت می‌کنند، هیچ سیاست محدودکننده یا تبلیغ رسانه‌ای به تنهایی نمی‌تواند منجر به تغییر رفتار پایدار شود.
همدلی اجتماعی؛ سرمایه‌ای فرهنگی
فرهنگ ایرانی سرشار از مفاهیمی مانند نوع‌دوستی، ایثار و یاری‌رسانی است. همین ارزش‌ها می‌توانند به ابزاری کارآمد برای مدیریت بحران آب تبدیل شوند. وقتی مردم درک کنند که استفاده درست از آب تنها یک وظیفه شخصی نیست، بلکه نوعی همدلی ملی و دلسوزی برای دیگران است، رفتارشان به طور طبیعی تغییر خواهد کرد. برای مثال، تصور اینکه هر قطره آب در شمال تهران می‌تواند نیاز حیاتی خانواده‌ای در سیستان باشد، در ذهن مردم حس مسئولیت جمعی ایجاد می‌کند. این نوع همدلی، اگر با آموزش و رسانه‌سازی هوشمند همراه شود، می‌تواند به نیرویی قدرتمند در مدیریت مصرف بدل شود.
تجربه‌های جهانی در بحران آب
در جهان، نمونه‌های موفقی از کشورهایی وجود دارد که با تکیه بر مشارکت عمومی و حس هم‌سرنوشتی توانسته‌اند بحران آب را پشت سر بگذارند. در سال ۲۰۱۷ شهر کیپ‌تاون در آفریقای جنوبی در آستانه اتمام کامل منابع آبی قرار گرفت. دولت با اطلاع‌رسانی شفاف، هر روز سطح ذخایر سدها را اعلام می‌کرد و مردم را در جریان بحران گذاشت. شهروندان نیز داوطلبانه مصرف خود را به کمتر از ۵۰ لیتر در روز رساندند. حس مسئولیت جمعی و همکاری اجتماعی موجب شد فاجعه «روز صفر» هرگز رخ ندهد. نمونه دیگر، شهر ملبورن در استرالیاست. در جریان خشکسالی دهه ۲۰۰۰، دولت به‌جای اعمال محدودیت‌های سختگیرانه، کمپین فرهنگی «Target 155» را با هدف کاهش داوطلبانه مصرف اجرا کرد. رسانه‌ها، مدارس و انجمن‌های محلی در این برنامه نقش فعال داشتند. نتیجه، کاهش چشمگیر مصرف و تغییر پایدار در نگرش عمومی نسبت به آب بود. در ژاپن نیز هرچند بحران آب به شدت کشورهای خشک نیست، اما آموزش احترام به منابع طبیعی از دوران کودکی آغاز می‌شود. در زمان کم‌آبی، مردم بدون اجبار قانونی مصرف را کاهش می‌دهند، چراکه حس نظم، احترام و مسئولیت جمعی بخشی از فرهنگ اجتماعی آنهاست. این کشور نشان داده است که مدیریت منابع طبیعی پیش از آنکه نیازمند ابزار فنی باشد، به فرهنگ اجتماعی متکی است.
نقش رسانه‌ها و نهادهای اجتماعی
در ایران، رسانه‌ها می‌توانند محور اصلی در ایجاد این حس هم‌سرنوشتی باشند. اطلاع‌رسانی‌های کوتاه‌مدت یا هشدارهای مقطعی نمی‌تواند به تغییر رفتار منجر شود. تغییر رفتار زمانی اتفاق می‌افتد که پیام‌ها مستمر، قابل اعتماد و از منابع گوناگون تکرار شوند. رسانه های فراگیر، شبکه‌های اجتماعی، مدارس و حتی روحانیون می‌توانند در قالب روایت‌های انسانی، داستان‌های کوتاه و مثال‌های واقعی، مردم را درگیر موضوع کنند. در کنار رسانه‌ها، نقش نهادهای محلی، شوراهای شهر و سازمان‌های مردم‌نهاد نیز حیاتی است؛ چراکه تغییر رفتار باید از پایین به بالا، از دل جامعه، شکل بگیرد. راهکارهای پیشنهادی می تواند، آموزش عمومی مداوم در مدارس، رسانه‌ها و فضاهای مجازی درباره مفهوم واقعی مصرف بهینه. شفاف‌سازی اقدامات مسئولان برای افزایش اعتماد اجتماعی و احساس مشارکت واقعی. کمپین‌های محلی و فرهنگی با محوریت ارزش‌های ایرانی مانند همدلی و انصاف. ترویج ابزارهای فنی مدیریت مصرف مانند کاهنده‌های فشار، کنتورهای هوشمند و بازیافت آب در صنعت. همکاری مستمر رسانه ملی با دانشگاه‌ها و جامعه‌شناسان برای طراحی پیام‌های مؤثر. بحران آب در ایران دیگر تنها مسئله‌ای زیست‌محیطی یا فنی نیست؛ این بحران به نوعی آزمون اجتماعی تبدیل شده است. اگر مردم، مسئولان و رسانه‌ها بتوانند در یک میدان مشترک از آگاهی، همدلی و اعتماد گرد هم آیند، می‌توان امیدوار بود که این چالش بزرگ به فرصتی برای بازسازی رابطه جامعه با طبیعت بدل شود.
در واقع، مدیریت آب یعنی مدیریت رفتار اجتماعی؛ و تا زمانی که این رفتار بر پایه همبستگی و مسئولیت جمعی بنا نشود، هیچ طرح فنی یا اقتصادی نمی‌تواند ایران را از تشنگی نجات دهد.

‫۰/۵ ‫(۰ نظر)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جستجو