در خصوص تسلیمناپذیری ایرانیان، طی یک تا دو سال اخیر بارها سخن گفته شده است. بر همین اساس، تأکید میشود که ایرانیان خود را ملتی میدانند که تسلیم نمیشود و بهجای آن، به برقراری ارتباطی برابر، مذاکرهای متوازن و همسنگ اعتقاد دارد. در این چارچوب، آمادگی برای گفتوگو و برقراری رابطه وجود دارد، اما پذیرش تسلیم، خارج از چارچوب اصول و قواعد تلقی میشود.
مفهوم تسلیم و نسبت آن با رفتار تاریخی ایرانیان مورد توجه قرار گرفته است. بررسیها نشان میدهد که ایرانیان، بر پایه فرهنگ و اعتقادات مذهبی خود، همواره در پی احقاق حقوق خویش بودهاند و از آنچه شایسته خود میدانند، عقبنشینی نمیکنند.
در عین حال، تأکید میشود که تسلیمناپذیری به معنای جنگطلبی یا تشدید تنش نیست. در این نگاه، تسلیم شدن به معنای چشمپوشی از حقوق اساسی و واقعی است؛ امری که نادرست تلقی میشود. از اینرو، تسلیمناپذیری نه به معنای جنگجویی، بلکه به مفهوم صلحطلبی مشروط به رعایت حقوق است. صلحی که در آن حقوق یک ملت نادیده گرفته شود، صلحی تحمیلی ارزیابی میشود و تعریف خاص خود را دارد.
این رویکرد ریشه در نوعی احساس توانمندی ملی دارد؛ احساسی که حاصل تاریخ و تمدن ایران است. پیشینه تاریخی، روایتهای تمدنی و دستاوردهای ایرانیان در حوزههای مختلف علمی، نظامی و فرهنگی، همگی در شکلگیری این خودباوری نقش داشتهاند. این مجموعه عوامل، به شکلگیری نوعی هویت و «گروه ملی» انجامیده که بر اساس آن، تسلیمناپذیری بهعنوان یک ویژگی برجسته مطرح میشود.
بیتوجهی به این ویژگیهای ملی، میتواند به خطای محاسباتی در نگاه دیگر کشورها منجر شود و تصویری غیرواقعی از جامعه ایرانی ارائه دهد. بر همین اساس، تأکید میشود که حتی در شرایط آتشبس نیز این «گروه ملی» در حال بیان مواضع خود است؛ مواضعی که بر عدم تسلیم، توانایی دفاع از حقوق و ایستادگی در برابر فشارها تأکید دارد.
این ارزیابیها نشان میدهد که شناخت دقیق ویژگیهای فرهنگی و تاریخی ایرانیان، برای تحلیل رفتار و مواضع این جامعه در شرایط کنونی، ضرورتی انکارناپذیر است.
در شرایطی که بحث تسلیمناپذیری ملت ایران بار دیگر در فضای سیاسی و رسانهای برجسته شده، بررسی ریشههای فرهنگی و تمدنی این ویژگی، اهمیت دوچندانی یافته است. در همین راستا، «آرمان امروز» در گفتوگویی با عیسی حمیدیانی، استاد دانشگاه و کارشناس مسائل سیاسی، به واکاوی نسبت میان تمدن ایرانی و روحیه مقاومت در جامعه پرداخته است.
حمیدیانی با اشاره به پیشینه تاریخی ایران، تأکید میکند که تسلیمناپذیری در میان ایرانیان، صرفاً یک واکنش مقطعی یا سیاسی نیست، بلکه ریشه در لایههای عمیق تمدنی و فرهنگی این سرزمین دارد. به گفته او، ایران بهعنوان یکی از کهنترین تمدنهای جهان، همواره تجربههای متعددی از مواجهه با بحرانها، تهاجمات و فشارهای خارجی را پشت سر گذاشته و همین تداوم تاریخی، نوعی خودآگاهی و اعتمادبهنفس جمعی در میان ایرانیان ایجاد کرده است.
وی میافزاید که این خودآگاهی تاریخی، باعث شده ایرانیان خود را نه صرفاً یک ملت، بلکه وارث یک تمدن بدانند؛ تمدنی که در حوزههای مختلف علمی، فرهنگی و حتی سیاسی، نقشآفرینیهای مهمی در تاریخ داشته است. به اعتقاد این استاد دانشگاه، چنین برداشتی از هویت، بهطور طبیعی حساسیت نسبت به استقلال، عزت و حقوق ملی را افزایش میدهد و هرگونه رفتار یا رویکردی که شائبه تحمیل یا سلطه داشته باشد، با واکنش منفی مواجه میشود.
حمیدیانی در ادامه با اشاره به نقش فرهنگ و اعتقادات مذهبی در تقویت این روحیه، تصریح میکند که آموزههای دینی نیز بر مفاهیمی همچون عدالتخواهی، ظلمستیزی و دفاع از حق تأکید دارند و این مفاهیم در طول زمان با عناصر فرهنگی و تاریخی ایران درهم آمیختهاند. به گفته او، حاصل این ترکیب، شکلگیری نوعی فرهنگ عمومی است که در آن، تسلیم شدن در برابر فشار یا نادیده گرفتن حقوق، امری مذموم تلقی میشود.
این کارشناس سیاسی همچنین خاطرنشان میکند که تسلیمناپذیری در نگاه ایرانی، الزاماً به معنای تقابل یا جنگطلبی نیست. او معتقد است که در سنت فکری و فرهنگی ایران، همواره گفتوگو، تعامل و حتی سازش در چارچوب حفظ منافع و حقوق ملی مورد پذیرش بوده است. با این حال، هرجا که این حقوق نادیده گرفته شود، جامعه ایرانی تمایل به ایستادگی و مقاومت از خود نشان میدهد.
