در بیستوپنجمین برنامه تلاقی ایرنا به یکی از مهمترین مسائل روز هنری پرداختهایم مسالهای که بهنوعی با زندگی روزمره همه ما گره خورده است: شبکه نمایش خانگی. در بخش نخست این برنامه با عنوان «عنقا:پشت پرده فشار به سریالهای نمایش خانگی،خود ساترا بود!/ افراسیابی: زمان ما اینطور نبود»، «حامد عنقا» نویسنده و تهیهکننده با سابقه در حوزه نمایش خانگی و تلویزیون و همچنین «محمدصادق افراسیابی» کارشناس رسانه و مدیر سابق ساترا هر دو درباره شبکه نمایش خانگی حرف میزنند اما از دو زاویه متفاوت: افراسیابی تأکید میکند شبکه نمایش خانگی یک اتفاق مثبت است چون به مخاطب حق انتخاب میدهد، به ذائقه او احترام میگذارد، باعث رونق اقتصادی صنایع خلاق میشود و اگر درست حمایت شود میتواند به بازارهای خارجی هم برسد؛ او همچنین معتقد است مشکل اصلی نه محدودسازی، بلکه ترک فعلها و اجرا نشدن اسناد و سیاستهای کلان است و نمایش خشونت لزوماً بهمعنای ترویج خشونت نیست. در مقابل، عنقا ریشه شکلگیری شبکه نمایش خانگی را نه سیاستگذاری حاکمیتی، بلکه نیاز واقعی جامعه و تغییر ذائقه مخاطب میداند و معتقد است ورود نهادهای تنظیمگر بهویژه ساترا با ایجاد ناامنی برای سرمایهگذار و فشارهای رسانهای باعث سکته در رشد بازار سریال شده است؛ او میگوید بخش خصوصی چون به مردم پاسخگوست خودبهخود اصلاح میشود اما نگاه دولتی انگیزه رشد ندارد و همین اختلاف نگاه، منشأ اصلی دعواها و کُند شدن مسیر نمایش خانگی است. در ادامه بخش دوم و پایانی گزارش تلاقی را میخوانیم؛
معتقدم ظرفیتهای شبکه نمایش خانگی هنوز بهصورت کامل بالفعل نشده است
ایرنا: یکی از محورهای اصلی اختلافنظر درباره شبکه نمایش خانگی به مسئله تنظیمگری و نقش نهادهای حاکمیتی بازمیگردد ارزیابی شما از عملکرد این نهادها و تجربهای که در این حوزه وجود داشته چیست؟
افراسیابی: در دورهای که بنده مسئولیت داشتم یکی از اقداماتی که دنبال شد، معرفی سریالهای شبکه نمایش خانگی از طریق تلویزیون و سایر رسانهها بود نه فقط تلویزیون بلکه خبرگزاریها و حتی رسانههایی که خودشان برنامه تولید میکردند. پادکستها نیز در این مسیر فعال بودند، سیاست ما در سازمان تنظیمگری مبتنی بر سند معماری کلان شبکه ملی اطلاعات این بود که شبکه نمایش خانگی باید رونق بگیرد و محصولات مناسب به مخاطب معرفی شود و این سیاست در عمل هم پیگیری شد. برنامههایی مانند آخرین سکانس توسط رسانه آخرین خبر طراحی و اجرا شد، برنامه کافه نقد با رویکرد معرفی آثار شبکه نمایش خانگی راهاندازی شد و برنامه شبکه باز نیز بهعنوان یک اقدام مشترک در قالب نسخه رادیویی و نسخه حمایتی از تلوبیون تولید شد. در پلتفرمهایی مانند فیلیمو و نماوا نیز آثار مختلفی تبلیغ و ترویج شد.
در مقطعی از سوی مدیران ارشد خبرگزاری ایرنا سیاستی وجود داشت که پلتفرمها تبلیغ نشوند در همان دوره شخصاً با مدیرکل اخبار داخلی خبرگزاری ایرنا تماس گرفتم و تأکید کردم که نام محصولات این پلتفرمها برده شود سیاستهای ایرنا در دورههای مختلف متفاوت بوده و سابقه این موضوع وجود داشته است.
ایرنا: در مواردی که محتوایی رو نامناسب میدانستید چه میکردید؟
افراسیابی: رویکرد شخصی بنده صرفاً اجرایی نیست، بلکه تلاش میکنم گفتمانسازی و ادبیاتسازی انجام شود، اگر این نشست صرفاً چند روز در فضای رسانهای بازتاب داشته باشد اتفاق خاصی نیفتاده، اما همین نشست میتواند تاریخساز و گفتمانساز باشد. امروز معتقدم ظرفیتهای شبکه نمایش خانگی هنوز بهصورت کامل بالفعل نشده است. خانواده با جهان داستان زندگی میکند اگر شبکه نمایش خانگی به سمت جهانسازی و شکلگیری بازار فرهنگی حرکت کند، هم فرهنگ تقویت میشود و هم اقتصاد محتوا ماندگار خواهد شد. در نهایت این مسیر باید توسط صاحبان سکو، بخش خصوصی و تولیدکنندگان محتوا طی شود.
عنقا: من بهصورت سربسته به چند مورد اشاره میکنم و مخاطب منظور را متوجه میشود این اقدامات بهصورت مستقیم برای برخی نهادهای حاکمیتی انجام میشود. با توجه به اتفاقاتی که از نزدیک لمس کردهایم جرأت نمیکنم بگویم چه میزان درایت در این حوزه وجود دارد. حتی بررسی کردم و دیدم ساترا در روزهای اخیر نه بیانیهای داده و نه مصاحبهای انجام شده البته پیگیری قضایی مطرح شده اما درباره توقیفها و نامهنگاریها نمونههای متعددی وجود دارد. بحث من درباره شخص آقای افراسیابی نیست بلکه مسئله اصلی نمایندگی یک نگاه و رویکرد مشخص در حوزه تنظیمگری شبکه نمایش خانگی است.
فعالان نمایش خانگی رویکرد حمایتی ما را تجربه کردهاند
ایرنا: در ادامه نقدها درباره عملکرد نهاد تنظیمگر شما تأکید دارید که رویکرد حمایتی وجود داشته است توضیح میدهید بر چه اساسی این ادعا را مطرح میکنید؟
افراسیابی: نکتهای که وجود دارد این است که تمام آنچه من عرض میکنم مستند دارد و قابل ارائه است من امروز نه نماینده ساترا هستم و نه بهدنبال دفاع سازمانی یا نقد شخصی هستم هدف من گفتوگو و رسیدن به یک جمعبندی است به همین دلیل هم هفته گذشته مدیران مختلف را دعوت کردم و همه حضور پیدا کردند در حالی که من اکنون هیچ مسئولیت اجرایی ندارم اما سکوها تهیهکنندگان و کارگردانها من را میشناسند رویکرد من را میشناسند و آنچه انجام شده را بهصورت عملی لمس کردهاند.
مستندات وجود دارد اما مهمتر از مستندات این است که فعالان این حوزه رویکرد حمایتی ما را تجربه کردهاند من واقعاً معتقدم این زیستبوم باید حمایت شود و شکل بگیرد کار ما تنظیمگری به معنای واقعی بود یعنی ایجاد تعامل تسهیلگری و حمایت در موارد متعددی مانع توقیف آثار شدم چون وظیفه ما همین بود من همان وظیفهای را که با شرح وظایف پذیرفته بودم با قدرت انجام دادم و امروز هم تا جایی که بتوانم از این حوزه حمایت میکنم.
ایرنا: برخی معتقدند در عمل از معرفی و ترویج آثار شبکه نمایش خانگی حمایت کافی نشده است پاسخ شما به این نقد چیست؟
افراسیابی: در خود صدا و سیما و رسانهها برنامههایی برای معرفی و ترویج آثار شبکه نمایش خانگی اجرا شد و من مستندات آن را در اختیار دارم و میتوانم ارائه بدهم در مقاطعی حتی بیانیه صادر شد و به مردم توصیه شد برخی سریالها را تماشا کنند در همان معاونت مجمع تحلیلگران داشتیم و درباره آثار موضع رسمی اعلام شد آقای دکتر فرجی که رئیس هیئتمدیره بودند ریاست مجمع تحلیلگران را هم بر عهده داشتند. در اواخر آن دوره کارگردانها و تهیهکنندگان دعوت میشدند و از آنها تقدیر به عمل میآمد آثاری مانند دیو و ماه پیشونی در فصلهای مختلف قهوه پدری مهمونی فیتیله شبهای مافیا زودیاک از جمله برنامههایی هستند که بهنظر من آثار خوب و مناسب خانوادهاند و تماشای آنها توصیه میشود.
آینده شبکه نمایش خانگی در سهگانه خانوادهمحوری، تمدنسازی و بازارپردازی فرهنگی است
ایرنا: شما بارها بر مفهوم بازارپردازی فرهنگی تأکید کردهاید منظورتان از این رویکرد چیست و نقش حاکمیت را چگونه تعریف میکنید؟
افراسیابی: اعتقاد من این است که آینده شبکه نمایش خانگی در تقابل نیست بلکه در سهگانه خانوادهمحوری، تمدنسازی و بازارپردازی فرهنگی است. اگر این سه مؤلفه با هم دیده شوند هم فرهنگ تقویت میشود و هم اقتصاد رسانه شکل پایدارتری میگیرد نقش حاکمیت ورود به بازار بخش خصوصی نیست بلکه کمک به آن است. کمک از مسیر پژوهش و تحقیقات بازار برای مثال در حوزه بازیهای رایانهای در سال ۱۴۰۲ حدود ۷۰ هزار میلیارد تومان توسط مردم هزینه شده است ما دقیق میدانیم چه میزان آن مربوط به سختافزار و چه میزان مربوط به نرمافزار است همین دادهها و سنس دادن به بخش خصوصی کمک میکند تصمیم درست بگیرد حاکمیت میتواند همین نقش را برای شبکه نمایش خانگی ایفا کند یعنی تحقیقات بازار داخلی و خارجی ارائه بدهد.
ایرنا: این رویکرد چه کمکی به سکوها و تولیدکنندگان محتوا میکند؟
افراسیابی: بسیاری از مدیران بخش خصوصی هم به این موضوع اشاره کردهاند برای مثال علی سرتیپی که بیش از ۴۰ سال سابقه مدیریت در حوزه محتوا دارد و امروز در سکوهای مختلف فعال است تجربه موفقی مانند شهر موشها را در حوزه برندینگ داشته است اگر سکوها وارد حوزه بازارپردازی شوند و همزمان با تولید سریال و فیلم به موضوع چندرسانهای شدن و چندایز فکر کنند این موضوع حتی به نفع خود پلتفرمها خواهد بود. شبکه نمایش خانگی اگر وارد زیستبوم بازیهای رایانهای شود هم برای خودش مفید است و هم برای جذب سرمایه جدید حاکمیت میتواند در این مسیر با تحقیقات بازار کمک کند چون پلتفرمها ذاتاً سریالساز هستند نه پژوهشگر.
نشان دادن خشونت به معنای ترویج خشونت نیست
ایرنا: یکی از انتقادهای پر تکرار درباره شبکه نمایش خانگی موضوع افزایش نمایش خشونت است به نظر شما این مسئله ناشی از نیاز اجتماعی است یا نوعی سودجویی و استفاده از ابزار جذابیت؟
عنقا: بحث خشونت را به نظر من نباید سادهسازی کرد نشان دادن خشونت به معنای ترویج خشونت نیست و لزوماً بازتاب نگاه شخصی سازنده هم نیست این پرسشی است که در افکار عمومی وجود دارد وقتی میزان یک اتفاق در جامعه افزایش پیدا میکند ما باید بپرسیم چرا این اتفاق رخ میدهد ما در ابتدای بحث گفتیم که شبکه نمایش خانگی از دل نیازهای اجتماعی بیرون آمده است. نمایش خشونت در سریالها الزاماً به معنای ترویج خشونت نیست بلکه میتواند نشاندهنده یک نیاز یا یک واقعیت اجتماعی باشد؛ بعضی دوستان میگویند این موضوع صرفاً سودجویی است یا برای جذابیت استفاده میشود ممکن است در برخی موارد چنین باشد اما مسئله اصلی این است که چرا این میزان از خشونت در داستانها تکرار میشود. من خودم در آثارم خشونت دارم و این را صریح میگویم در سینما هم ما کارگردانانی داریم که به آنها شاعر خشونت میگویند مانند تارانتینو یا بسیاری از نمونههای جهانی سؤال این است که آیا باید هر جا خشونت دیدیم کات بدهیم یا باید بفهمیم این خشونت در ساختار قصه چه کارکردی دارد.
ایرنا: یعنی شما خشونت را بخشی از روایت میدانید نه الزاماً یک ابزار تحریک؟
جامعه ما خشن نیست، عصبانی است
عنقا: دقیقاً فرق دارد قصهای که بر اساس یک اتفاق خشونتآمیز شکل میگیرد با اثری که در هر قسمت صرفاً خشونت نمایش میدهد. مثلاً در سریالهایی مثل محکوم یا شغال داستان با یک قتل یا اتفاق خشن آغاز میشود اما قرار نیست در هر قسمت خون و درگیری ببینیم یا سریال وحشی که از سریالهای خوب این سالهاست خشونت در آن نقطه تمرکز قصه است نه ابزار دائمی جذب مخاطب این فرق دارد با آثاری که تقریباً در هر چند قسمت یک صحنه خشن تکرار میشود باید اینها را تفکیک کرد. ما جامعهای هستیم که ادعا میکنیم خشن نیستیم اما جامعهای عصبانی هستیم اتفاقات خشونتآمیز هم در آن رخ میدهد همانطور که در اخبار روزمره قتلهای خانوادگی را میبینیم و وقتی در سریال نمایش داده میشود سریع میگوییم ترویج خشونت شده است.
وقتی میل مخاطب به اخبار خشونتآمیز بالاست رسانه هم محتوای خشن بیشتری تولید میکند
ایرنا: شما به مفهوم جامعه عصبانی اشاره کردید کمی بیشتر توضیح میدهید؟
عنقا: به نظر من ما جامعهای هستیم که خشم فروخورده دارد این خشم لزوماً به کنش مستقیم خشونتآمیز تبدیل نمیشود اما میل به دنبال کردن اخبار و روایتهای خشن را افزایش میدهد. وقتی میبینید میل مخاطب به اخبار خشونتآمیز بالاست ناخودآگاه رسانه هم محتوای خشن بیشتری تولید میکند. این یک فرآیند رسانهای است همانطور که در جامعه میبینید فردی بهجای کمک یا تماس با پلیس از یک اتفاق خشونتآمیز فیلم میگیرد و در شبکههای اجتماعی منتشر میکند این خودش یک کنش قابل بررسی است نه صرفاً خود جرم در چنین شرایطی ممکن است دیدن صحنههای خشن در سریال حتی نوعی تخلیه روانی ایجاد کند و به آرامش نسبی مخاطب کمک کند این به معنای تجویز خشونت نیست بلکه تحلیل یک وضعیت اجتماعی است.
ایرنا: برخی کشورها با وجود سطح پایین خشونت اجتماعی آثار خشن تولید میکنند این تناقض را چگونه تحلیل میکنید؟
عنقا: دقیقاً همین نکته مهم است کشورهایی مثل نروژ یا فنلاند که سطح خشونت اجتماعی پایینی دارند سریالهای شناختهشدهشان اغلب درباره قتل و جنایت است این مسئله ریشه در پژوهشهای رسانهای دارد در دهه ۱۹۶۰ در گزارشهای دانشگاهی آمریکا نشان داده شد که توجه به فیلمهای خشن و ترسناک میتواند در برخی جوامع نقش تنظیمکننده داشته باشد. در بسیاری از کشورهای غربی که از نظر محتوایی جلوتر از ما هستند مجموعههایی مثل سریع و خشمگین به قسمت هشتم و نهم میرسد در حالی که مفاهیمی مانند خشونت و عصبانیت را نمایش میدهد تفاوت در این است که آنها نهادهای مدنی و تنظیمگر قدرتمند دارند که اگر اثری از خط قرمز عبور کند واکنش نشان میدهند.
برای رعایت انصاف باید بگویم من امروز با رفتار مدیران جدید ساترا بیشتر موافقم
ایرنا: ارزیابی شما از عملکرد فعلی ساترا در این حوزه چیست؟
عنقا: برای رعایت انصاف باید بگویم من امروز با رفتار مدیران جدید ساترا بیشتر موافقم نه با خود ساختار ساترا رفتار مدیریتی در سه سال گذشته با امروز تفاوت دارد قبلاً نهاد حاکمیتی خود را در جایگاه رقیب تعریف میکرد اما امروز تلاش میکند در جایگاه تنظیمگر بایستد؛ یعنی اگر تخلفی میبیند آن را به قوه قضاییه اعلام کند نه اینکه با تهدید رسانهای برخورد کند. البته همچنان موضوعات مهمی وجود دارد که باید درباره آنها گفتوگو شود از جمله اسنادی که اگر بدون توجه به واقعیت بازار تدوین شوند میتوانند ریشه شبکه نمایش خانگی بخش خصوصی را خشک کنند سرمایهگذاری که با چند صد میلیارد تومان سرمایه وارد این حوزه شده را نمیتوان با همان ادبیاتی خطاب قرار داد که با یک گروه تولیدی دولتی صحبت میشود.
ایرنا: فکر میکنید در آینده محتوای خبری و اجتماعی هم به شبکه نمایش خانگی اضافه شود؟
عنقا: مطمئنم اگر نیاز مخاطب وجود داشته باشد این اتفاق میافتد امروز مخاطب خبر را از کانالهای تلگرامی و صفحات شخصی دریافت میکند. اگر شبکه نمایش خانگی بتواند خبر را با تصویر حرفهای روایت درست و بدون سوگیری ارائه کند حتماً مخاطب خواهد داشت. همانطور که در مقاطع خاص مثل بحرانها یا جنگها دیدیم مردم به سمت رسانهای میروند که پاسخ نیازشان را بدهد اگر این نیاز پررنگ شود شبکه نمایش خانگی هم به آن ورود خواهد کرد همانطور که امروز رسانه ملی هم بهتدریج از این فضا استفاده میکند.
آمادگی دارم درباره تجربه کشورهایی مانند ترکیه در حوزه فیلم سریال و بازارپردازی فرهنگی صحبت کنم
ایرنا: در نهایت جمعبندی شما از این بحثها چیست؟
افراسیابی: جمعبندی من این است که این مباحث مقدمه گفتوگوهای جدیتر است و اگر جلسه ادامه پیدا کند میتواند بسیار مفیدتر باشد ما در برخی چالشها گرفتار شدهایم، در حالی که راهحل در همافزایی است اگر رسانه ملی شبکه نمایش خانگی و صنعت بازی در کنار هم قرار بگیرند میتوان یک اکوسیستم فرهنگی ملی ساخت همان چیزی که سالها اسناد بالادستی مانند شورای عالی انقلاب فرهنگی و شورای عالی فضای مجازی بهدنبال آن بودهاند بدون این همافزایی جهش جدی در اقتصاد محتوا اتفاق نخواهد افتاد. من آمادگی دارم درباره تجربه کشورهایی مانند ترکیه در حوزه فیلم سریال و بازارپردازی فرهنگی بهصورت مفصل صحبت کنم و نشان بدهم که ایران چگونه میتواند در این حوزهها با کشورهای همسایه رقابت کند این مسیر فقط با گفتوگو و همکاری پیش میرود.



