در سالهای اخیر، نوسانهای پیدرپی قیمت کالاهای اساسی بهویژه محصولات لبنی و اقلام پروتئینی، به یکی از مهمترین دغدغههای معیشتی مردم تبدیل شده است. لبنیات که زمانی جزو ارزانترین و در دسترسترین منابع پروتئین و کلسیم برای خانوارها بود، امروز از سفره بسیاری از دهکهای کمدرآمد حذف شده یا به حداقل رسیده و این مسئله، پیامدهای نگرانکنندهای برای سلامت عمومی و امنیت غذایی جامعه دارد.
افزایش قیمت لبنیات فراتر از رشدهای روتین فصلی
در حالی که قیمت شیر خام طی سال گذشته حدود ۲۰ درصد افزایش یافته، قیمت محصولات نهایی لبنیات—از جمله شیر پاستوریزه، ماست، پنیر و خامه—در برخی مقاطع تا ۴۰ درصد رشد داشته است. نکته نگرانکنندهتر آن است که بخش قابلتوجهی از این افزایشها بدون مصوبه رسمی، به شکل «چراغخاموش» یا با برچسب “بهروزرسانی فصلی” اعمال شده و عملاً نظارت مؤثری بر آن وجود ندارد.
فعالان صنعت لبنیات ادعا میکنند که افزایش هزینه نهاده دامی، انرژی، بستهبندی و حملونقل باعث شده حاشیه سود واقعی بعضی شرکتها کاهش یابد؛ اما آنچه در بازار دیده میشود، نشان میدهد مصرفکنندگان در صف اول فشار اقتصادی قرار گرفتهاند و بدون شفافیت در فرمول قیمتگذاری، اعتماد عمومی نسبت به این افزایشها روزبهروز کمتر میشود.
کاهش چشمگیر سرانه مصرف لبنیات؛ یک هشدار ملی
سرانه مصرف لبنیات در ایران به حدود ۶۰ تا ۷۰ کیلوگرم در سال رسیده است؛ یعنی تقریباً نصف استاندارد جهانی. این کاهش، بهخصوص در میان دهکهای محروم، بسیار شدیدتر است. خانوارهایی که زمانی حداقل روزانه یک وعده از شیر یا ماست استفاده میکردند، امروز مصرف خود را به چند واحد کوچک در هفته کاهش دادهاند و برخی عملاً لبنیات را از سبد غذایی خود حذف کردهاند.
این کاهش مصرف فقط یک مسئله اقتصادی نیست؛ بلکه یک مسئله سلامت عمومی است. لبنیات منبع اصلی کلسیم، ویتامین D و پروتئین حیوانی باکیفیت است. کمبود آن، در بلندمدت آثار خطرناکی مانند:
پوکی استخوان
اختلال رشد در کودکان
ضعف سیستم ایمنی
مشکلات دندانی
سوءتغذیه پنهان را به دنبال دارد.
محرومان؛ قربانیان خاموش فقر پروتئین
همزمان با رشد قیمت لبنیات، قیمت اقلام پروتئینی دیگر مانند گوشت قرمز، مرغ و تخممرغ نیز افزایش داشته است. نتیجه آنکه دهکهای پایینتر جامعه با چیزی به نام “فقر پروتئین” دست و پنجه نرم میکنند؛ یعنی دسترسی آنان به پروتئین حیوانی بسیار کمتر از حد استاندارد شده و بسیاری از خانوادهها عملاً ناچارند از غذاهای کمکیفیتتر و ارزانقیمتتر استفاده کنند. این روند میتواند در بلندمدت یک بحران انسانی و اجتماعی ایجاد کند.
وقتی یک خانواده کمدرآمد حتی توان خرید شیر و ماست را هم ندارد، بهمعنای واقعی کلمه سلامت نسل آینده در خطر است.
غلبه صادرات بر مصرف داخلی
بخش دیگری از مشکل این است که با کاهش قدرت خرید داخلی، برخی شرکتهای لبنی به سمت صادرات حرکت کردهاند. این اتفاق شاید برای تداوم فعالیت تولیدکننده مفید باشد، اما در عمل بخشی از محصولی که باید نیاز داخلی را پوشش دهد، روانه بازارهای خارجی میشود.
در شرایطی که مصرف داخلی لبنیات کاهش یافته و خانوادههای محروم دچار کمبود پروتئین هستند، صادرات محصولات لبنی باید با معیارهای دقیق و رعایت سقف مشخص انجام شود تا بازار داخلی دچار کمبود و افزایش بیشتر قیمتها نشود.
نقش نظارت و ضرورت اصلاح سیاستگذاری
اگرچه بخشی از افزایش قیمتها ناشی از تورم عمومی و مشکلات تولید است، اما ضعف نظارت و نبود سیاستگذاری دقیق، شرایط را پیچیدهتر کرده است. چند اقدام فوری میتواند وضعیت را تعدیل کند:
۱. شفافسازی کامل قیمتگذاری
ضروری است هزینههای تولید لبنیات (نهاده، حملونقل، انرژی، بستهبندی و…) به صورت شفاف اعلام شود تا مردم بدانند افزایش قیمتها بر چه اساسی اعمال میشود.
۲. حمایت هدفمند از دهکهای محروم
بهجای سرکوب قیمت یا ایجاد رانت، باید برای دهکهای پایین:
کوپن لبنیات
کالابرگ الکترونیکی
بستههای تغذیه حمایتی
تخصیص یابد تا دسترسی آنان به لبنیات حداقلی تضمین شود.
۳. بازگشت برنامههای تغذیهای مدارس
توزیع شیر رایگان یا یارانهای در مدارس یکی از موفقترین طرحها برای حفظ سلامت کودکان بود و احیای این برنامه میتواند بخشی از بحران را جبران کند.
۴. کنترل صادرات بدون آسیب به بازار داخلی
صادرات باید مدیریتشده باشد تا بازار داخلی با کمبود مواجه نشود و افزایش قیمتها تشدید نشود.
۵. ایجاد سیستم پایش تغذیه در مناطق محروم
نظارت مستمر بر شاخصهای تغذیهای و سلامت کودکان در مناطق کمبرخوردار باید به یک وظیفه دائمی وزارت بهداشت تبدیل شود.
افزایش مداوم قیمت لبنیات و اقلام پروتئینی، تنها یک مشکل اقتصادی نیست؛ بلکه تهدیدی برای سلامت مردم و آینده نسلهای بعدی است. وقتی سرانه مصرف لبنیات نصف استاندارد جهانی است، وقتی خانوادههای محروم حتی توان خرید ماست ساده را ندارند، این یعنی زنگ خطر به صدا درآمده است.
مقابله با این وضعیت، نیازمند:
نظارت جدی
سیاستگذاری علمی
حمایت هدفمند
و نگاه انسانی به مسئله معیشت است. اگر اقدامی جدی در این حوزه انجام نشود، در سالهای آینده با موجی از مشکلات تغذیهای و سلامت عمومی مواجه خواهیم شد که جبران آن بسیار دشوارتر و پرهزینهتر از امروز خواهد بود.



