امید روز

۱۴۰۳-۰۱-۲۵ ۱۹:۴۲

حمید میرزایی نژاد-روزنامه نگار

کم و زیاد حقوق پایه وزارت کار

همه افراد جامعه بالاخص افراد جوانتر به امید اشتغال در بازار کار همواره دنبال توسعه دانش و مهارت خود بوده و هستند. از این میان برخی به دنبال کسب مهارتهای فنی زودبازده که جزو مرسوم ترین مهارت ها در حوزه صنعت و خدمات فنی هستند و از همان ابتدای نوجوانی به شاگردی در این دست اصناف پرداخته و کم و بیش سری در میان سرها بر می آورند.
در چنین مشاغلی با توجه به طی مراحل شاگردی و نبودن نظارتهای کافی از جمله در بخش کودکان کار، بیمه های تامین اجتماعی ، رعایت حقوق و دستمزد و عدم آگاهی کارگران از حقوق کارگری خود، عمدتا چالش خاصی میان کارفرما و کارگر بوجود نمی آید و از سویی سطح انتظارات کارفرما و کارگر در پایین ترین سطح خود سازمان پیدا خواهد کرد.

این موضوع اما در بازار کار تحصیل کردگان به گونه دیگری رقم میخورد تا جاییکه در خوشبینانه ترین حالت فردی با تحصیلات کارشناسی از حقوق و مزایای پایه وزارت کار در ازای فعالیت تعریف شده مشغول به کار خواهد شد. بر اساس تجربه عینی نگارنده، در چندین مورد از مصاحبه برای جذب نیروی انسانی از میان حدود پنجاه نفر متقاضی کار که عمدتا دارای مدارک مختلف کارشناسی بودند تنها دو نفر به نرم افزارهای مرسوم آفیس از جمله Word یا Excel آشنایی مختصری داشتند کما اینکه برخی از آنها به عنوان مهندسین فن آوری اطلاعات مدرک کارشناسی داشتند. در چنین حالتی نبودن مهارت کافی از سوی متقاضیان کار و از سویی پرداخت حقوق و مزایای حداقلی وزارت کار توسط کارفرما یکی از چالش انگیزترین دغدغه مدیران خواهد بود و از یک سو پایین آمدن حاشیه سود برای کارفرمایان در بازار کار، عدم وجود شغل و افزایش نرخ بیکاری، کارفرمایان را ترغیب به پرداخت صرفا حقوق پایه وزارت کار می کند و از سوی دیگر با توجه به انتظارات متقاضیان کار در شرایط تورمی مبنی بر افزایش مطلوب حقوق و دستمزد انگیزه های انجام کیفی وظایف مربوطه به حداقل ترین حالت ممکن خود می رسد.

با توجه به مهارتهای اندک متقاضیان کار و مطالبه گری آنها در بهره مندی از حقوق و مزایای مطلوب در نقطه مقابل انتظارات کارفرما در خصوص انجام کیفی شرح وظایف و همچنین عدم توان پرداخت حقوق و مزایای مبتنی بر شرایط تورمی، عمدتا کارکنان را به سمت بی انگیزگی و ترک کار و در برخی موارد ایجاد شکایات قانونی از کارفرما و … سوق می دهد. در چنین شرایطی به نظر می رسد کارگشاترین وصعیت مطلوب بین کارفرما و کارگر استخدام نیروهای ماهر و دارای تخصص است بطوریکه کارفرما در ازای پرداخت حقوق و مزایا به نتایج مطلوب تر می رسد. به عنوان نمونه هرگز یک گرافیست ماهر حاضر به استخدام با شرایط حقوق حداقلی وزارت کار نیست و ازسویی چنانچه کارفرما نیاز به خدمات وی داشته باشد حاضر به پرداخت دستمزد تعیین شده از سوی گرافیست می شود.

با در نظر گرفتن شرایطی که بیان شد باید در برخی از حوزه ها افراد به همان سبک و سیاق گذشته بایستی فضای شاگردی را برای افزایش مهارت در کارها تجربه کنند اگر چه حقوق و دستمزد آنها معادل حقوق تعیین شده وزارت کار نباشد تا بتوان در ادامه فرایند توسعه و افزایش توانمندی آنها در بازار کار بهره مند شد ئ از سویی کارفرمایان نیز برای افراد متخصص قائل به حقوق پایه وزارت کار نباشند تا بتوانند چسبندگی لازم را برای افراد متخصص و بهره مندی از توان و تخصص آنها ایجاد نمایند.

‫۰/۵ ‫(۰ نظر)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جستجو