محبوبه میرقَدیری در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در اراک بیان کرد: گرچه هر ملتی روایت خود را دارد، اما این روایتها در قالبهای گوناگون نقل میشوند.
وی با بیان اینکه مردمان گذشته آرزوها و باورهای خود را در قالب افسانه بیان میکردند، بر نقش قصهها در انتقال تجربههای جمعی تأکید کرد.
وی در ادامه با بیان نقش قصهها در انتقال تجربههای جمعی گفت: قصهها تنها سرگرمی نبودهاند، بلکه رسانهای برای حفظ هویت، آموزش ارزشها و حتی مقاومت در برابر فراموشی بودهاند. در لایههای زیرین هر افسانه، میتوان ردپایی از واقعیتهای تاریخی، اجتماعی و حتی روانشناختی جامعه را کشف کرد.
این نویسنده با اشاره به تنوع روایی در مناطق مختلف ایران افزود: در ایران نیز گاه یک قصه در دو روستای نزدیک به هم، روایتی متفاوت دارد؛ اما آنچه ثابت است، علاقه همه قشرها به این قصههاست. دلیل این علاقه را باید در سرچشمه قصهها جستوجو کرد؛ سرچشمهای که از واقعیتهای زندگی مردم ریشه میگیرد.
میرقدیری با مقایسه تاریخ مکتوب و تاریخ شفاهی تأکید کرد: تاریخ مکتوب در طول قرنها عمدتاً توسط مردان گردآوری و در مراکزی مانند کتابخانهها و مکتبخانهها حفظ و تدریس میشد، در حالی که عامه مردم، بهویژه زنان، اغلب به این متون دسترسی نداشتند. در مقابل، به نظر میرسد قصهها، افسانهها و تاریخ شفاهی، بیشتر از ذهن و تخیل همان عامه مردم و به خصوص زنان برخاسته است. این روایتهای شفاهی، گنجینهای هستند که صدای کسانی را حفظ کردهاند که در تاریخ رسمی کمتر مجال بروز یافتهاند.
وی با تأکید بر ضرورت ثبت و احیای این میراث شفاهی گفت: حفظ این قصهها تنها یک کار فرهنگی نیست، بلکه نجات بخشی از حافظه تاریخی ماست. امروز با گسترش زندگی مدرن و کاهش انتقال سینهبهسینه روایتها، بیش از هر زمان دیگری نیازمند توجه به این گنجینههای نادیده هستیم.
این نویسنده که تاکنون ۱۱ اثر در قالبهای مختلف منتشر کرده، دارای آثاری نظیر رمانهای «پولک سرخ»، «خانه آرا»، «و دیگران» و «حاشیه باغ متروک» است. همچنین چهار مجموعه داستان با عنوانهای «شِناس»، «روی لبهایشان خنده بود»، «یک شب دیگر» و «رنگها» و دو مجموعه شعر با نامهای «یادها» و «بوی خاطرات دور» از او به چاپ رسیده است./ایبنا



