به گزارش امید روز ، به نقل از عصر ایران؛ لیلا احمدی– عملیات ویژهٔ ایالاتمتحده در آغاز سال ۲۰۲۶، علیه دولت نیکلاس مادورو در ونزوئلا، توجه جهان را به بازتعریف احتمالی سیاست خارجی آمریکا جلب کرده است.
رئیسجمهور ترامپ، با معرفی اصطلاح جدید دکترین دونرو نشان داده نسخهای مدرن و تهاجمی از دکترین کلاسیکِ مونرو در نظر دارد؛ نسخهای که فراتر از محدودیتهای قانونی و سنتی آمریکا در نیمکرهٔ غربی عمل میکند.
دکترین مونرو که در سال ۱۸۲۳ از سوی رئیسجمهور جیمز مونرو اعلام شد، نیمکرهٔ غربی را حوزهٔ نفوذ آمریکا میداند و مداخلهٔ اروپا در این حوزه را نمیپذیرد. این اصل با هدف محافظت از کشورهای تازهاستقلالیافتهٔ آمریکای لاتین و جلوگیری از استعمار مجدد اروپا مطرح شد.
دکترین دونرو اصطلاحی است که ترامپ برای نسخهٔ مدرن و تهاجمیِ مونرو بهکار گرفته است؛ نسخهای که به مدد قدرت نظامی، فشار اقتصادی و سیاسی، آمریکا را قادر میسازد با جدیت بیشتری حوزهٔ نفوذش را کنترل کند و اهداف استراتژیکی مانند منابع انرژی و مقابله با تهدیدات منطقهای را پی بگیرد.
عملیات نظامی و سیاسی ایالاتمتحده در ونزوئلا، نظم منطقهای را تحت تأثیر قرار داده و پرسشهای عمیقی دربارهٔ آیندهٔ سیاست خارجی آمریکا، نقش متحدان اروپایی و جایگاه کشورهای کوچک در نظم بینالمللی برانگیخته است.
ناظران و رسانههای مختلف بینالمللی، این رویداد را از زوایای متفاوت تحلیل کردهاند. برخی آن را تجلی قدرتنمایی و بازگشت سلطهٔ آمریکا بر منطقه میدانند و برخی دیگر هشدار میدهند که این اقدامات میتواند نظم بینالمللی و قوانین جهانی را تضعیف کند.
اهداف بعدی ترامپ — از کوبا و کلمبیا تا مکزیک و حتی گرینلند — نیز به محور اصلی گمانهزنیها تبدیل شده و این پرسشها را برمیانگیزد: آیا آمریکا میخواهد حوزههای نفوذش را گسترش دهد یا به منابع استراتژیک بسنده خواهد کرد؟ متحدان منطقهای و اروپایی چه واکنشی نشان خواهند داد؟ و مهمتر اینکه، آیا این سیاست میتواند امنیت داخلی و جهانی را افزایش دهد یا بیثباتی ایجاد میکند؟
در این پروندهٔ جامع، تحلیل رسانههای مختلف و گزارشهای کارشناسی گردآوری شده تا تصویری چندوجهی از سیاست ترامپ، پیامدهای ژئوپلیتیک و سناریوهای آینده ارائه شود. این پرونده با هدف پاسخ به پرسشهای کلیدی دربارهٔ علت، مسیر و نتایج احتمالی اقدامات آمریکا و چشمانداز منطقهای و جهانی آن تدوین شده است.
وضعیت کنونی ونزوئلا و جانشینان احتمالی دولت مادورو
پس از برکناری نیکلاس مادورو در عملیات اخیر آمریکا، ونزوئلا وارد مرحلهای بحرانی و بیسابقه شده است. اقتصاد کشور که سالها زیر فشار تحریمها و سوءمدیریت قرار داشت، اکنون با قطع یارانههای نفتی و کاهش شدید درآمد ارزی مواجه است. بازار داخلی با کمبود کالاهای اساسی، تورم بالا و بحران انرژی روبهروست. زیرساختهای عمومی از جمله آب و برق، پراکنده و ناکافی عمل میکنند. شبکههای اطلاعاتی و امنیتی کشور نیز پس از بازداشت مادورو دچار خلأ مدیریتی شدهاند؛ هرچند برخی از نیروهای امنیتی کوبایی و وفاداران مادورو هنوز کنترل مناطقی از پایتخت و نواحی مهم نفتی را در اختیار دارند.
واشنگتن در تلاش برای رویکارآوردن جانشینان دستنشانده و نیمهقانونی است که بتوانند مدیریت کشور را در کوتاهمدت بر عهده گیرند. چند گزینه مطرح شدهاند: نیروهای وفادار به مادورو که با آمریکا مذاکره کردهاند، اعضای حزب سوسیالیستِ متحد ونزوئلا که برای حفظ امنیت و منابع خود انعطاف نشان دادهاند و در نهایت چهرههای تکنوکرات مستقل که میتوانند تا زمان برگزاری انتخاباتِ نسبتاً مشروع، مدیریت دولت را به عهده گیرند.
با این حال، هیچ یک از گزینهها از مشروعیت داخلی کافی برخوردار نیستند.
فشار اجتماعی، نارضایتی گسترده و گسستهای قومی و منطقهای میتوانند به درگیریهای تازه و رقابتهای جناحی دامن بزنند. رسانهها و تحلیلگران هشدار میدهند که اگر فرایند سیاسی با نظارت بینالمللی و شفافیت محدود انجام نشود، کشور ممکن است وارد چرخهٔ طولانیِ بیثباتی و بحران اقتصادی شود. در عین حال، کنترل سریع منابع نفتی و انرژی، اولویت اصلی واشنگتن و سایر بازیگران بینالمللی است و هر جانشینی که بتواند این کنترل را تضمین کند، شانس بیشتری برای تثبیت موقت قدرت دارد.
در ادامه، مواضع و برداشتهای مهمترین رسانههای بینالمللی دربارهٔ بحران ونزوئلا، «دکترین مونرو/دونرو» و اهداف بعدی ترامپ ارائه میشود:
۱- فایننشال تایمز Financial Times
فایننشال تایمز، بهویژه با تحلیل اخیر گیدئون رخمن، سیاست ترامپ در ونزوئلا را هدفمند و نشانهٔ ظهور دکترین جدیدی میداند که ترامپ آن را دونرو نامیده است. این رسانه استدلال میکند که دونرو نسخهٔ تهاجمی و بهروزشدهٔ مونرو است و هدفِ آن تثبیت هژمونی آمریکا در نیمکرهٔ غربی و پذیرش ضمنیِ «حوزههای نفوذ» در سطح جهانی است. خطر اصلی نهفقط منحصر به ونزوئلا، بلکه معطوف به نظم بینالمللیِ لیبرال است.
این رسانه هشدار میدهد اگر آمریکا به خود حق مداخلهٔ مستقیم در آمریکای لاتین بدهد، چین و روسیه نیز همین منطق را برای تایوان و اوکراین به کار خواهند گرفت. اشارات ترامپ به کوبا، کلمبیا، مکزیک و حتی گرینلند، نشاندهندهٔ گسترش دامنهٔ این دکترین است.
جمعبندی فایننشال تایمز این است که جهانِ مبتنی بر حوزههای نفوذ شاید بهظاهر «ثبات» بیاورد، اما در عمل تعارض، بیثباتی و جنگهای نیابتی را افزایش خواهد داد و کشورهای کوچک را قربانی میکند.
۲- رویترز Reuters
رویکرد کلی رویترز، محتاطانه و مبتنی بر نقلقولهای رسمی است؛ تمرکزش را بر اقدامات و اظهارات رسمی دولت ترامپ میگذارد و کمتر وارد قضاوت ارزشی میشود. این خبرگزاری عملیات علیه مادورو را نقطهٔ عطفی در سیاست آمریکا در آمریکای لاتین دانسته و بارها به نقل از ترامپ گفته است: “ایالات متحده ونزوئلا را اداره خواهد کرد.”
رویترز به پیوند میان مبارزه با مواد مخدر، امنیت منطقهای و سیاست فشار حداکثری اشاره میکند و در گزارشهایش، هشدارهای ترامپ به کلمبیا، تشدید عملیات دریایی علیه قاچاق و کاهش کمک به بوگوتا (پایتخت کلمبیا) برجسته شده است. رویترز به نقش مارکو روبیو و نگاه سختگیرانهٔ او نسبت به کوبا بهعنوان بخشی از چارچوب تصمیمگیری دولت اشاره میکند و در تحلیلهای ضمنی تأکید میکند که دولت ترامپ از زبان «ثبات» و «امنیت» استفاده میکند، اما ریسک گسترش بحران منطقهای و واکنش منفی متحدان سنتی آمریکا (بهویژه در آمریکای لاتین) بالاست. لحن رویترز هشدارآمیز است، اما قضاوت نهایی را به تحولات آینده واگذار میکند.
۳- گاردین The Guardian
رویکرد کلی گاردین، انتقادی، هنجاری و ضد مداخلهگرایی است. گاردین سیاست ترامپ در ونزوئلا را بهشدت نقد میکند و آن را بازگشت به امپریالیسم قرن نوزدهم میداند. از نگاه گاردین، «دکترین دونرو» چیزی جز مشروعیتبخشی به استفاده از زور، تغییر رژیم و نادیدهگرفتن حق حاکمیتِ کشورها نیست.
این روزنامه هشدار میدهد که ونزوئلا میتواند به الگوی خطرناک جدیدی بدل شود که بر اساس آن، آمریکا بدون اجماع بینالمللی و خارج از چارچوب حقوق بینالملل اقدام میکند. گاردین بهطور خاص نگران کوبا و کلمبیاست و مینویسد: “فشار اقتصادی و تهدید نظامی علیه این کشورها میتواند بیثباتی اجتماعی و مهاجرت گسترده ایجاد کند.”
در تحلیلهای گاردین تأکید میشود که سیاست جدید اخلاقاً مسئلهدار است و از نظر عملی هم میتواند شکست بخورد؛ زیرا مداخلهٔ خارجی اغلب به مقاومت ملیگرایانه و تشدید بحران میانجامد. جان کلام تحلیلهای گاردین این است که “دکترین دونرو بیش از آنکه امنیت بیاورد، هرجومرج صادر میکند.”
۴- واشنگتنپست Washington Post
واشنگتنپست، سیاست ترامپ را در چارچوب سنتِ «قدرتنمایی آمریکا» تحلیل میکند و آن را احیای خشونتبار دکترین مونرو میداند. این روزنامه تمرکز زیادی بر پیامدهای حقوقی و نهادی دارد و به اختیارات رئیسجمهور، نقش کنگره و خطر عادیسازیِ توسل به زور اشاره کرده است.
واشنگتنپست مینویسد: “شاید ونزوئلا برای ترامپ، «پیروزی سریع» به نظر آید، اما ادامهٔ این مسیر بهویژه در قبال کلمبیا یا کوبا میتواند آمریکا را به درگیریهای پیچیده و پرهزینه بکشاند. همچنین به اختلاف نظر در آمریکا حتی در قافلهٔ جمهوریخواهان پرداخته است.
جمعبندی تحلیلهای واشنگتنپست این است که سیاست ترامپ شاید در کوتاهمدت قدرتنمایانه باشد، اما در بلندمدت ریسک فرسایش مشروعیت آمریکا و تضعیف اتحادها را به همراه دارد.
۵- بلومبرگ Bloomberg
رویکرد کلی بلومبرگ، راهبردی و اقتصادی با تمرکز بر پیامدها است. این رسانه، عملیات ونزوئلا را از زاویهٔ میراث سیاسی و اقتصادی ترامپ بررسی میکند و تأکید دارد که دسترسی به نفت، کنترل بازار انرژی و ارسال پیام قدرت به بازارهای جهانی بخشی از محاسبات اصلی دولت ترامپ است.
بلومبرگ هشدار میدهد که موفقیت یا شکستِ پروژهٔ ونزوئلا میتواند تعیینکنندهٔ میزان جسارت ترامپ در اقدامات بعدی باشد. اگر ونزوئلا «قابل اداره» شود، احتمال گسترش دکترین دونرو افزایش مییابد و در غیر این صورت، هزینهها بهسرعت بالا خواهد رفت.
۶- فارینپالیسی Foreign Policy
مقالات این رسانه، تحلیلی، راهبردی و سناریومحور است. فارینپالیسی صریحترین رسانه در طرح این پرسش است که «پس از ونزوئلا چه اهدافی مد نظر است؟» این نشریه فهرستی از اهداف احتمالی — کوبا، کلمبیا، مکزیک، گرینلند و حتی ایران — ارائه کرده و نشان میدهد دکترین دونرو مرز جغرافیایی مشخصی ندارد.
تحلیل FP این است که ترامپ به جهانی اعتقاد دارد که در آن قدرتهای بزرگ معامله میکنند و کشورهای کوچک تطبیق مییابند. این نگاه میتواند نظم جهانی را وارد دورهای پرتنش و غیرقابل پیشبینی کند.
۷- ایپینیوز AP News
ایپینیوز بر تاریخچهٔ دکترین مونرو و نحوهٔ استفادهٔ ترامپ از آن متمرکز است. این رسانه کمتر تحلیل سیاسی میدهد و بیشتر به مخاطب کمک میکند تا بفهمد این دکترین چیست و چرا بازگشت آن مهم است؟
۸- والاستریتژورنال The Wall Street Journal
رویکرد کلی این رسانه، قدرتمحور و همدل با سیاست فشار است. والاستریت ژورنال رویکردی متفاوت از فایننشالتایمز و گاردین دارد و سیاست ترامپ در ونزوئلا را در قالب “بازگشت قدرت سختِ آمریکا” تحلیل میکند. والاستریتژورنال استدلال میکند که سالها «سیاست خویشتنداری» در آمریکای لاتین باعث گسترش نفوذ بازیگرانی مانند چین، روسیه و ایران شده و عملیات ونزوئلا تلاش برای بازگرداندن موازنه است.
در تحلیلهای این روزنامه، «دکترین دونرو»، واقعبینی ژئوپلیتیک معرفی میشود؛ پذیرش این واقعیت که آمریکا نمیتواند اجازه دهد نیمکرهٔ غربی به پایگاه نفوذ رقبا تبدیل شود. این رسانه تأکید میکند که کوبا، کلمبیا و مکزیک نه بهمثابهٔ اهداف جنگ، که بهعنوان نقاط فشار استراتژیک در نظر گرفته میشوند و هشدار میدهد که موفقیت این سیاست وابسته به «نحوهٔ اداره پس از مداخله» است. اگر آمریکا نتواند ثبات و رشد اقتصادی در ونزوئلا ایجاد کند، مشروعیتِ کل دکترین زیر سؤال میرود. والاستریتژورنال تأکید میکند که این سیاست پرریسک است، ولی ریسکِ اقدام کمتر از ریسکِ انفعال است.
۹- اکونومیست The Economist
اکونومیست با رویکرد نظممحور، نهادگرایانه و منتقد قدرتگرایی، سیاست ترامپ را نشانهای از افول نظم لیبرال پس از جنگ سرد میداند. این نشریه، «دکترین دونرو» را نه صرفاً بازگشت به مونرو، بلکه گذار به جهانی میبیند که در آن قدرت جایگزین قانون شده است.
تحلیل اکونومیست تأکید دارد مسئلهٔ اصلی، ونزوئلا نیست؛ مشکل الگویی است که ایجاد میشود. اگر آمریکا بتواند با توسل به زور دولتها را تغییر دهد، چرا چین در تایوان یا روسیه در همسایگی خود چنین نکند؟ اکونومیست بهطور خاص نگران عادیسازیِ ادبیات «نفوذ» در گفتمان رسمی آمریکاست.
این رسانه در مورد اهداف بعدی، محتاطتر از فارینپالیسی است، اما کوبا و کلمبیا را نقاط تنش محتمل میداند و گرینلند را «آزمون مرزهای هنجاری غرب» توصیف میکند. جمعبندی اکونومیست این است که دکترین دونرو شاید برای ترامپ جذاب باشد، اما در بلندمدت امنیت آمریکا را تضعیف و بیثباتی جهانی را تشدید میکند.
۱۰- الجزیره Al Jazeera
نگاه کلی الجزیره، ضدامپریالیستی، جنوبمحور و انتقادی است. الجزیره سیاست آمریکا در ونزوئلا را «تغییر رژیم با زور» مینامد و آن را در امتداد تاریخ مداخلات آمریکا در آمریکای لاتین قرار میدهد. در روایت الجزیره، «دکترین دونرو» چیزی جز بازتعریفِ استعمار قدیم با زبان جدید نیست.
الجزیره بهطور گسترده به واکنش کشورهای آمریکای لاتین، هراس از گسترش درگیری و پیامدهای انسانی مداخله میپردازد. کوبا در این تحلیل، «هدف نمادین بعدی» است؛ کشوری که فشار بر آن نهصرفاً سیاسی، که ایدئولوژیک است. الجزیره دربارهٔ کلمبیا هشدار میدهد که تهدید ترامپ میتواند این کشور را به بیثباتی داخلی سوق دهد.
جمعبندی این رسانه صریح است؛ سیاست ترامپ قوانین بینالمللی را نقض میکند، خشم تاریخی منطقه از واشنگتن را دوباره زنده میکند و احتمال مقاومت منطقهای را بالا میبرد.
۱۱- لوموند فرانسه Le Monde
رویکرد کلی لوموند، اروپامحور است. این روزنامه به سیاست ترامپ از زاویهٔ نگرانی اروپا نگاه میکند و مینویسد: “عملیات ونزوئلا و سخنان ترامپ دربارهٔ گرینلند زنگ خطر جدی برای اروپا است، زیرا نشان میدهد آمریکا حاضر است حتی علیه متحدان سنتی نیز منطق قدرت را به کار گیرد.”
در تحلیل لوموند، «دکترین دونرو» نشانهٔ عبور آمریکا از نقش «حافظ نظم» به نقش «بازیگر یکجانبه» است. این رسانه تأکید میکند که اروپا نگران سرایت این منطق به مسائل دیگر، از جمله اوکراین و تایوان است. اروپا در ونزوئلا نقش مستقیمی ندارد، اما پیامدهای این سیاست بر امنیت اروپا اثرگذار است.
۱۲- اشپیگل آلمان Der Spiegel
رویکرد کلی اشپیگل، انتقادی، تاریخی و هشداردهنده است. این نشریه سیاست ترامپ را با تجربیات تاریخی قرن بیستم مقایسه میکند و هشدار میدهد که منطقِ «قدرت حق میآورد»، بارها به فاجعه انجامیده است. اشپیگل، دکترین دونرو را بازگشت خطرناک به نظم قطبیشده میداند.
۱۳- الپائیس اسپانیا El País
رویکرد کلی این روزنامه، منطقهای و لاتینمحور است. الپائیس بیشترین تمرکز را بر واکنش آمریکای لاتین دارد. این روزنامه مینویسد: “بسیاری از دولتهای منطقه نگراناند که ونزوئلا فتح باب باشد و بدین منوال، استقلال سیاسی منطقه بار دیگر تضعیف شود.”
۱۴- هاآرتص اسرائیل Haaretz
هاآرتص تحلیل میکند که برخی دولتها از جمله اسرائیل، ممکن است از منطق دکترین دونرو الهام بگیرند و هشدار میدهد که این الگو در نهایت قانونگریزی جهانی را تشدید میکند.
۱۵- نیویورکتایمز The New York Times
نیویورکتایمز در تحلیلهایش عملیات آمریکا در ونزوئلا را غیرقانونی، ماجراجویانه و خطرناک توصیف کرده است.
در مقالات تحلیلی این روزنامه، اقدام دولت ترامپ برای ربودن و انتقال نیکلاس مادورو به نیویورک با استناد به اتهامات «نارکوتروریسم» در قالب نقض قوانین بینالمللی و قانون اساسی آمریکا نقد شده است. نیویورکتایمز این اقدام را بازگشت سیاستهای امپریالیستی قلمداد میکند که میتواند نظم جهانی را تضعیف کند و منطقه را ناآرام سازد؛ رویهای که در آن رئیسجمهور بدون اجازهٔ کنگره دست به عملیات نظامی گسترده میزند، از دید نیویورکتایمز نمونهای از «اقدامات متهورانه» است که بدون بررسی دقیق پیامدها انجام شده و میتواند به بیثباتی گسترده در آمریکای لاتین بینجامد.
تحلیل دیگر این رسانه اشاره به این دارد که اگر آمریکا کنترل ونزوئلا را بپذیرد، موج جدید اعتراض در منطقه و واکنش منفی علیه نقش آمریکا در نظم بینالملل تشدید میشود و طبعاً با مداخلات گذشته در عراق، افغانستان و لیبی مقایسه خواهد شد.
۱۶- پالتیکو Politico
این رسانه عمدتاً بر تنشهای داخلی آمریکا دربارهٔ عملیات ونزوئلا تمرکز دارد و اشاره میکند که مجلس نمایندگان و سنای آمریکا بر سر اختیار رئیسجمهور برای عملیات نظامی دونالد ترامپ اختلاف دارند. منتقدان جناح دموکرات استدلال میکنند که این عملیات فراتر از اختیارات قانونی ترامپ بوده و نیازمند تصویب کنگره است و درمقابل جمهوریخواهان تلاش میکنند آن را بهعنوان «اقدام مشروع برای مقابله با قاچاق مواد مخدر» توجیه کنند.
تحلیلهای پالتیکو نشان میدهند این ماجرا میتواند جو سیاست داخلی آمریکا را دگرگون کند. نمایندگان دموکرات میخواهند قوانینی وضع کنند که مانع تسلط یکجانبهٔ رئیسجمهور بر سیاست خارجی شود اما جمهوریخواهان بر این باورند که دولت باید آزادی عمل استراتژیک بیشتری داشته باشد تا بتواند تهدیدات منطقهای را مهار کند. پالتیکو بر این اساس، ایران، کوبا و حتی مواضع جریانهای داخلی در مورد نفت و منابع را بهعنوان بخشی از این مناقشات بازتاب داده است.
۱۷- تلگراف The Telegraph
گزارشهای این رسانهٔ محافظهکار اروپایی متمرکز بر پیامدهای جهانی و اروپاییِ این عملیات است. این رسانه هشدار میدهد که عملیات آمریکا علیه ونزوئلا میتواند نظم مبتنی بر قوانین بینالمللی را تضعیف و روسیه و چین را به بهرهبرداری از این خلأ تشویق کند. تحلیلهای تلگراف یادآور میشونو که حمایت اروپا از قوانین بینالملل ممکن است با چنین اقدامات یکجانبهای به چالش کشیده شود و این موضوع میتواند اتحادهای استراتژیک ناتو و اتحادیهٔ اروپا را دچار تنش کند.
تلگراف همچنین به پیامدهای انرژی جهانی اشاره میکند؛ از جمله اینکه تسلط آمریکا بر نفت ونزوئلا میتواند بازار انرژی را تغییر دهد و موقعیت اروپا در برابر روسیه (بهعنوان تأمینکنندهٔ انرژی) را نیز تحت تأثیر قرار دهد. این روزنامه موضعی محتاطانه اما جدی نسبت به عواقب ژئوپلیتیک دارد و تأکید میکند که هیچ قدرت بزرگی نمیتواند بدون هزینه به سرزمین دیگر وارد شود.
۱۸- سیانان CNN
تمرکز سیانان بر رابطهٔ رسانه و سیاست ترامپ است و در یکی از گزارشهایش تحلیل شده که اصطلاح «دکترین دونرو»، صرفاً اصل راهبردی نیست، بلکه نتیجهٔ تاثیر رسانههای راستگرا است. آنها این اصطلاح را رواج دادهاند تا در گفتمان عمومی تثبیت شود.
این رسانه بررسی میکند که رسانههای محافظهکار آمریکا بهویژه شبکههایی مانند فاکسنیوز و حتی نیویورکپست بر شکلدهی گفتمان سیاست خارجی ترامپ در آمریکای لاتین اثر گذاشتهاند و این اصطلاح جدید نشاندهندهٔ نفوذ رسانهها در تعیین چارچوبهای سیاسی است.
سیانان همچنین به این موضوع میپردازد که دولت ترامپ از این ایده برای تبیین اقدامات عملی بهره برده و به نقل از کارشناسان اشاره میکند که این روایت رسانهای میتواند پیامدهای سوءتفاهم بینالمللی و سیاستگذاری اشتباه را تقویت کند.
۱۹- فاکسنیوز Fox News
موضع کلی فاکسنیوز محافظهکار و حامی اقدامات دولت است. این رسانه برخلاف بسیاری از رسانهها بهشدت از اقدام ترامپ دفاع میکند. گزارشها و مصاحبههای شبکه روی این نکته متمرکز است که ترامپ با عملیات دستگیری مادورو، امنیت ملی آمریکا را تقویت کرده و زندگی آمریکاییها را نجات داده است. پام باندی(دادستان کل) در مصاحبه با فاکسنیوز، این عملیات را قانونی و ضروری قلمداد کرده و در راستای مقابله با «نارکوتروریستها» (قاچاقچیان مواد مخدر) دانسته است.
فاکسنیوز بر این نکته تأکید دارد که این عملیات همسو با منافع ایالات متحده بوده و دفاع امنیتی در برابر تهدیدات قاچاقچیان مواد مخدر در مرزهای آمریکا محسوب میشود. این رسانه سخنان مقامات جمهوریخواه را نقل میکند که عملیات ونزوئلا را تجدید «دکترین مونرو» در شکل قویتر میدانند و معتقدند این نوع اقدامات ضروری است تا واشنگتن بر حیاط خلوت خود تسلط داشته باشد.
۲۰- نیوزویک Newsweek
نیوزویک از معدود رسانههایی است که مستقیماً به ماهیت و معنای دکترین دونرو پرداخته است. این رسانه در مقالهای تحلیلی توضیح میدهد که ترامپ ادعا کرده نسخهٔ جدیدی از دکترین مونرو پدید آورده است تا نفوذ آمریکا در نیمکرهٔ غربی را تضمین کند و میگوید: “واژهٔ دونرو ابتدا در رسانههای راستگرا مطرح شد، سپس به گفتمان رسمی امنیت ملی آمریکا راه یافت و اکنون بهعنوان پوششی برای اقدامات قدرتنمایانه در ونزوئلا و فراتر از آن به کار میرود. ”
نیوزویک متن را در چارچوب تغییر ماهیت سیاست خارجی آمریکا قرار میدهد و آن را از اصطلاح رسانهای به جهتگیری استراتژیک نوینی تعمیم میدهد که میتواند به آمریکا اجازه دهد در کشورهای دیگر از جمله کوبا، کلمبیا یا حتی فراتر از آمریکا مداخله کند.
جمعبندی
تحلیل رسانهها و گزارشهای جهانی نشان میدهد عملیات ونزوئلا و دکترین دونرو، الگوی راهبردی جدید در سیاست خارجی آمریکا است که فراتر از مدیریت بحران یا مبارزه با قاچاق مواد مخدر عمل میکند. رسانههای محافظهکار آمریکایی مانند فاکسنیوز و والاستریتژورنال، این الگو را مصداق قدرتنمایی و دفاع از امنیت ملی میدانند. رسانههای جریان اصلی مثل نیویورکتایمز و پالتیکو بر پیچیدگیهای قانونی، سیاسی و رسانهای تأکید دارند و رسانههای اروپایی و جنوب جهانی مانند تلگراف و الجزیره هشدار میدهند که این اقدامات حقوق بینالملل، حاکمیت ملی و ثبات منطقهای را تهدید میکنند.
سناریوهای محتمل آینده شامل گسترش فشار علیه کوبا، کلمبیا و مکزیک و حتی تلاشهای نمادین برای تصرف گرینلند است. از منظر ژئوپلیتیک، چنین سیاستی میتواند واکنش چین و روسیه را فعال کند و نظم جهانی مبتنی بر قوانین و نهادها را به چالش بکشد. از نگاه رسانههای جنوب جهان، این اقدامات عمدتاً تبلور امپریالیسم و سلطهطلبی تاریخی آمریکا است و به هیچوجه مشروع قلمداد نمیشود.
آمریکا در حال آزمودن مرزهای قدرت و نفوذ است و موفقیت یا شکست عملیات ونزوئلا میتواند تعیینکنندهٔ دامنه سیاستهای بعدی ترامپ باشد. آیا این سیاستها میتوانند ثبات و نفوذ آمریکا را افزایش دهند یا موج جدید بحران و بیاعتمادی را در منطقه و جهان ایجاد خواهند کرد؟ در این پرونده تلاش بر این بود تا با تحلیل مواضع رسانههای مختلف و بررسی مختصر سناریوهای محتمل، تصویری جامع و چندوجهی از چشمانداز استراتژیک آمریکا و پیامدهای احتمالی سیاست ترامپ ارائه شود.
در مقالات آینده به چشمانداز اهداف بعدی ترامپ، بررسی سناریوهای محتمل، پیامدهای منطقهای و واکنش کشورهای جهان خواهیم پرداخت.



