2026-09-24 01:36

سرمایه اجتماعی، کلید ترمیم روان زیر سایه «سوگ»

این روزها که سایه تهدید جنگ بر فضای عمومی کشور سنگینی می‌کند و هم‌زمان بحث سوگواری اجتماعی برای کشته‌شدگان حوادث دی‌ماه در جریان است، جامعه ایرانی در موقعیتی پیچیده و چندلایه از فشار روانی قرار گرفته است؛ فشاری که هم ریشه در فقدان دارد و هم در نااطمینانی نسبت به آینده. در چنین شرایطی، توجه به بهداشت روانی نه یک توصیه، بلکه ضرورتی اجتماعی است.

سوگ، اگرچه تجربه‌ای فردی به نظر می‌رسد، اما در بزنگاه‌های تاریخی می‌تواند به پدیده‌ای جمعی تبدیل شود؛ پدیده‌ای که اگر درست مدیریت نشود، به فرسایش سرمایه اجتماعی و افزایش اختلالات روانی منجر خواهد شد. در همین زمینه، مدیرکل دفتر سلامت روانی، اجتماعی و اعتیاد وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی با تاکید بر اهمیت طی شدن طبیعی فرآیند سوگ، بر ضرورت مواجهه سالم با فقدان تاکید کرده است. محمدرضا شالبافان به ایرنا درباره وضعیت سلامت روان جامعه پس از حوادث اخیر در کشور گفته است: «وقتی هر جامعه‌ای با عوامل استرس‌زای شدید در بازه زمانی کوتاهی مواجه می‌شود، امکان واکنش‌های تند وجود دارد؛ به طور مثال وقوع سیل و زلزله یا اتفاقاتی مانند وقوع جنگ یا برخوردهای خشن اجتماعی بر جامعه تاثیرگذار است و سلامت روان آحاد جامعه را تحت تاثیر قرار می‌دهد و در چنین شرایطی احتمال اختلالات سلامت روان و افسردگی همچنین رفتارهای ناخوشایندی وجود دارد.» شالبافان در ادامه تصریح می‌کند: «مطابق یافته‌های برخی مطالعات حوزه سلامت روان، حتی چندین سال پس از یک آسیب اجتماعی بزرگ، جامعه با شیوع بیشتری از اختلالات روان پزشکی مواجه خواهد بود؛ البته لزوما راهکار حل این مسئله در اختیار روانشناسان و روانپزشکان نیست و باید سرمایه اجتماعی و امید افزایش یابد تا افراد به زندگی امیدوار باشند.» این بخش از اظهارات او نکته‌ای کلیدی را برجسته می‌کند: بازسازی روانی جامعه صرفاً با مداخلات بالینی ممکن نیست. امید، اعتماد و احساس تعلق اجتماعی نقش تعیین‌کننده‌ای در ترمیم روان جمعی دارند.
آنچه امروز با آن مواجهیم، صرفاً اندوه چند خانواده داغدار نیست، بلکه نوعی ضربه روانی جمعی است. جامعه‌ای که در مدت کوتاهی با خبرهای ناگوار، تصاویر خشونت‌آمیز و فضای ملتهب رسانه‌ای مواجه می‌شود، در معرض «سوگ پیچیده جمعی» قرار می‌گیرد؛ وضعیتی که در آن خشم، ترس، ناامیدی و اندوه به طور هم‌زمان فعال می‌شوند.
روانشناسی سوگواری اجتماعی
احمد استوار، روانشناس بالینی در این رابطه به «آرمان امروز» می گوید: «یکی از مهم‌ترین نکات بهداشت روانی در شرایط سوگواری اجتماعی، به رسمیت شناختن سوگ است. انکار، سرکوب یا بی‌اهمیت جلوه دادن اندوه، نه‌تنها کمکی به کاهش درد نمی‌کند، بلکه آن را به شکل‌های پیچیده‌تری بازتولید می‌کند. بازماندگان باید خاطره‌های فرد از دست رفته را یادآوری کنند و نباید گفت که سراغ تصاویر و خاطرات فرد از دست رفته، نروند. اگرچه این موارد بیشتر در سوگ فردی موثر است اما در مجموع طی مراحل سوگ در بازماندگان یک ضرورت برای عبور از این شرایط است. این توصیه، در سطح اجتماعی نیز معنا پیدا می‌کند. جامعه‌ای که امکان سوگواری جمعی، برگزاری آیین‌های یادبود و بازگویی روایت‌های فقدان را داشته باشد، مسیر سالم‌تری برای عبور از بحران طی می‌کند. سوگ وقتی در بستر حمایت اجتماعی قرار می‌گیرد، از یک تجربه فلج‌کننده به فرآیندی ترمیمی تبدیل می‌شود.» مرز میان سوگ طبیعی و اختلال روانی باید جدی گرفته شود. غم، بی‌حوصلگی و بی‌انگیزگی در روزها و هفته‌های نخست طبیعی است، اما اگر این نشانه‌ها شدت یابند یا طولانی شوند، مداخله تخصصی ضروری است. مراجعه تخصصی، در شرایطی که انگ اجتماعی نسبت به خدمات روانشناختی هنوز وجود دارد، اهمیتی دوچندان دارد.
اما بازسازی روانی جامعه چگونه ممکن است؟ این روانشناس با اشاره به اینکه این امر از مسیر گفت‌وگو و شفافیت. سکوت و ابهام، اضطراب جمعی را تشدید می‌کند، باور دارد که «از طریق تقویت سرمایه اجتماعی؛ یعنی بازسازی اعتماد میان مردم و نهادها، ایجاد فضاهای امن برای بیان احساسات و حمایت از گروه‌های آسیب‌پذیر. سوم، با آموزش همگانی مهارت‌های مقابله با استرس؛ مهارت‌هایی مانند تنظیم هیجان، مدیریت مصرف اخبار، حفظ روتین‌های روزمره و مراقبت از بدن.جامعه برای عبور از سوگواری جمعی نیازمند ترکیبی از همدلی، امید و اقدام عملی است. بهداشت روانی در چنین شرایطی یعنی پذیرش اندوه بدون غرق شدن در آن، دیدن واقعیت بدون تسلیم شدن به ناامیدی و ساختن پیوندهای انسانی در دل بحران. اگر سوگ در بستر حمایت اجتماعی مدیریت شود و سرمایه اجتماعی تقویت گردد، حتی در روزهایی که بحث جنگ مطرح است، می‌توان مسیر بازسازی روانی را آغاز کرد؛ مسیری که از دل فقدان، به سوی تاب‌آوری و امید حرکت می‌کند.»
بازگشت بیماری‌های خفته
بسیاری از پزشکان تأکید می‌کنند بحران‌های اجتماعی مستقیم بر روان مردم اثر گذاشته و باعث شدت یا بروز برخی بیماری‌ها شده است. طیبه عباسیون، عضو انجمن متخصصان نورولوژیست‌های اروپا، عضو کمیته علمی انجمن ام‌اس ایران و عضو رسمی اتحادیه بین‌المللی کنترل صرع، درباره تأثیر استرس‌های اجتماعی بر بیماری‌های مغز و اعصاب این موضوع توضیح می‌دهد. او با اشاره به نقش مستقیم استرس در تشدید بیماری‌های مغز و اعصاب به یکی از رسانه ها می‌گوید: «در این زمینه می‌توان به ‌طور مشخص به چند بیماری اشاره کرد که استرس در تشدید حملات آنها نقش ثابت‌‌شده دارد. نخستین مورد، بیماری ام‌اس است. استرس می‌تواند باعث تشدید حملات ام‌اس شود. علت این مسئله به تغییراتی بازمی‌گردد که در جدار رگ‌های مغزی و سلول‌هایی مانند آستروسیت‌ها رخ می‌دهد. در شرایط استرس، انقباضاتی ایجاد می‌شود که نفوذپذیری عروق را افزایش می‌دهد و این مسئله موجب عبور لنفوسیت‌ها و سلول‌های ایمنی از خون به مغز و نخاع می‌شود. در نتیجه، حمله بیماری ام‌اس بروز می‌کند؛ حمله‌ای که می‌تواند با علائمی مانند ضعف یا بی‌حسی اندام‌ها، بی‌حسی یک سمت بدن یا اختلال بینایی همراه باشد. ماه‌های اخیر بیماران متعددی پس از تجربه استرس‌های شدید دچار عود بیماری شده‌اند؛ بنابراین کاملا ثابت شده است استرس باعث تشدید حملات ام‌اس می‌شود. به همین دلیل به بیماران توصیه می‌شود تا حد امکان از پیگیری مداوم اخبار منفی و اضطراب‌زا پرهیز کنند. استرس می‌تواند در بروز حملات تشنجی نقش داشته باشد، هرچند شدت تأثیر آن به اندازه ام‌اس نیست، اما همچنان یکی از عوامل محرک حملات محسوب می‌شود. میگرن و سردردهای تنشی نیز از دیگر اختلالاتی هستند که به‌شدت تحت تأثیر استرس قرار می‌گیرند». او ادامه می‌دهد: «استرس موجب انقباض عضلات ناحیه گیجگاهی و پیشانی می‌شود و این انقباض‌ها فشار بیشتری به جمجمه وارد می‌کنند که در نهایت به بروز یا تشدید سردردهای شدید و تنشی می‌انجامد. همچنین استرس با ایجاد انقباض عروقی می‌تواند در بروز سکته‌های مغزی نیز بی‌تأثیر نباشد. توجه داشته باشید که ام‌اس عمدتا بیماری افراد جوان، به‌ویژه زنان جوان است و معمولا از حدود ۲۵سالگی به بعد بروز می‌کند. میگرن نیز بیشتر در سنین جوانی و میانسالی دیده می‌شود.»/آرمان امروز

‫0/5 ‫(0 نظر)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جستجو