به گزارش امید روز ، به نقل از خبرنگار اجتماعی رکنا، طبق آخرین اخبار رسمی ، دریاچه ارومیه برای اولین بار در تاریخ بهطور کامل در حال خشک شدن است. مدیرکل محیط زیست آذربایجان غربی اعلام کرده است:تنها ۴ تا ۵ سانتیمتر آب در شمال دریاچه باقی مانده است.طی ۵ یا ۶ روز آینده احتمال خشکشدن کامل دریاچه وجود دارد.جنوب دریاچه هم با عمق ۱۵ تا ۲۰ سانت، تا پایان تابستان در خطر خشکی کامل است.
عناد با دستاوردهای علمی، روند خشک شدن دریاچه ارومیه را تسریع کرد
دکتر مهدی زارع استاد تمام زمین شناسی در خصوص اینکه اتفاق تلخ برای رکنا اینگونه نوشت:
اخبار جدید در پایان تیر ۱۴۰۴ از خشکی کامل دریاچه ارومیه خبر می دهد. دریاچه ارومیه، دهههاست که با روند شدید خشک شدن مواجه بوده است. دلایل اصلی خشک شدن ساخت بیش از حد سد و انحراف آب است. بیش از ۹۰ سد و بند بر روی رودخانههای تغذیهکننده حوضه دریاچه ارومیه (مانند زرینه، سیمینه و آجی چای) برای انحراف آب برای کشاورزی، صنعت و تامین آب شهری طی حدود چهار دهه ساخته شد. سیاستهای ضعیف مدیریت آب، با ساخت این سد ها طی دهه های پنجاه به بعد نشان از تاکید بر رفع نیازهای کوتاهمدت در برابر حفظ اکوسیستم دارد. . همزمان کشاورزی ناپایدار (بهویژه کشت سیب، گندم و چغندر قند) حدود ۹۰٪ از آب منطقه را مصرف میکند. در عین حال روشهای آبیاری ناکارآمد مقادیر زیادی آب را هدر میدهند. برای تامین آب پمپاژ بیش از حد آبهای زیرزمینی برای کشاورزی نیز، جریان آب به دریاچه را بیشتر کاهش دادند. البته طی دهه های اخیر عواملی مانند افزایش دما، میزان تبخیر را افزایش داده و خشکسالیها و کاهش بارندگی نیز وضع کمبود آب را بدتر کرد.
پروژه احیا دریاچه ارومیه که از ۱۳۹۲ به بعد دنبال شد با وعدههایی از سر ناچاری و البته در نهایت ناموفق برای انتقال آب از حوضههای دیگر همراه شد. در اثر خشک شدن دریاچه ارومیه فروپاشی محیط زیستی در حال رخداد است که در جریان آن از بین رفتن میگوی آب شور، زیستگاههای فلامینگو و افزایش طوفانهای نمکی – منجر به بیماریهای تنفسی بیشتر برای ساکنان پیرامون دریاچه ارومیه – اتفاق افتاده و به تدریج شدید تر می شود.
تلاشهایی مانند برنامه احیای دریاچه ارومیه بدون کاهش شدید مصرف آب و بهبود مدیریت، موفق نخواهد شد و در نهایت خشکی کامل در تیرماه تا شهریور هر سال و سپس پر آب شدن بخشی از آن در ماه های انتهایی پاییز تا بهار سال بعد رخ می دهد. دریاچه ارومیه عملا از سال ۱۴۰۲ به یک دریاچه فصلی تبدیل شده است. این دریاچه همچنان در معرض خطر جدی قرار دارد. سدسازیها و پروژههای آبیاری علیرغم وعدهها، برای انحراف آب از رودخانههای تغذیهکننده ارومیه (زرینه، سیمینه، آجی چای) ادامه یافت.
کشاورزی همچنان ۹۰٪ آب را مصرف میکند و کشاورزان در برابر کاهش مصرف آب مقاومت میکنند و دولت در اجرای سهمیههای سختگیرانه مجبور به کوتاه آمدن می شود. در مدت اجرای پروژه احیای دریاچه ارومیه فقط سال آبی ۱۳۹۷-۱۳۹۸ با بارش فوق العاده در بهار ۱۳۹۸ موجب ئر شدن نسبی دریاچه ارومیه شد. از آن پس بارش کمتر و تبخیر بیشتر با افزایش دما و خشکسالیهای طولانی مدت و ئی در ئی به ویژه پس از سال آبی ۱۳۹۹-۱۴۰۰ احیای طبیعی را تقریباً غیرممکن کرده است. کاهش برف انباشته شده در کوهها با ذوب کمتر برف از کوههای زاگرس به معنای رسیدن آب کمتر به دریاچه بوده است.
بودجههای در نظر گرفته شده برای بازسازی کافی نبوده و پروژه های بیشتر از جنش برنامه های مهندسی از جنس ساختن بند و سد و کانال و تونل انحراف جدید بوده است. سازمانهای مختلف دولتی (کشاورزی، محیط زیست، آب) در طی ۱۲ سال اخیر به طور مؤثر با هم –و ذیل یک مدیریت کلان ملی- همکاری نکرده اند. رییس جمهور اسبق – احمدی نژاد – با تکمیل احداث پل میانگذر شهید کلانتری بر روی دریاچه بود – برای تکمیل جاده بین تبریز و ارومیه – به تخریب بیشتر دریاچه سرعت بخشید. طرحهای خیالی مانند آوردن آب از دریای خزر یا سایر حوضهها بسیار گران بود و خوشبختانه به دلیل گرانی امکان شروع نیافت. احمدی نژاد در ۲۵ شهریور ۱۳۹۰ در یک سخنرانی گفت خشک شدن ارومیه، هر ۵۰۰ سال اتفاق می افتد یعنی گودالی پر شده از نمک. … بیش از ۳۰۰ میلیمتر کاهش بارندگی در این منطقه اتفاق افتاده است….با منطقی یا غیرمنطقی بودن انتقال آب از ارس به ارومیه کاری نداریم اما آنچه مهم است این که هنوز نتوانستیم از سهم برداشت شده خود از ارس درست استفاده کنیم.” این نگاه و روند مخالفت با دستاورد های علمی موجب تسریع در خشک شدن دریاچه ارومیه طی سالهای ۱۳۴ تا ۱۳۹۲ شد. در ۱۲ سال بعدی برخی آزادسازیهای آب از سدها افزایش موقت جریان آب کمی کمک کرد، اما برای احیای کامل دریاچه کافی نبوده و نیست. ارتقاء محدود بهرهوری کشاورزی با آبیاری قطرهای در بعضی مناطق اتفاق افتاده است. بنابراین آب هنوز بیش از حد مصرف میشود ، تغییرات اقلیمی پر کردن مجدد را دشوارتر کرد و البته مدیریت ضعیف و سیاستها ضعیف تر و غیر اجرایی بودن با عدم تخصیص بودجه همراه شده است.
بدون کاهش شدید مصرف آب (مانند احیای نسبی بخشی دریاچه آرال از طریق بستن کانالها) یا تغییرات عظیم زیرساختی، دریاچه ارومیه همچنان کوچک خواهد شد. اکنون با عامل برنامه هایی سختگیرانه شاید دبتوان بخش هایی از دریاچه ارومیه- به ویژه در شمال آن را – احیا کرد.



