۱۴۰۴-۱۱-۱۰ ۱۵:۱۴

خروج تدریجی علم از سایه ‌مردسالاری و تکیه بر شایسته‌سالاری

به گزارش امید روز ، به نقل از آرمان امروز- گروه جامعه: انتخاب یک زن به ریاست انجمن جامعه‌شناسی ایران را می‌توان نشانه‌ای معنادار از تحولی تدریجی اما ساختاری در فرهنگ علمی و دانشگاهی کشور دانست؛ تحولی که ریشه در تغییرات عمیق‌تر اجتماعی، آموزشی و نهادی دارد و فراتر از یک انتصاب فردی، بیانگر بازتعریف معیارهای شایستگی در جامعه نخبگانی ایران است.

شیرین احمدنیا، رئیس انجمن جامعه‌شناسی ایران و عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی، در گفت‌وگو با خبرنگار ایلنا با تأکید بر همین نکته می‌گوید: «انتخاب یک زن برای این مسئولیت بیش از آن که به یک فرد بازگردد، نشانه‌ی تحول تدریجی در فرهنگ دانشگاهی و نخبگانی کشور است.» او تصریح می‌کند: «این انتخاب نشان می‌دهد که جامعه‌ی علمی ایران به‌تدریج از بازتولید الگوهای مردسالارانه فاصله می‌گیرد و توانمندی، تجربه و برنامه را معیار اصلی واگذاری مسئولیت می‌داند.»
به گفته احمدنیا، بازتاب این تحول تنها محدود به دانشگاه نیست: «در سطح جامعه نیز این اتفاق، بازتابی از افزایش مطالبه‌گری زنان، گسترش حضور آنان در عرصه‌های حرفه‌ای و تقویت باور به شایستگی و حق آنان برای مشارکت در سطوح تصمیم‌گیری است.» او این روند را «حرکت به سوی رهبری‌های متکثر، دموکراتیک‌تر و مبتنی بر برابری فرصت‌ها» می‌داند و بر این نکته تأکید می‌کند که «تغییر افراد به‌تنهایی کافی نیست، اما تغییر رویکردها می‌تواند مسیر انجمن را دگرگون کند.»
مرحله گذار از سنت به مدرنیته
از منظر تحلیلی، اهمیت این رویداد را باید در بستر گذار تدریجی جامعه ایران از الگوهای سنتی به الگوهای مدرن‌تر سازمان‌دهی اجتماعی جست‌وجو کرد. جامعه ایران در دهه‌های اخیر، تجربه هم‌زمان تداوم سنت و فشارهای مدرنیته را پشت سر گذاشته است. یکی از شاخص‌ترین عرصه‌های این گذار، آموزش عالی و نهاد علم بوده است؛ جایی که قواعد مدرن‌تری چون تخصص، شایسته‌سالاری و عقلانیت نهادی، بیش از سایر حوزه‌ها امکان بروز یافته‌اند.
در گذشته، ساختارهای دانشگاهی ایران نیز مانند بسیاری از نهادهای اجتماعی، تحت تأثیر هنجارهای مردسالارانه شکل گرفته بودند. اگرچه زنان از دهه‌های قبل وارد دانشگاه‌ها شدند، اما حضور آن‌ها بیشتر در سطوح پایین‌تر و غیرتصمیم‌گیر باقی ماند. در سال‌های اخیر، افزایش چشمگیر تعداد زنان در تحصیلات تکمیلی و هیات‌های علمی، این نابرابری پنهان را به چالش کشیده است. ریاست یک زن بر انجمن جامعه‌شناسی را می‌توان نقطه‌ای نمادین در این مسیر دانست؛ نقطه‌ای که نشان می‌دهد فاصله میان «حضور علمی» و «قدرت نهادی» در حال کاهش است. نگاهی تطبیقی به کشورهای توسعه‌یافته نشان می‌دهد که این مسیر، تجربه‌ای جهانی است. در بسیاری از دانشگاه‌ها و انجمن‌های علمی اروپا و آمریکای شمالی، تا دهه‌های پایانی قرن بیستم، مدیریت علمی عمدتاً در اختیار مردان بود. با این حال، با گسترش جنبش‌های برابری‌خواهانه، اصلاح ساختارهای دانشگاهی و تأکید بر شفافیت و شایسته‌سالاری، زنان به‌تدریج به جایگاه‌های مدیریتی راه یافتند. برای نمونه، در کشورهای اسکاندیناوی، حضور زنان در ریاست دانشگاه‌ها و انجمن‌های علمی نه نتیجه سیاست‌های نمادین، بلکه محصول اصلاحات نهادی بلندمدت و تغییر نگرش‌های فرهنگی بوده است. این تجربه‌ها نشان می‌دهد که عبور از مردسالاری علمی، فرآیندی تدریجی و وابسته به بلوغ نهادی است.
دانشگاه امیرکبیر پیش قدم اصلاح آیین نامه ها به سود زنان
در ایران نیز، جامعه علمی به دلیل ماهیت تخصصی خود، یکی از مستعدترین فضاها برای تحقق این گذار بوده است. انجمن‌های علمی، به‌عنوان نهادهای میانجی میان دانشگاه و جامعه، نقشی کلیدی در الگوسازی دارند. تأکید احمدنیا بر شنیده‌شدن «صداهای کم‌شنیده‌شده»، از پژوهشگران شهرستان‌ها تا نسل جوان، نشان می‌دهد که مسئله فقط جنسیت نیست، بلکه بازنگری در ساختارهای مرکزگرا و سلسله‌مراتبی علم در ایران است. این رویکرد با یکی از ویژگی‌های مدرنیته علمی هم‌خوانی دارد: تکثر دیدگاه‌ها و توزیع عادلانه‌تر فرصت‌های علمی. در این شرایط عباس سروش، رئیس دانشگاه صنعتی امیرکبیر، با تأکید بر توانمندی زنان در آموزش و مدیریت دانشگاهی تصریح می‌کند: «بانوان در کار دانشگاهی ـ چه در تدریس، چه در مدیریت ـ اگر توانایی‌شان بیشتر از آقایان نباشد، قطعاً کمتر نیست.» این نگاه، هم‌راستا با رویکردی است که شایستگی علمی را جایگزین کلیشه‌های جنسیتی می‌داند. او همچنین با اشاره به ضرورت اصلاح ساختارها می‌گوید: «باید در آیین‌نامه‌ها و شرایط ارتقای اعضای هیئت علمی بازنگری شود» و تأکید می‌کند که «در مواردی که امکانش وجود دارد، شرایط ویژه بانوان در نظر گرفته شود.» این سخنان نشان می‌دهد که گذار از نابرابری جنسیتی در دانشگاه، صرفاً به انتخاب افراد محدود نیست و نیازمند اصلاح قواعد و رویه‌های نهادی است. رئیس دانشگاه صنعتی امیرکبیر با تأکید بر حضور زنان در مدیریت دانشجویی نیز خاطرنشان می‌کند: «پیشنهاد داده‌ام هر جا ممکن بود، معاونان و مدیران دانشجویی از بین بانوان انتخاب شوند.» این رویکرد، بازتاب همان تغییری است که در جامعه علمی ایران در حال شکل‌گیری است؛ تغییری که به مشارکت فعال زنان در سطوح تصمیم‌گیری مشروعیت می‌بخشد. در مجموع، این اظهارات نشان می‌دهد که در بخشی از دانشگاه‌های کشور، نگاه به مدیریت علمی در حال فاصله گرفتن از الگوهای سنتی و مردمحور است و به سمت مدلی حرکت می‌کند که در آن «توانمندی»، «تجربه» و «مسئولیت‌پذیری» ـ فارغ از جنسیت ـ مبنای واگذاری نقش‌ها قرار می‌گیرد؛ مسیری که با دگرگونی تدریجی فرهنگ دانشگاهی و نهاد علم در ایران هم‌خوانی دارد.
ایران در مسیر توسعه و پیوند با اجتماع
از سوی دیگر، این تحول را می‌توان در پیوند با تغییرات اجتماعی زنان در ایران تحلیل کرد. زنان ایرانی طی دهه‌های اخیر، سرمایه آموزشی و تخصصی قابل‌توجهی انباشته کرده‌اند. این سرمایه، دیر یا زود به مطالبه نقش‌آفرینی در سطوح بالاتر تصمیم‌گیری منجر می‌شود. جامعه علمی، به دلیل وابستگی کمتر به منطق‌های سنتی قدرت، زودتر از سایر حوزه‌ها به این مطالبه پاسخ می‌دهد. در این معنا، علم می‌تواند پیش‌قراول تغییرات اجتماعی باشد، نه صرفاً بازتاب‌دهنده آن.
البته این گذار بدون چالش نیست. نابرابری‌های جنسیتی، شکاف‌های نسلی و تمرکزگرایی همچنان در ساختار علمی کشور تا حدودی هنوز وجود دارند. همان‌طور که احمدنیا نیز اشاره می‌کند، محدودیت دسترسی به داده، کمبود حمایت نهادی و فشارهای ساختاری از جمله موانعی هستند که بر سر راه علوم اجتماعی قرار دارند. با این حال، طرح صریح این مسائل و تبدیل آن‌ها به موضوع گفت‌وگوی درون‌علمی، خود نشانه‌ای از بلوغ نهادی است.
در نهایت، «خروج علم از سایه مردسالاری» را باید بخشی از فرآیند گذار ایران از سنت به مدرنیته دانست؛ گذاری نه خطی و نه یک‌دست، بلکه تدریجی و چندلایه. در این مسیر، انتخاب زنان در جایگاه‌های علمی، نه صرفاً نمادین، بلکه معیاری برای سنجش میزان تحقق شایسته‌سالاری و عدالت علمی است. اگر این روند با اصلاح رویه‌ها، تقویت شفافیت و مشارکت گسترده‌تر ادامه یابد، می‌تواند به تقویت سرمایه علمی، افزایش اعتماد اجتماعی به دانشگاه و نقش‌آفرینی مؤثرتر علوم اجتماعی در حل مسائل کشور بینجامد؛ مسیری که آرام است، اما نشانه‌های آن به‌روشنی قابل مشاهده است.

‫۰/۵ ‫(۰ نظر)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جستجو