رها معیری: ایران هنوز در تعریف جمعیتی، وارد مرحله «سالمندی شدید» نشده است؛ اما فاصله کشور با آن مرحله، آنقدر کوتاه شده که دیگر نمیتوان سالمندی را مسئلهای مربوط به آینده دانست. امروز حدود ۱۱ میلیون نفر از جمعیت ایران بالای ۶۰ سال دارند و این رقم نزدیک به ۱۳ درصد جمعیت کشور است. در مقابل، نرخ رشد جمعیت سالمندان به مراتب بیشتر از رشد کل جمعیت است؛ روندی که اگر ادامه پیدا کند، برآوردهای مطرحشده از سوی رئیس سازمان بهزیستی نشان میدهد سهم سالمندان در سال ۱۴۳۰ میتواند به حدود ۳۱ تا ۳۳ درصد جمعیت برسد. در آینده «سالمندان بیشتری» خواهیم داشت؛ مسئله این است که ساختار اقتصادی، درمانی، اجتماعی و شهری کشور باید برای جامعهای آماده شود که نسبت جمعیت شاغل به جمعیت سالمند در آن تغییر اساسی کرده است.
سیدجواد حسینی، رئیس سازمان بهزیستی کشور در نشست خبری به مناسبت روز جهانی سالمندان درباره این تغییر گفته است: «نرخ رشد جمعیت سالمندی حدود ۴.۷ درصد است، در حالی که نرخ رشد عمومی جمعیت حدود ۱.۲۴ تا ۱.۴ درصد گزارش شده است؛ به تعبیر او، سالمندی تقریباً چهار برابر سریعتر از کل جمعیت رشد میکند.
وی با اشاره به تقسیمبندی مراحل سالمندی افزود: کشورهایی که ۷ تا ۱۴ درصد جمعیت آنها سالمند باشد در مرحله ورود به سالمندی قرار دارند؛ جمعیت سالمند ۱۴ تا ۲۱ درصد به معنای سالمند شدن جامعه، ۲۱ تا ۲۷ درصد به معنای سالخورده شدن و بالای ۲۷ درصد نیز به معنای ورود به مرحله شدیداً سالخورده است.
حسینی همچنین ایران را در زمره کشورهایی دانسته که با سرعت بالایی به سمت سالمندی حرکت میکنند.» حسینی در همین چارچوب سالمندی را پدیدهای چندوجهی توصیف کرده و از فقر، مسکن، بیماری، سلامت روان، صندوقهای بازنشستگی، درآمد و رفاه سالمندان به عنوان اجزای این مسئله نام برده است.
درمان سالمندان
نخستین حوزهای که تحت فشار قرار میگیرد، نظام سلامت است. سالمندی معمولاً با افزایش بیماریهای مزمن، نیاز بیشتر به توانبخشی، مراقبت طولانیمدت، خدمات پرستاری، فیزیوتراپی، مراقبتهای روانی و درمانهای چندتخصصی همراه است. یک گزارش پژوهشی درباره ایران نیز نشان داده است که افزایش شاخص سالمندی با افزایش سهم هزینههای سلامت ارتباط دارد؛ در این مطالعه، افزایش یکدرصدی شاخص سالمندی با افزایش حدود ۰.۳۷ درصدی هزینههای سلامت همراه بوده است. بنابراین سالمندی فقط یک مسئله اجتماعی نیست؛ مستقیماً به اقتصاد درمان و بودجه عمومی نیز مربوط میشود. از سوی دیگر، برخی متخصصان پزشکی درباره فاصله میان استانداردهای نوشتهشده و زیرساخت واقعی هشدار دادهاند. رئیس سازمان بهزیستی کشور با اشاره به خدمات این سازمان به سالمندان گفت: به بیش از ۸۰۰ هزار سالمند خدمات ارائه میکنیم و ۱۴۲ هزار نفر نیز تحت پوشش برنامههای آگاهسازی و پیشگیری از معلولیت قرار دارند. ۱۶۴ مرکز روزانه توانبخشی و آموزشی ویژه سالمندان فعال است که به ۸ هزار نفر خدمات ارائه میکنند.
چه کسی از سالمند مراقبت خواهد کرد؟
شاید مهمتر از تخت بیمارستان، پرسش «مراقب» باشد. سالمندی که به مراقبت روزانه نیاز دارد، الزاماً به خانه سالمندان احتیاج ندارد؛ اما به شبکهای از مراقبت در منزل، مراقب آموزشدیده، خدمات روزانه و حمایت از خانواده نیاز دارد. حسینی نیز در سیاستهای جدید بهزیستی بر همین مسیر تأکید کرده است. بر اساس گزارش دبیرخانه شورای ملی سالمندان، طی یکی دو سال گذشته حدود ۲۰۰ مرکز مراقبت در منزل ایجاد شده و ۴۸ خانه کوچک حمایتی نیز راهاندازی شده است. رویکرد اعلامشده این است که سالمند تا حد امکان از محیط زندگی خود جدا نشود و مراکز شبانهروزی تنها در موارد ضروری مورد استفاده قرار گیرند. این رویکرد اهمیت زیادی دارد؛ زیرا در ایران بخش بزرگی از بار مراقبت همچنان بر دوش خانواده است. حسینی گفته است حدود ۱۸ درصد جمعیت فعال کشور با مسائل سالمندی درگیرند؛ یعنی حدود ۲۳.۵ میلیون نفر بهطور مستقیم یا غیرمستقیم با این مسئله مواجهاند. در نتیجه، سالمندی فقط مسئله ۱۱ میلیون سالمند نیست؛ مسئله میلیونها فرزند، همسر، مراقب و شاغلی است که باید همزمان زندگی اقتصادی خود را اداره کنند و از اعضای سالمند خانواده مراقبت کنند.
حسینی با اشاره به موضوع سالمندآزاری گفت: ۱۲۳ اورژانس اجتماعی در موضوع سالمندآزاری ورود میکند و در موارد گزارششده، مداخلات لازم از سوی این مراکز انجام میشود.
۶۰ درصد؛ سالمندانی که مستمری ندارند
بر اساس اظهارات اخیر حسینی، حدود ۶۰ درصد سالمندان از مستمری برخوردار نیستند. این آمار به معنای آن نیست که همه این افراد فاقد هرگونه درآمد هستند؛ اما نشان میدهد بخش بزرگی از جمعیت سالمند، مستمری منظم بازنشستگی یا حمایتی به معنای مورد اشاره را دریافت نمیکنند.رئیس سازمان بهزیستی همچنین درباره افت درآمد و دارایی در سنین بالاتر هشدار داده است. این موضوع زمانی جدیتر میشود که افزایش هزینههای درمان، مسکن، دارو، مراقبت و تغذیه را کنار کاهش توان اشتغال قرار دهیم.
۲۶۰ هزار سالمند دارای معلولیت
وجه دیگر مسئله، همپوشانی سالمندی و معلولیت است. رییس سازمان بهزیستی از وجود حدود ۲۶۰ هزار سالمند دارای معلولیت و سهم ۲۲ درصدی سالمندان از جمعیت افراد دارای معلولیت سخن گفته است. همچنین حدود ۷۷ هزار زن سالمند سرپرست خانوار نیز در آمارهای ارائهشده از سوی او قرار دارند. این ارقام نشان میدهد سیاست سالمندی نمیتواند از سیاست معلولیت، حمایت اجتماعی، اشتغال زنان، بیمه و فقر جدا باشد. در واقع، «سالمند آینده» یک فرد واحد با نیاز ثابت نیست؛ یک نفر ممکن است سالم و فعال باشد، دیگری به مراقبت روزانه نیاز داشته باشد و فرد سوم همزمان سالمند، معلول و سرپرست خانوار باشد. بنابراین سیاستگذاری یکسان برای همه سالمندان عملاً پاسخگوی واقعیت نخواهد بود.
سالمند تنها؛ یک هشدار اجتماعی
در شرایطی که رئیس سازمان بهزیستی از تأمین ۳۷۷۰ واحد مسکن برای سالمندان خبر داد و گفت: «این پروژهها بیش از ۸۰ درصد پیشرفت فیزیکی دارند» واقعیت های جامعه بازگوی این موضوع است که خانوادههای کوچکتر، مهاجرت فرزندان، افزایش زندگی مستقل و تغییر الگوی خانواده باعث میشود تعداد سالمندان تنها افزایش پیدا کند. دبیرخانه شورای ملی سالمندان درباره ضرورت توسعه خدمات مراقبت در منزل، مراکز روزانه و خانههای حمایتی تأکید کرده است. در چنین شرایطی، شهر سالمندپذیر فقط شهری با چند مرکز نگهداری نیست؛ پیادهرو مناسب، حملونقل عمومی قابل استفاده، ساختمان بدون مانع، خدمات محلهای، مراکز روزانه، دسترسی به پزشک و امکان ارتباط اجتماعی نیز بخشی از زیرساخت سالمندی است. حسینی با اشاره به طرح شهرهای دوستدار سالمند اظهار کرد: تاکنون ۱۹ شهر دوستدار سالمند ایجاد شده است و در این طرح تلاش میشود شهر دسترسپذیر شود. شهر دوستدار سالمند دارای هشت مؤلفه است که یکی از این مؤلفهها گردشگری سالمندی است و ایران این موضوع را در این طرح ایجاد کرده است. وی همچنین از تدوین لایحه حمایت از حقوق سالمندان خبر داد و افزود: این لایحه در حال تدوین است چراکه در حال حاضر تنها یک درصد قوانین موجود در راستای حمایت از سالمندان است./ آرمان امروز