رها معیری: دهم مهرماه، روز ملی نخبگان بود، روز که به یاد بیاوریم که یکی از مهمترین سرمایههای هر جامعه؛ سرمایهای که نه در منابع مانند نفت و معدن، بلکه در ذهن، توانایی، خلاقیت و انگیزه انسانها قرار دارد. در کشور ما و طی سالهای گذشته، بخش مهمی از گفتوگو درباره نخبگان به موضوع مهاجرت اختصاص یافته است؛ اینکه چه تعداد از استعدادهای برتر کشور مهاجرت میکنند، چرا میروند و چگونه میتوان شرایط ماندگاری آنان را فراهم کرد. اما در کنار مسئله مهاجرت نخبگان، موضوع دیگری نیز وجود دارد که کمتر مورد توجه قرار گرفته است: چرخش نخبگانی. جامعه پویا جامعهای نیست که صرفاً تعدادی نخبه تولید کند؛ جامعه پویا جامعهای است که بتواند استعدادهای خود را در عرصههای مختلف به کار گیرد و برای نسلهای تازه امکان ورود، تجربه کردن، مسئولیت گرفتن و اثرگذاری فراهم کند. نخبگی زمانی به سرمایه اجتماعی تبدیل میشود که صاحب استعداد احساس کند میتواند در ساختن آینده جامعه سهم داشته باشد. اتفاقا نتایج کنکور امسال نیز از زاویهای دیگر قابل تأمل است. در روز ۱۱ مهر، اسامی ۴۰ رتبه برتر پنج گروه آزمایشی اعلام شد. در این میان ۲۳ رتبه به پسران و ۱۷ رتبه به دختران رسید. در علوم تجربی و ریاضی و فنی، ۹ نفر از ۱۰ رتبه برتر پسر بودند؛ در علوم انسانی، ۶ رتبه از ۱۰ رتبه به دختران رسید؛ در هنر هر پنج رتبه نخست در اختیار دختران بود و در زبانهای خارجی نیز چهار رتبه از پنج رتبه به دختران اختصاص داشت.
نخبگان می مانند، اما…
این آمار سالانه و پایان کنکور به نوعی تکرار می شود و جامعه ایرانی در طول یک سال، نخبگان آن سال را می شناسد، اما موضوع مهم است که آنها تا چه اندازه خود را در دایره اجتماعی و سیاسی کشور در آینده می بینند؟ آیا امکان حضور در دانشگاه، صنعت، اقتصاد، فرهنگ، رسانه، مدیریت و دیگر عرصههای اجتماعی برای او فراهم است؟ آیا مسیر رشد برای او روشن است؟ آیا میتواند از مرحله «استعداد برتر» به مرحله «اثرگذار اجتماعی» برسد؟ این پرسش از آن جهت اهمیت دارد که مهاجرت را نباید تنها به تصمیم فردی یک نخبه تقلیل داد. انتخاب محل زندگی و کار، حاصل مجموعهای از عوامل اقتصادی، حرفهای، اجتماعی و آیندهنگرانه است. حتی بنیاد ملی نخبگان نیز در سال جاری اعلام کرده است که بیشترین میزان مهاجرت در میان جامعه نخبگانی در سنین ۲۷ تا ۳۳ سال رخ میدهد؛ یعنی سنی که بسیاری از افراد در مسیر تحصیلات تکمیلی و ورود جدی به بازار کار و فعالیت تخصصی قرار دارند. در عین حال، تصویر مهاجرت نخبگان نباید به شکلی ترسیم شود که گویی همه استعدادهای کشور در حال خروجاند. بر اساس آخرین پایش اعلامشده از سوی بنیاد ملی نخبگان، نرخ ماندگاری در میان نخبگان زن ۸۲ درصد و در میان نخبگان مرد ۸۱ درصد اعلام شده و نرخ ماندگاری رتبههای برتر کنکور نیز حدود ۸۳ درصد عنوان شده است. این آمار، در کنار مسئله مهاجرت، یک پیام مهم دیگر دارد: بخش بزرگی از سرمایه انسانی کشور همچنان در داخل حضور دارد. بنابراین سیاست نخبگانی فقط نباید بر بازگرداندن مهاجران متمرکز باشد؛ بلکه باید بر حفظ، فعالسازی و بهکارگیری استعدادهایی که در کشور هستند نیز استوار شود.
چرخش نخبگانی براساس شایستگی و فرصت
اینجاست که مفهوم «چرخش نخبگانی» اهمیت پیدا میکند. چرخش نخبگانی به معنای کنار گذاشتن تجربه و تخصص نسلهای گذشته نیست؛ بلکه به معنای ایجاد امکان ورود نسلهای جدید به عرصههای تصمیمسازی و اثرگذاری است. جامعهای که مسیرهای ورود به مسئولیتهای علمی، مدیریتی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی را برای نسلهای تازه باز نگه میدارد، در واقع از یک سرمایه بزرگ یعنی انگیزه جوانان برای ساختن آینده استفاده میکند. اگر نخبه جوان احساس کند که صرفنظر از توانایی، تخصص و ایدههایش، مسیر اثرگذاری برای او بسته است، ممکن است به این نتیجه برسد که تلاش بیشتر الزاماً به فرصت بیشتر منجر نمیشود. در مقابل، هرچه رابطه میان «شایستگی» و «فرصت» روشنتر باشد، امید اجتماعی نیز میتواند تقویت شود. امید اجتماعی در این معنا یک شعار نیست؛ احساسی است که فرد نسبت به امکان ساختن آینده خود در جامعهای که در آن زندگی میکند پیدا میکند.
بنابراین اگر قرار است از نخبگان برای توسعه استفاده شود، سیاست نخبگانی باید بتواند این تنوع استعداد را به فرصت تبدیل کند. نخبگان علوم پایه، پزشکی، مهندسی، علوم انسانی، هنر، زبان، فناوری و حوزههای اجتماعی هر کدام میتوانند بخشی از مسائل کشور را حل کنند. توسعه نیز دقیقاً زمانی اتفاق میافتد که این ظرفیتها از مرحله شناسایی و تقدیر عبور کرده و به مرحله نقشآفرینی برسند.
پس شاید پرسش اصلی برای ایران این نباشد که «چگونه هیچ نخبهای مهاجرت نکند؟» بلکه باید پرسید: چگونه کاری کنیم که نخبهای که میماند، بتواند اثرگذار باشد و نخبهای که مهاجرت میکند نیز ارتباط خود را با جامعه مبدأ حفظ کند؟ پاسخ این پرسش، در نهایت به مفهوم «فرصت» بازمیگردد. حفظ نخبگان فقط با مشوق مالی اتفاق نمیافتد؛ منزلت اجتماعی، امکان پیشرفت، آزادی عمل حرفهای، شایستهسالاری، دسترسی به فرصتهای پژوهشی و اقتصادی و امکان حضور در عرصههای مختلف نیز بخشی از معادله ماندگاری است. روز ملی نخبگان میتواند از همین زاویه، نه یادآور یک بحران، بلکه یادآور یک ظرفیت ملی باشد. ایران همچنان از نسلهای متعدد استعدادهای علمی، فرهنگی و اجتماعی برخوردار است. مسئله این است که این استعدادها چگونه به سرمایه توسعه تبدیل شوند.
چرخش نخبگانی؛ از شغل والدین تا چرخش فرصت
انتشار نتایج کنکور ۱۴۰۵ فقط نام رتبههای برتر را به صدر اخبار نیاورد؛ این بار شغل والدین و مدرسه محل تحصیل برخی از این رتبهها نیز خبرساز شد. در گزارشی که در فضای مجازی منتشر شده، درباره تعدادی از رتبههای برتر از جمله سارینا واحدی، رتبه ۴ تجربی، اوستا نوشیروانپور، رتبه ۱۰ ریاضی، اشکان کریمی، رتبه یک ریاضی، آرش محمدی، رتبه یک تجربی، پوریا زارعی، رتبه ۳ انسانی و امیرافراز دهقانی تفتی، رتبه ۷ ریاضی، اطلاعاتی درباره شغل یا تحصیلات والدین و مدرسه محل تحصیل آنها ارائه شده است. در میان این نمونهها، حضور والدین پزشک، استاد دانشگاه و معلم و همچنین تحصیل چند نفر در مدارس تیزهوشان دیده میشود. استعداد، تلاش، انگیزه و ویژگیهای فردی نیز در موفقیت تحصیلی نقش دارند. اما همین دادههای محدود یک پرسش اجتماعی مهم را پیش میکشد: جامعه تا چه اندازه فرصت شکوفایی استعداد را مستقل از پیشینه خانوادگی در اختیار افراد قرار میدهد؟ اینجاست که بحث «چرخش نخبگانی» معنا پیدا میکند. چرخش نخبگانی فقط جابهجایی افراد در جایگاههای نخبگانی نیست؛ بلکه به معنای باز بودن مسیر ورود استعدادهای تازه به عرصههای اثرگذاری است. اگر بخشی از سرمایه آموزشی و فرهنگی خانواده به موفقیت نسل بعد کمک میکند، وظیفه سیاستگذاری عمومی آن است که تا حد امکان این فرصتها را برای استعدادهایی که از چنین پشتوانهای برخوردار نیستند نیز فراهم کند. چرخش نخبگانی از همینجا آغاز میشود؛ از چرخش فرصتها. جامعهای که بتواند استعداد را فارغ از طبقه، جغرافیا و پیشینه خانوادگی شناسایی و پرورش دهد، دایره نخبگان خود را گستردهتر میکند. سپس مرحله مهمتری فرا میرسد: فراهم کردن امکان اثرگذاری برای همین نخبگان. بنابراین شاید پرسش اصلی پس از اعلام نتایج کنکور این نباشد که «نخبهها از چه خانوادههایی آمدهاند؟»؛ بلکه این باشد که چگونه میتوان کاری کرد که استعدادهای بیشتری، از خانوادهها و طبقات مختلف اجتماعی، فرصت نخبهشدن و سپس فرصت اثرگذاری پیدا کنند؟ پاسخ به همین پرسش، یکی از پایههای چرخش نخبگانی و تقویت امید اجتماعی است./ آرمان امروز