موضوع «دفاع از تمامیت ذهنی ایرانیان» در کنار تأکید همیشگی بر حفظ تمامیت ارضی کشور، بهعنوان یکی از ضرورتهای مهم در شرایط کنونی مطرح شده است. همواره گفته میشود که دفاع از تمامیت ارضی کشور، امری مقدس، ضروری و وظیفهای طبیعی، میهنی و اخلاقی است؛ وظیفهای که در طول سالهای گذشته نیز بهخوبی انجام شده و با موفقیت همراه بوده است.
با این حال، آنچه اهمیت ویژهای دارد، توجه به حوزهای است که در جنگهای نوین، بهویژه جنگ نرم و جنگ شناختی، نقش تعیینکنندهای ایفا میکند. برای آنکه در این عرصه مغلوب نشویم و بتوانیم پدافند مؤثری داشته باشیم، لازم است به مسئله دفاع از تمامیت ذهنی ایرانیان توجه جدیتری شود.
بررسیها نشان میدهد که در این زمینه هنوز به تواناییهای کافی و واقعی دست پیدا نکردهایم و در مقابل، دشمن با شناخت دقیق از این ضعف، تمرکز و انرژی زیادی بر آن گذاشته است. استفاده از ابزارهایی مانند جنگ روانی، رسانهها، فضای مجازی و سایر بسترهای ارتباطی، با هدف تأثیرگذاری بر ذهن و افکار عمومی ایرانیان و ایجاد اختلاف در جامعه، از جمله اقداماتی است که در این چارچوب دنبال میشود.
در چنین شرایطی، اگر در گام نخست نتوانیم از تمامیت ذهنی خود بهدرستی دفاع کنیم، در بلندمدت ممکن است با ضعفهایی مواجه شویم. از این رو، این موضوع بهعنوان یک اولویت مطرح است. هرچند در شرایط خاص، دفاع از تمامیت ارضی در اولویت فوری قرار میگیرد، اما نباید از اهمیت دائمی دفاع از تمامیت ذهنی غافل شد. در همین راستا، تأکید میشود که پرداختن به این موضوع نیازمند برنامهریزی، طراحی پدافند مشخص و تدوین استراتژیهای منسجم است. توجه به این حوزه نهتنها به تقویت دفاع از تمامیت ذهنی کمک میکند، بلکه میتواند در پایداری و تقویت دفاع از تمامیت ارضی نیز نقش مؤثری ایفا کند؛ موضوعی که ضرورت توجه جدی به آن بیش از پیش احساس میشود.
در شرایطی که آتشبس بهعنوان یک مقطع حساس در تحولات سیاسی و امنیتی تلقی میشود، توجه به ابعاد پنهانتر تقابلها، بهویژه در حوزه جنگ نرم، اهمیتی دوچندان پیدا میکند. بسیاری از تحلیلگران معتقدند که در چنین دورههایی، تمرکز دشمن از میدانهای سخت به عرصههای ذهنی و روانی منتقل میشود؛ جایی که افکار عمومی بهعنوان هدف اصلی مورد توجه قرار میگیرد. آرش جانپرور، استاد دانشگاه و کارشناس سیاسی، در گفتوگو با روزنامه آرمان امروز با تأکید بر همین نکته، اظهار داشت: در دورههای آتشبس، تصور عمومی این است که سطح تنشها کاهش یافته و تهدیدات به حداقل رسیده است، در حالی که واقعیت میدانی نشان میدهد شکل تهدید تغییر میکند و به سمت جنگ نرم و شناختی سوق پیدا میکند.
وی افزود: در این مقطع، دشمن تلاش میکند با بهرهگیری از ابزارهای رسانهای، فضای مجازی و عملیات روانی، بر ادراک و تحلیل افکار عمومی اثر بگذارد. این فرآیند گاه بهگونهای طراحی میشود که جامعه بدون آنکه متوجه باشد، در معرض نوعی جهتدهی تدریجی قرار میگیرد.
این کارشناس سیاسی با اشاره به اهمیت هوشیاری اجتماعی تصریح کرد: یکی از چالشهای اصلی در دوره آتشبس، کاهش حساسیت افکار عمومی نسبت به تهدیدات است. همین موضوع میتواند بستر مناسبی برای نفوذ روایتهای هدفمند و ایجاد شکافهای اجتماعی فراهم کند.
جانپرور همچنین خاطرنشان کرد: اگر جامعه درک دقیقی از ماهیت جنگ نرم نداشته باشد، ممکن است در برابر پیامهای القایی و جریانسازیهای رسانهای، واکنشهای نادرستی نشان دهد. این مسئله در بلندمدت میتواند بر انسجام ملی و سرمایه اجتماعی تأثیرگذار باشد. وی در ادامه تأکید کرد: مدیریت این شرایط نیازمند یک رویکرد فعال در حوزه اطلاعرسانی، افزایش سواد رسانهای و تولید روایتهای معتبر و اقناعکننده است. در واقع، همانگونه که در میدان سخت نیاز به آمادگی وجود دارد، در میدان نرم نیز باید سازوکارهای دفاعی متناسب طراحی و اجرا شود. این استاد دانشگاه در پایان با اشاره به پیوند میان امنیت ذهنی و امنیت ملی گفت: غفلت از جنگ نرم در دوران آتشبس میتواند هزینههای پنهانی به کشور تحمیل کند. از این رو، توجه افکار عمومی و نخبگان به این حوزه، یک ضرورت راهبردی است که نباید مورد بیتوجهی قرار گیرد./آرمان امروز
