به گزارش امید روز ، به نقل از خبرنگار اقتصادی ایرنا، در روزهای پایانی پاییز اگرچه بسیاری از استان های کشور تحت تاثیر بارش های زمستانه قرار گرفته اند اما میزان بارش ها هنوز نتوانسته افت شدید بارش ها در سال های اخیر را جبران نماید و خطر کمبود منابع آبی رفع نشده است و همچنان کشور در ششمین سال خشکسالی قرار دارد.
برای تشریح وضعیت آب در ایران با محمد ابراهیم رئیسی پژوهشگر حوزه اقتصاد آب به گفت و گو نشستیم؛ وی معتقد است که چرا نباید وضعیت منابع آبی با توجه به این روندی که در مدیریت آب کشور داشتیم به این مرحله نرسد؛ یعنی با روندی که از دهه های گذشته تاکنون در پیش گرفته شده است، چارهای جز این را نمی شد انتظار داشت.
آب در سفره های زیرزمینی پس انداز می شود
این پژوهشگر حوزه آب با تاکید بر اینکه هر کشوری خصوصیاتی از نظر تامین منابع آب دارد، ایران را کشوری ۲۵۰ میلیمتر بارندگی و توزیع بسیار بسیار نامتناسب آب توصیف کرد که جزو کشورهای کم آب جهان محسوب می شود.
رئیسی این نکته که در بخش هایی از ایران هزار میلی متر بارندگی و در برخی مناطق کمتر از ۱۰۰ میلی متر باران ثبت می شود، ایران را کشوری کم آب دانست و افزود: کل آبی که در کشور موجود است حدود ۱۰۰ میلیارد مترمکعب هم باشد، این عدد ناشی از حدود ۴۰۰ میلیارد مترمکعب بارش در کشور است.
وی بارش نزولات آسمانی را منبع اصلی تامین آب در هر کشوری برشمرد و گفت: سفره های آب زیرزمینی در واقع جایی هستند که آب را پس انداز می کنند؛ در چنین رویکردی اگر در سال هایی میزان بارش بیشتر از مصارف بوده، این میزان اضافه در آبهای زیرزمینی ذخیره و پس انداز میشد اما اکنون که از بارش ها به دلیل تغییرات اقلیمی کاسته شده، سفره های آب زیرزمینی نیز آسیب دیده اند.
تغییر توزیع بارندگی، مهمترین خطر تغییر اقلیم
رئیسی تغییرات اقلیمی و گرم شدن هوا را نتیجه فعالیتهای انسانی و انتشار گازهای گلخانهای در جهان دانست که سبب پرآبی برخی کشورها و کم آبی در برخی دیگر از کشورها شده است و در این باره توضیح داد: به دلیل تغییر اقلیم توزیع بارندگیها تغییر یافته که در تعبیر عامیانه مردم میگویند فصلها تغییر کرده اند؛ این تغییرات دمایی و بارشی همه ناشی از یک اتفاق بزرگتر در جهان است که در کشورهای مختلف به شکل مختلف خود را به شکل خشکسالی و حتی وقوع سیل نشان می دهد.
وی افزود: وقتی وقوع سیل افزایش می یابد که خشکسالی هم بروز کرده است؛ این نشان می دهد که میزان آب جهان تغییری نکرده بلکه توزیع آن تغییر کرده است.
رئیسی توضیح داد: می بینیم همین متوسط ۲۵۰ میلیمتر بارشی که پراکنش آن در طول یک سال است، به یک باره ۱۰۰ میلیمتر فقط در یک بارش رخ می دهد و به طور طبیعی در آن منطقه ایجاد اشکال می کند.
هم بارش ها کم شده و هم برداشت از آب های زیرزمینی بی رویه است
این پژوهشگر حوزه آب با تاکید بر اینکه میزان بارندگی ها در ایران نسبت به سال گذشته ۴۰ درصد کمتر شده و به دنبال آن پر شدن سدها کمتر شده است، افزود: اتفاق بدتر این است که میزان آب های زیرزمینی که پس انداز منابع آبی کشور هستند نیز بیش از حد مورد برداشت قرار گرفته اند به طوری که حدود ۱۶۰ میلیارد مترمکعب به این ذخایر بدهکار هستیم.
رئیسی تاکید کرد: آنچه اکنون ما را دچار بحران های اساسی تر نکرده همین اضافه برداشتهایی است که از آب های زیرزمینی انجام می دهیم.
وی بر مدیریت همزمان عرضه و تقاضای آب تاکید کرد و گفت: در سالهای اخیر در مدیریت عرضه آب پیشرفت داشته ایم و انواع و اقسام روشهای تامین آب را دنبال کرده ایم؛ وقتی که رودخانههای جاری داریم سدها به عنوان یکی از عوامل تامین آب مطرح می شوند و اینکه نگاه بد یا نگاه خوب به سدها داشته باشیم، درست نیست.
رئیسی اظهار داشت: نمی توان به طور ۱۰۰ درصدی از سدسازی ها دفاع یا آن را به طور کامل رد کرد؛ سدِ خوب خوب است و سد بد بد و اما اگر سد نبود چگونه می توان توزیع آب را به درستی انجام داد.
وی با بیان اینکه در ایارن بارش ها اغلب در پائیز و زمستان رخ می دهد در صورتی که نیاز آبی در تابستان افزایش می یابد گفت: در چنین الگویی سدها به عنوان یکی از منابعی که میتوانند این آب را توزیع و مدیریت کنند، موثر هستند که این موضوع درباره طرح های انتقال آب نیز مطرح است.
کار عمدهای برای مدیریت تقاضا نشده است
رئیسی در باره اقدام های انجام شده برای مدیریت تقاضا افزود: در مورد مدیریت تقاضا کار مهمی جز قیمت گذاری انجام نشده است زیرا تصور بر این بوده که این قیمت گذاری می تواند مدیریت تقاضا را به سامان برساند در حالی که چنین نبود و بنابراین در بخش تقاضای آب مشکل داریم.
این پژوهشگر مسائل آب خاطر نشان کرد: در مدیریت تقاضای آب، فقط قیمت گذاری آب مهم نیست زیرا ابزارهای اقتصادی دیگری نیز وجود دارد و میتوان با انواع مشوقها، رفتار مردم را در حوزه آب تغییر داد همانگونه که در سایر کشورها نیز از روش های قیمتی و غیرقیمتی در قالب اقتصاد رفتاری برای مدیریت تقاضای کالاها و از جمله آب استفاده می کنند.
یارانه پنهان ۱۵ میلیارد دلار به آب
این پژوهشگر حوزه آب گفت: در مورد یارانه پنهان انرژی بسیار شنیده ایم اما در حوزه آب کمتر از این مفهوم استفاده شده است در حالی که سالانه حدود ۱۵ میلیارد دلار یارانه به بخش آب داده می شود که حدود ۱۰ میلیارد دلار آن در بخش کشاورزی مصرف می شود.
رئیسی با بیان اینکه سایر بخش ها سهم ۵ میلیارد دلاری از یارانه آب دارند، اظهار داشت: البته در بخش صنعت این یارانه با توجه به قیمتهایی که از این بخش اخذ می شود نزدیک به ارزش اقتصادی آن است اما در شرب و کشاورزی اینگونه نیست به طوری که در کشاورزی این عدد تا پنج برابر بودجه بخش آب کشور است.
وی ادامه داد: بخش کشاورزی به ازای هر مترمکعب آب ۴ دهم کیلوگرم یا ۴۰۰ گرم بهرهوری دارد که در جهان این میزان ۲ کیلوگرم است؛ چرا باید این میزان یارانه آب به بخش کشاورزی بدهیم در حالی که بهره وری ندارد و البته این عدد فقط یارانهای است که مربوط به آب سطحی و آب های زیرزمینی را شامل نمی شود و باید یارانه آب زیرزمینی مورد استفاده در بخش کشاورزی هم محاسبه شود.
کشاورزی بیشترین یارانه را می گیرد و کمترین بازدهی را در اقتصاد دارد
کارشناس حوزه آب با یادآوری اینکه بخش کشاورزی علاوه بر ۱۰ میلیارد دلار یارانه بخش آب، حدود چهار تا پنج میلیارد دلار هم در بخش انرژی یارانه دریافت می کند، افزود: همه این یارانههای عمده در حالی به بخش کشاورزی داده می شود که بخش کشاورزی کمتر از ۱۰ درصد در رشد اقتصادی کشور نقش دارد و اشتغال آن ۴ میلیون نفر از ۲۴ میلیون نفر شاغل است.
رئیسی گفت: این اعداد به این معنی است که بخش کشاورزی به عنوان بزرگترین مصرف کننده آب در کشور بوده و بیشترین یارانه را دریافت می کند در حالی که در سالهای اخیر تأثیری در تغییر در روشهای کشاورزی و افزایش بهرهوری ندیده ایم.
این پژوهشگر آب با تاکید بر اینکه اگر بهره وری در کشاورزی افزایش یابد، می تواند آثار مهمی را بر اقتصاد داشته باشد، اظهار داشت: یارانه پنهان بخش آب، عدد قابل توجهی است و باید کسی درباره آن پاسخگو باشد که چرا ما باید این مقدار یارانه به آب کشاورزی بدهیم.
ضرورت افزایش بهره وری در بخش کشاورزی
این کارشناس آب با طرح این پیشنهاد که هدفمند کردن یارانه ها در بخش آب انجام شود، گفت: اصلاح یارانه آب در بخش کشاورزی به معنای آن نیست که کشاورز معیشت ضعیفتری پیدا کند بلکه صحبت آن است که با میزان مصرف آب کمتر بتواند همان میزان معیشت را داشته و بهره وری آب در کشاورزی افزایش یابد.
رئیسی ادامه داد: اکنون از یک مترمکعب آب، ۴۰۰ گرم محصول تولید می شود که ارزش بسیار پایینی دارد در حالی که می توان با همان میزان آب حداقل تا دو برابر تولید داشت بدون اینکه معیشت کشاورز تحت تاثیر قرار گیرد.
وی افزود: اگر کشاورز ۸۰۰ گرم محصول با همان مقدار آب یا همان ۴۰۰ گرم محصول را با مقدار کمتری آب تولید کند به معنای آن است که حجم عمدهای از آب را میتوان به بخشهای دیگر اختصاص داد.
نباید همه تقصیر را گردن بخش کشاورزی گذاشت
این پژوهشگر مسائل آب در عین حال با تاکید بر اینکه نباید همه تقصیرها را به بخش کشاورزی معطوف کرد، گفت: در بخش اقتصاد آب، اقتصاد آب کشاورزی از همه ضعیف تر است اما در مدیریت تقاضا همه تمرکزها روی اقتصاد آب شرب و صنعت است.
رئیسی با بیان اینکه در بخش صنعت آب به شکل اقتصادی مصرف می شود اما در مورد آب شرب هنوز فاصله داریم، تاکید کرد: بی نیازی به مدیریت مصرف در بخش شرب افسانه ای بیش نیست.
وی با یادآوری اینکه هزینه های بالایی در بخش آب شرب انجام می شود اما ۹۰ درصد آب در بخش کشاورزی، ۸ درصد در بخش شرب و ۲ درصد در بخش صنععت مصرف می شود، اظهار داشت: اینکه گفته می شود میزان مصرف در بخش شرب آنقدر اثرگذار نیست که بخواهیم وارد آن شویم، افسانه ای بیش نیست زیرا درجایی مثل تهران میزان مصرف آب شرب ۴۵ درصد از کل مصرف است.
این پژوهشگر آب معتقد است که میزان مصرف آب در بخش شرب تهران اگر ۴ میلیارد مترمکعب تولید آب باشد، یک تا ۱.۲ میلیارد مترمکعب است که این مصرف معادل کل آب تجدید پذیری است که مصرف می شود.
تهران ظرفیت آبرسانی پایدار به ۵ میلیون نفر را دارد نه ۱۳ میلیون نفر
رئیسی علت آن که در تهران هم کشاورزی و هم صنعت از آب برخودار می شوند را انتقال آب از مناطق اطراف مثل استان قزوین و مازندران و البرز دانست و از روش تامین آب شرب برای ساکنان این شهر به هر قیمت انتقاد کرد.
وی گفت: الگوهای غلط توسعه در شهرها سبب شده به این سمت برویم که به هر میزان تقاضای آب باید تامین شود و از طرف دیگر وجود جمعیت زیاد در شهرها سبب ایجاد منابع درآمدی ناپایداری برای شهرداری ها شده زیرا شهری که جمعیت بیشتری داد، ساخت و ساز بیشتری نیز خواهد داشت و به همین سبب شهرداری هم با اعطای مجوزهای بیشتر، درآمدزایی می کند.
این پژوهشگر حوزه آب با تاکید بر اینکه این افزایش درآمد شهریاری ها متناسب با ظرفیت اکولوژیک شهرها نیست، گفت: در شهری مثل تهران بر اساس استانداردهای بینالمللی میتوان به ۴ تا ۵ میلیون نفر آبرسانی پایدار داشت اما اکنون ۱۳ میلیون نفر جمعیت و یک میلیارد و ۲۰۰ میلیون مترمکعب مصرف آب دارد.
رئیسی خاطر نشان کرد: اکنون ۷۰ درصد مصرف آب در تهران از منابع آب زیرزمینی که پس انداز آبی هستند، انجام می شود که نتیجه آن نشست زمین در دشت تهران است.
سدهای خالی در اطراف تهران
وی درباره میزان پرشدگی سدهای اطراف تهران معتقد است که سد لتیان بهترین سال پرشدگی خود را در سال ۹۹ با ۵۷ درصد پرشدگی ثبت کرد ولی اکنون این شاخص ۸ درصد است؛ سد کرج که تا ۶۸ درصد پرشدگی را تجربه کرده بود، اکنون ۵ درصد پرشدگی دارد و سد لار حدود یک درصد و سد ماملو حدود ۷ درصد پر شدگی دارد.
این پژوهشگر حوزه آب اظهار داشت: مهمترین سدی که اکنون پرشدگی بیشتری دارد، سد طالقان با ۳۳ درصد است که پارسال دحدود ۵۷ درصد پرشدگی داشت یعنی موجودی همه سدها صفر شده و یا به حداقل ممکم رسیده است.
رئیسی یکی از دلایل این کاهش آب سدها را ایجاد تقاضا دانست که ابتدا از طریق آب های سطحی تامین شده و بعد به سراغ آب های زیرزمین رفته است.
وی استفاده از ابزارهای اقتصاد برای مدیریت این وضعیت را مناسب ارزیابی کرد و در عین حال فقط اتکا به ابزار اقتصادی را ناکارآمد دانست و گفت: اصلاح حکمرانی آب و تغییر در نگرش به توسعه از عوامل غیر قیمتی برای مدیریت آب است.



