۱۴۰۵-۰۲-۲۳ ۲۰:۳۴

سارا ابراهیمی

سارا ابراهیمی _ امید روز

اصرار بر تداوم مذهب زدگی این بار با مکتب زاکانیسم

بنده خدایی فوت کرده بود. اقوام و آشنایان سیاه پوشان از دور و نزدیک برای شرکت در مراسم ختمش، خودشان را به قبرستان شهر رساندند. بازماندگان متوفی بعد از تشکر از همه‌ی شرکت کنندگان در مراسم اعلام کردند که پدر ما اعتقادی به سیاه پوشیدن در مراسم ختم نداشت و وصیت کرد در مراسم من به عزیزان بفرمایید سیاه نپوشند. فلذا به جهت حفظ حرمت مرحوم لطف بفرمایید سیاه نپوشید.

آشنایان در پاسخ گفتند مرحوم غلط کرده. ما به حفظ حرمت مرحوم سیاه می پوشیم.

حکایت، حکایت زاکانی است در جایگاه شهردار تهران. مردم می‌گویند برای نمازگزار شدن ما، در پارک، مسجد نسازید… ما راضی نیستیم. زاکانی می‌گوید غلط کردید. من برای نمازگزار شدن شما در پارک مسجد می سازم.

این روز ها حکایتش داغ است اما این مسجد سازی رهاورد کدام تفکر و سیاست است؟!

برگردیم به سال ۱۴۰۰ و انتخابات ریاست جمهوری و مناظراتی که زاکانی به عنوان کاندیدای پوششی برای ابراهیم رئییس نقش ایفا می کرد و سودای نشستن بر مسند وزارت کشور را در سر می پروراند.

تمام قد ایستادن در برابر مخالفان رئیسی و اصرار بر مواضع تند اصولگرایی هر لحظه سودای زاکانی را برای وزارت قوت می‌بخشید. اما ابراهیم رئیسی قبای وزارت را نه در حد وزارت کشور که به گفته‌ی خود زاکانی در حد وزارت بهداشت برای زاکانی دوخته  بود و او شهرداری را بهتر از وزارت بهداشت دیده و با همه‌ی مخالفت ها از اصواگرایان تا اصلاح طلبان و گروه های مستقل، زاکانی بر این مسند نشست. این مخالفت ها از دو منظر مطرح بود یکی مدرک تحصیلی بی‌ربط علیرضا زاکانی برای تکیه بر بالاترین مقام شهرداری و دوم عدم تجربه و تخصص زاکانی.

زاکانی سیاستمدار رادیکالی است که مواضع تند و آتشین او ایجاد حواشی بسیاری کرده. زبان تلخ و گزنده و تند او بین اصولگرایان هم همیشه ایجاد مسئله می‌کرد. چه رسد به معتدلین و اصلاح طلبان.

در روزهای اخیر بحث بر سر اینکه پارک قیطریه منطقه ی باستانی است قوت گرفته و هدف از مسجد سازی زاکانی را دسترسی به آثار باستانی ای می‌دانند که در این تپه ها موجود است و کاوش ان به خاطر درختان کهنسال پارک رها شده.

خود زاکانی اما پروژه ی مسجد سازی را ترویج نماز و راحتی نمازگزاران می‌داند، که حداقل در پارک قیطریه با توجه به تعداد زیاد مساجد در شعاع کم و نزدیک به هم ایجاد تناقض می کند.

زاکانی نه غلامحسین کرباسچی است که با ساخت فرهنگسرا برای خود اعتبار فرهنگی در شهرداری بخرد و نه قالیباف که پروژه های عظیم شهری را کلنگ بزند و پیش ببرد و نه حتی حناچی که با تمام محدودیت های مالی به قاعده و سامان نسبی پایتخت ایران را مدیریت شهری کند. زاکانی برای دیده شدن نیاز دارد پا کند توی کفشی که مال خودش نیست. حالا در نقش ابر قهرمان به جای سازمان تبلیغات اسلامی و امور مساجد تلاش می کند با ایجاد غوغای رسانه ای توجه بخرد حتی اگر این توجه در مسیر کار اشتباهش باشد . اما زاکانی عادت کرده اراده اش را تحمیل کند تا قدرت خود درجایگاهش را به رخ بکشد و اعتباری از این دست برای خود بخرد.

این نوع سیاستی که انتخاب کرده برای کسانی که حداقل زاکانی را از زمان مناظره هایش با مصطفی تاجزاده می شناختند چیز عجیبی نیست.

نمونه ی این به رخ کشیدن قدرتش در تقلید از دوبی برای نصب المان های اسما الحسنی در تهران ۱۱ میلیارد آب خورد اما آب از آب تکان نخورد.

زاکانی نشان داده که هرگز نظر یا انتقادی را بر نتابیده. از زمانی که بحث خرابی پله برقی های تهران به میان آمده و با طلبکاری در لحن گفت: خبرنگاران را بیاورید تا برایشان تور پله برقی برگزار کنم.

تا طرح جنجالی حجاب بان ها در مترو که چقدر بار اجتماعی بر دوش مسائل فرهنگی کشور گذاشت و زاکانی همچنان بی تفاوت عبور کرد. تا تقدیر به جای توبیخ از شهردار منطقه۱۹ دقیقا یک روز بعد از فوت ۵ نفر بر اساس بی کفایتی شهردار منطقه ۱۹ در راستای تخریب غیر اصولی.

زاکانی شهر تهران را ام‌القرای جهان اسلام و ستون فقرات نظام اسلامی اعلام کرده و در این راستا برنامه می‌ریزد. ولو اینکه تمام مردم ساکن در تهران بگویند تهران ام القرای جهان اسلام نیست.

حالا باید به ادبیات سیاسی ایران یک کلمه یا یک مکتب اضافه کرد. مکتب زاکانیسم. مکتیبی بر پایه ی انجام فعل بر اساس لجاجت مسئول.

مادامی که مکتب و تفکر رادیکالی زاکانیسم حکمرانی کند و این رادیکالیسم در مذهب، افسار گسیخته جولان دهد، هر روز پایگاهای مردمی مذهبی آب می روند.

حالا دیگر حوزه ی علمیه باید اقتدار و ابهت و دغدغه مند بودنش در مورد مذهب را نشان دهد. علمای قم یا مراجع تقلید باید نگران این مذهب زدگی باشند که مکتب زاکانیسم دارد به کشور تحمیل می‌کند . کار از دست همه گویا خارج شده و حالا مگر مراجع سر از سجاده ها برداشته و سر این سفره ی مذهب که دارد باد میبرد را نگه دارند و روی زمین مستقر کنند. و گرنه طوفان در راه است.

 

‫۵/۵ ‏‫(۳ نظر)‬

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جستجو