* به عنوان پرسش نخست، بفرمایید بزرگترین مشکل در حوزه کاری شما چیست؟
بزرگترین مشکلی که مدرسان فن بیان در حوزه مهارت ارتباطی دارند، این است که مردم زیاد آگاه نیستند و روی مهارت ارتباطی خود کار نکرده و نمیکنند. همچنین در این زمینه، سرمایهگذاری نمیشود و با خود تصور میکنند همین که در ارتباط هستیم، کافی است و رشد میکنیم. در صورتی که مانند سایر دروسی که از مدارس خواندهایم، باید روی مهارت ارتباطی خود و خوب حرف زدن و « نه» گفتن و اعتماد به نفس خود، کار کنیم و راحت بتوانیم در یک جمع صحبت کنیم. علاقهمند هستم که مردم آگاه شوند و روی مهارت ارتباطی خود کار کنند.
از زمان کرونا، خیلی خانهنشین شدیم و اکثر مردم، در خلوت خود بودند و ارتباط نداشتند و فن بیان آنها ناخودآگاه ضعیفتر شده است. باید به این موضوع، بیشتر توجه شود.
*اگر مدیر تصمیم گیرنده بودید، چه اقداماتی انجام میدادید؟
باید از کودکی به آموزش فن بیان توجه کنیم و کودکان و نوجوانان خود را در این حوزه، رشد دهیم. افرادی هستند که قدرت «نه» گفتن ندارند و مثلا خانواده آنها میگویند که باید پزشکی یا فلان رشته را بخوانند. این نوجوان در جامعه پیشنهادهایی دریافت میکند که قدرت «نه» گفتن ندارد. زمانی که ما کارگاهها و کلاسهایی در حوزه مهارت ارتباطی داشته باشیم، باعث میشود، نیازمند کسی نباشیم و رشد کرده و پیشرفت کنیم. پس اگر مدیر تصمیمگیری بودم، تسهیلات و تمهیدات راحتتر تشکیل این کلاسها را فراهم میکردم. فن بیان، با پیشرفت، ارتباط مستقیمی دارد. اگر بنده، مهارت و دانش زیادی داشته باشم اما نتوانم آن را ارائه دهم، دیده و شنیده نمیشوم.
از نظر بنده، در حوزه فن بیان و مهارت ارتباطی، ما میتوانیم هر حرفی، چه خوب و چه بد، به یکدیگر بزنیم. منتها باید لحن درست آن را یاد بگیریم. در خانوادهها، گاه بین زوجین اختلاف به وجود میآید و مثلا میگوید شما فلان حرف را زدید؛ در صورتی که دیگری منظور بدی نداشت و تنها لحن بدی داشته است. اگر لحن خود را عوض میکرد، شاید کدورت ایجاد نمیشد. همه این موارد به فن بیان بازمیگردد، چون داشتن فن بیان، هم اعتماد به نفس را بالا میبرد و هم متقاعدسازی و ارتباط موثر و هوش کلامی را یاد میدهد.
بسیاری از اوقات، ما در شرایطی قرار میگیریم و یک سوال از ما پرسیده میشود، در حالی که پاسخ آن را میدانیم یا ناگهان جواب از مغز ما میپرد. با کلاسهای فن بیان، این گرههای ذهنی باز میشوند و قسمت هوش کلامی و دایره لغات ما تقویت میشود. اما زمانی که دایره لغات ما کم باشد، ناخودآگاه کمتر صحبت میکنیم و ارتباط میگیریم.
یک تکنیک، به نام تکنیک آسانسوری داریم که فرض کنید با یک فرد که توانایی انجام کارهای بزرگی برای شما دارد، در آسانسور قرار گرفتید و میخواهید به طبقه سوم بروید؛ در زمان کوتاه مثلا ۳۰ ثانیهای، فرصت دارید خودتان را معرفی کنید. در این زمان، باید بتوانید خود را طوری خوب معرفی کنید تا فرد متقاعد شود که به شما به عنوان نیروی توانمند نیاز دارد و شما را استخدام کند. ما مدیرانی داریم که نمیتوانند خوب صحبت کنند و به همین علت سرخورده شده و پست خود را ترک میکنند. حرف زدن، در همه افراد، بسیار اهمیت دارد.
*نقش رسانهها را در این حوزه بفرمایید.
قطعا رسانه بسیار اهمیت دارد و باید رسانهها را در دنیای مجازی هم داشته باشیم. رسانههایی مثل صدا و سیما و رادیو باید دقت بیشتری داشته باشند و تنها به صدا و سیما و سازمان فکر نکنند. باید وارد فضای مجازی شده و تبلیغات انجام دهند و فارغ از همه مسائل، خود ما رسانه هستیم و میتوانیم فرهنگسازی کنیم.
دوستی دارم که در گذشته لکنت زبان داشت اما با تمرین این مشکل را حل کرد و با شجاعت و ممارست، مسیر زندگی خود را تغییر داد.
اگر فن بیان ما خوب است، باید در این زمینه به دیگران کمک کنیم. چون این موضوع زندگی افراد را تغییر میدهد و میتواند موجب اعتماد به نفس و ایجاد انقلابی در زندگی آنها شود.



