سپهر ریاحی: صلح را اغلب با نبود جنگ، توقف درگیریهای نظامی و پایان خشونت میان کشورها میشناسیم؛ اما صلح، مفهومی بسیار گستردهتر از این تعریف است. ممکن است جامعهای در ظاهر درگیر جنگ نباشد، اما در درون خود با تنش، بیاعتمادی، خشونت، نزاع، تبعیض و گسست اجتماعی دستوپنجه نرم کند. در چنین شرایطی، سخن گفتن از صلح تنها در سطح روابط میان کشورها، تصویری ناقص از این مفهوم ارائه میدهد. روز جهانی صلح، فرصتی است برای بازاندیشی در معنای صلح و توجه به لایهای که شاید بیش از هر سطح دیگری با زندگی روزمره مردم ارتباط دارد: صلح اجتماعی. صلح اجتماعی یعنی جامعه بتواند اختلافها و تعارضهای خود را بدون توسل به خشونت و حذف دیگری مدیریت کند؛ یعنی دولت و ملت بتوانند در چارچوب اعتماد، قانون و گفتوگو با یکدیگر رابطه برقرار کنند و شهروندان نیز در خانواده، محیط کار، مدرسه، محله و فضای عمومی، به جای نزاع و خشونت، گفتوگو و مدارا را انتخاب کنند.
صلح فقط نبود جنگ نیست
جامعه مجموعهای از انسانهایی است که در شبکهای از روابط، منافع، ارزشها و هنجارهای مشترک زندگی میکنند. طبیعی است که در چنین مجموعهای اختلاف نظر و تعارض به وجود بیاید. مسئله اصلی، وجود اختلاف نیست؛ مسئله این است که جامعه با اختلاف چه میکند. جامعهای که در آن هر اختلافی به دشمنی تبدیل شود، هر نقدی به تقابل تعبیر شود و هر تفاوتی به حذف دیگری بینجامد، حتی اگر از جنگ نظامی دور باشد، نمیتواند جامعهای برخوردار از صلح پایدار تلقی شود. صلح اجتماعی در چنین شرایطی به معنای حذف اختلاف نیست، بلکه به معنای مدیریت مسالمتآمیز اختلافها است. جامعهشناسی به ما یادآوری میکند که نظم اجتماعی فقط با قانون و اجبار حفظ نمیشود. اعتماد، احساس تعلق، عدالت، مشارکت اجتماعی و پذیرش متقابل نیز بخش مهمی از پایههای نظم اجتماعی هستند. هر اندازه این سرمایههای اجتماعی تقویت شوند، امکان گفتوگو و حل مسالمتآمیز تعارضها بیشتر میشود.
صلح اجتماعی در سطح کلان؛ رابطه دولت و ملت
یکی از مهمترین سطوح صلح اجتماعی، رابطه میان حاکمیت و جامعه است. شهروند زمانی احساس امنیت و آرامش بیشتری میکند که رابطه خود با نهادهای عمومی را رابطهای مبتنی بر قانون، اعتماد، پاسخگویی و امکان گفتوگو بداند. صلح اجتماعی در سطح کلان به معنای نبود اختلاف میان دولت و مردم نیست؛ اختلاف نظر، مطالبهگری و نقد، بخشی طبیعی از زندگی اجتماعی است. آنچه اهمیت دارد، وجود سازوکارهایی است که امکان بیان مطالبات و شنیده شدن صداهای مختلف جامعه را فراهم کند. جامعهای که در آن گفتوگو جای تقابل را بگیرد، قانون برای همه معیار مشترک باشد و شهروندان احساس کنند در سرنوشت اجتماعی خود سهم و نقش دارند، زمینه بیشتری برای شکلگیری صلح اجتماعی خواهد داشت. در این میان، اعتماد عمومی یک عنصر کلیدی است. اعتماد یکشبه ایجاد نمیشود و با دستور نیز قابل تولید نیست؛ بلکه حاصل تجربه مداوم شهروندان از عدالت، شفافیت، مسئولیتپذیری و احترام متقابل است.
صلح در مقیاس کوچک
اما صلح اجتماعی تنها در ساختمانهای دولتی و مناسبات سیاسی شکل نمیگیرد. بخش مهمی از آن در کوچکترین واحد جامعه، یعنی خانواده، ساخته میشود. کودکی که در محیطی سرشار از خشونت، تحقیر و پرخاشگری رشد میکند، ممکن است الگوهای خشونت را به عنوان شیوهای برای حل اختلاف بیاموزد. در مقابل، خانوادهای که در آن گفتوگو، شنیدن نظر دیگری، احترام به تفاوتها و حل اختلاف بدون خشونت تمرین میشود، به شکلگیری نسلی کمک میکند که در روابط اجتماعی خود نیز ظرفیت بیشتری برای مدارا و گفتوگو دارد. از این منظر، صلح اجتماعی از خانه آغاز میشود؛ از نحوه صحبت کردن اعضای خانواده با یکدیگر، از شیوه برخورد والدین با فرزندان، از چگونگی حل اختلاف میان زوجها و حتی از رفتار همسایهها با یکدیگر یکی از سوءتفاهمهای رایج درباره صلح این است که جامعه صلحآمیز را جامعهای تصور کنیم که در آن هیچ اختلافی وجود ندارد. چنین جامعهای اساساً واقعبینانه نیست. انسانها متفاوتاند؛ خواستهها، منافع، باورها و سبکهای زندگی متفاوتی دارند و همین تفاوتها گاه زمینه تعارض را فراهم میکند. بنابراین، هدف صلح اجتماعی حذف تفاوتها نیست. جامعه سالم جامعهای نیست که همه در آن یکسان فکر کنند؛ جامعهای است که افراد متفاوت بتوانند در کنار یکدیگر زندگی کنند، بدون آنکه تفاوتشان به دشمنی و خشونت منجر شود. در این معنا، صلح بیش از آنکه یک وضعیت ثابت باشد، یک فرایند اجتماعی مداوم است؛ فرایندی که نیازمند آموزش، گفتوگو، مدارا و تمرین روزانه است.
صلح را باید زندگی کرد
روز جهانی صلح، بیش از آنکه صرفاً مناسبتی برای سخن گفتن درباره جنگ و خشونت باشد، میتواند یادآور این واقعیت باشد که صلح از زندگی روزمره انسانها آغاز میشود. صلح اجتماعی از رابطه دولت و ملت تا رابطه همسایه با همسایه، از گفتوگوی اعضای یک خانواده تا نحوه برخورد دو شهروند با یکدیگر امتداد دارد. اگر قرار است جامعهای آرامتر، منسجمتر و برخوردار از اعتماد عمومی داشته باشیم، نمیتوان همه مسئولیت را به دولت یا نهادهای رسمی واگذار کرد. هر شهروند نیز بخشی از این فرایند است. صلح در نهایت تنها یک توافق سیاسی یا توقف یک جنگ نیست؛ نوعی فرهنگ اجتماعی است. فرهنگی که در آن شنیدن دیگری، تحمل تفاوت، گفتوگو، پرهیز از خشونت و حل اختلاف از مسیرهای مسالمتآمیز، به بخشی از رفتار روزمره تبدیل شود. شاید مهمترین پیام روز جهانی صلح همین باشد: صلح را نمیتوان تنها در فاصله میان کشورها جستوجو کرد. صلح، پیش از آنکه در مرزها معنا پیدا کند، در جامعه شکل میگیرد؛ در رابطه میان حاکمیت و مردم، در مناسبات میان گروههای اجتماعی و سرانجام در نزدیکترین روابط انسانی. جامعهای که بتواند اختلافهای خود را بدون تبدیل کردن دیگری به دشمن مدیریت کند، گام مهمی به سوی صلح برداشته است. صلح، از جامعه آغاز میشود؛ و جامعه، از رابطههای کوچک و بزرگ انسانها ساخته میشود.
سرمایه اجتماعی؛ پشتوانه صلح
یکی از مفاهیم مهم در جامعهشناسی برای توضیح صلح اجتماعی، «سرمایه اجتماعی» است؛ یعنی شبکه روابط، اعتماد و همکاری میان افراد و گروهها. هرچه سرمایه اجتماعی در یک جامعه بیشتر باشد، افراد آمادگی بیشتری برای همکاری و حل مسائل مشترک دارند. اعتماد میان مردم، اعتماد میان شهروندان و نهادهای عمومی، مشارکت در امور اجتماعی و احساس تعلق به جامعه، همگی میتوانند به تقویت صلح اجتماعی کمک کنند. برعکس، گسترش بیاعتمادی و احساس بیعدالتی میتواند روابط اجتماعی را شکنندهتر کند و آستانه تحمل جامعه را کاهش دهد. به همین دلیل، صلح اجتماعی تنها یک موضوع اخلاقی نیست؛ موضوعی اجتماعی و حتی نهادی است و برای تحقق آن باید به کیفیت روابط میان افراد، گروهها و نهادهای جامعه توجه کرد.
آرمان امروز