۱۴۰۵-۰۲-۲۲ ۱۷:۰۱

«خانواده‌ تاب ‌آور» رکن مهم عبور جامعه از بحران‌ها

به گزارش امید روز ، به نقل از آرمان امروز- آرمیتا چراغی: زمانی که از «خانواده تاب‌آور» در زمان جنگ و در مواقع بحران صحبت به عمل می آید، نقش مهمی در سپری کردن دوران بحران دارد. زمانی که خانواده ها یاد می گیرند که در این زمان ها تاب آوری خود را افزایش دهند، این امر شکل دهنده یک جامعه بزرگ تاب آور خواهد بود و باعث می شود که یک جامعه از فروپاشی و هرج و مرج نجات پیدا کند و آن زمان شرایط گذران جنگ را برای دولت و حکومت در بخش نظامی هم آسان تر می کند، چرا که دولت و حکومت با خیال راحت تر به نیروهای نظامی متمرکز خواهد بود. اما خانواده تاب آور چه نوع خانواده ای است؟

از نظر کارشناسان خانواده تاب آور یاد می گیرد که در زمان های بحران اگر دچار شکست، نگرانی مالی، بیماری یا اختلاف نظر هم شود، می‌تواند دوباره به آرامش برسد. این ویژگی باعث کاهش اضطراب، افسردگی، پرخاشگری و رفتارهای آسیب زا می شود. و بلعکس خانواده که کوچکترین و مهمترین رکن تشکیل جامعه است، اگر تاب آور نباشد، زودتر به فروپاشی می رسد و هزینه ها برای تمرکز دولت و حکومت بر جامعه افزایش می یابد.

چطور یک خانواده تاب آور می شود؟
شیوه تربیتی والدین می تواند باعث ایجاد اعتمادبه نفس، استقلال، خلاقیت و سلامت روانی کودک شود. فرزندپروری سالم بر پایه محبت، احترام، گفت وگو و مرزبندی های درست شکل می گیرد. والدین باید بدانند که کنترل بیش از حد، تنبیه شدید، تحقیر یا بی توجهی به نیازهای عاطفی کودک باعث کاهش تاب آوری او در آینده می‌شود. برعکس، کودکانی که در فضای امن، محترمانه و قابل پیش بینی رشد می کنند، بهتر می توانند با مشکلات مدرسه، روابط اجتماعی و فشارهای آینده کنار بیایند. گفتگو کردن با کودک، شنیدن احساسات او، آموزش مسئولیت پذیری و حل مسئله، پایه های مهم تربیت سالم هستند. تاب آوری خانواده، سبک زندگی و فرزندپروری پایه های یک جامعه سالم و نسل آینده توانمند را می سازد. فرزندپروری صحیح مدل سازی رفتاری نیز دارد. یعنی کودکان با مشاهده رفتار والدین رفتار خود را می سازند. اگر والدین هنگام مشکلات آرام باشند و با گفت وگو راه حل پیدا کنند، کودک نیز چنین رفتاری را یاد می گیرد. در خانواده ای که تاب آوری بالایی دارد، ارتباط موثر بسیار مهم است. اعضای خانواده به جای داد و فریاد یا سکوت طولانی، درباره احساسات، نیازها و مشکلات خود صحبت می کنند. ارتباط سالم به معنای احترام متقابل، گوش دادن فعال و اجتناب از قضاوت است. خانواده ای که شنونده خوبی باشد، مشکلات را سریع تر حل می کند. گفت وگو باعث می شود سوءتفاهم ها کمتر شود و روابط عاطفی تقویت گردد. سبک زندگی پر از تنش و سکوت های طولانی، استرس و خستگی روانی ایجاد می کند، اما ارتباط باز و صمیمی مثل حفاظ روانی عمل می کند. کودکی که می بیند پدر و مادر بدون توهین و تحقیر با هم صحبت می کنند، در آینده رفتار سالم تری خواهد داشت. همین موضوع رشد اجتماعی، شغلی و عاطفی او را افزایش می دهد. سبک زندگی سالم مدیریت هیجان را تقویت می کند. فعالیت ورزشی، ارتباط عاطفی مثبت، خواب منظم و تفریح، مغز را آرام تر و انعطاف پذیرتر می کند. وقتی ذهن آرام باشد، تصمیم گیری بهتر انجام می شود و درگیری ها کمتر خواهند شد. خانواده ای که برنامه منظم برای تفریح، استراحت، بازی با کودک، سفر کوتاه یا حتی فعالیت های ساده مثل قدم زدن دارد، احساس شادابی بیشتری خواهد داشت.
تدوین برنامه ملی خانواده تاب آور
در این رابطه یک حقوقدان، مدرس دانشگاه و پژوهشگر حقوق بین‌الملل کودکان به لزوم راه‌اندازی برنامه ملیِ «مدارس امن و خانواده تاب‌آور» با پروتکل‌های اجرایی، دوره‌های آموزشی استاندارد برای معلمان، مشاوران مدرسه و مربیان اجتماعی در سطح شبکه‌های بهداشت و آموزش و ایجاد خط‌مشیِ ارجاع سریع به واحدهای تخصصی روان‌درمانی به عنوان راهکارهای عملی در راستای احقاق حقوق کودکان در شرایط جنگی تاکید کرد. آن طور که محمدمهدی سیدناصری درباره پیامدهای اجتماعی جنگ بر کودکان، به اختلال در آموزش و خسارت سرمایه انسانی قطع یا اختلال در آموزش اشاره کرد و احساس ناامنی مداوم و تکوین «فرهنگ اضطراب» را از دیگر پیامدهای جنگ تحمیلی دانست و اظهار کرد: تجربه خشونت یا حتی قرار گرفتن مکرر در معرض تهدید و اخبار خشونت‌آمیز، احساس ناامنی مزمن را در کودکان ایجاد می‌کند که می‌تواند به کاهش اعتماد اجتماعی، ترس از نهادهای عمومی و بدبینی نظام‌مند بینجامد.
این مدرس دانشگاه به نقش خانواده‌ها و مدارس در مدیریت اثرات روانی این جنگ بر کودکان و لزوم برنامه‌های آموزشی برای والدین و معلمان در ایران تاکید کرد. سیدناصری درباره نقش محوری خانواده‌ها، گفت: برخورداری از والدینی که بتوانند ثبات عاطفی فراهم کنند، یکی از قوی‌ترین محافظت‌کننده‌ها در برابر گسترش آسیب روانیِ درازمدت است. حمایت عاطفی، پیش‌بینی‌پذیری روزمره و مراقبت مستمر خطر اختلالات مزمن را کاهش می‌دهد و در همین رابطه مطالعات نشان می‌دهند که سلامت روان والدین (مثلاً اختلال پس از سانحه یا افسردگی پس از بحران) رابطه مستقیم با سلامت روان کودکان دارد. وی با تاکید بر وظیفه حقوقی والدین و دولت‌ها، گفت: از منظر حقوق کودک، دولت باید از طریق خدمات مشاوره‌ای، برنامه‌های حمایتی اقتصادی و دوره‌های مهارت‌آموزی والدگری از والدین حمایت کند.این پژوهشگر حقوق کودک بر لزوم طراحی و اجرای برنامه‌های آموزشی خاص شرایط بحران تاکید کرد و گفت: مهارت‌های آرام‌سازی، شناسایی علائم استرس و افسردگی در کودکان، تکنیک‌های پاسخ‌گویی حمایتی و ارجاع به خدمات تخصصی از جمله برنامه‌هایی است که باید از طریق والدین پیگیری شود و این دوره‌ها باید عملی، کوتاه‌مدت و قابل اجرا در شرایط محدود منابع باشند.
سیدناصری ادامه داد: شناسایی نشانه‌های روانی، روش‌های ایجاد کلاس‌های ایمن، ادغام حمایت اجتماعی و آموزشی، و مسیرهای ارجاع به خدمات سلامت روان از جمله محورهایی است که باید توسطآموزش معلمان و کارکنان مدرسه مورد پیگیری قرار گیرد.

‫۰/۵ ‫(۰ نظر)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جستجو