به گزارش امید روز ، به نقل از هم میهن ؛ مردم ایران که ۱۲ فروردین ۱۳۵۸ به صورت رسمی و از طریق صندوق رای اعلام کرده بودند که عمر حکومت پهلوی به پایان رسیده و نظام سیاسی جدید ایران، «جمهوری اسلامی» خواهد بود؛ ۴۶ سال پیش در چنین روزی گامی دیگر را در راستای تشکیل نظام سیاسی برداشته و با سومین حضور خود پای صندوق رای، به اولین قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران رای دادند تا زمینهها برای برگزاری انتخاباتهای ریاستجمهوری و مجلس فراهم شده و این نظام سیاسی جدید، مسیر خود را به سمت تکمیل شدن ساختار بردارد.
اینکه در سیر تاریخی، چه وقایعی پیرامون قانون اساسی ایران گذشت، بحثی طولانی است که گوشهای از آن توسط حقوقدانها در این شماره هممیهن مورد اشاره قرار گرفته است اما به غیر از سیر تاریخی، موضوعی که وجود دارد و در سالگرد رای اعتماد مردم ایران به قانون اساسی در ۱۲ آذر ۱۳۵۸ جا دارد به آن اشاره شود، این است که آیا شرایط سیاسی، اجتماعی و فرهنگی امروز ایران چه در داخل و چه در خارج دقیقاً همان شرایطی است که در سال ۶۸ وجود داشت؟ بعید است انسان باتدبیری پیدا شود و وضعیت ایران در دهه اول ۱۴۰۰ را با دهه ۷۰ یکی بداند و تغییرهای آشکار از مقابل چشمش رد شوند. تفاوتها آنقدر زیاد است که نوشتن از آنها زمان و مکان زیادی میخواهد.
چند روز پیش، بیژن عباسی، معاون قانون اساسیِ معاونت حقوقی رئیسجمهور گفته بود: «ما باید به این نتیجه برسیم که قانون نوشته شده منتخبان مردم است و باید امکان بازنگری و اصلاح وجود داشته باشد، چون اگر اصلاح و بازنگری نکنیم، ممکن است از روشهای دیگری در عمل بدون طی مراحل قانونی تجدیدنظر در قانون اساسی انجام شود. بنابراین بهتر است که همان اصل ۱۷۷ قانون که شکل رسمی بازنگری در قانون اساسی است رعایت شود.»
سوالی که به وجود میآید این است که در وضعیتی که بهصورت مشخص خیلی چیزها در ایران تغییر کرده است، آیا همچنان باید با همان قانون اساسی سال ۱۳۶۸ به کار ادامه داد و یا اینکه نیاز است که برای دومین بار در تاریخ جمهوری اسلامی، شاهد بازنگری در قانون اساسی باشیم؟ البته که مشخصاً کار سختتر از گذشته است و اگر قرار بر بازنگری باشد، طبیعتاً گروههایی که منافع خود را وضعیت موجود میبینند، مقاومت خواهند کرد و طوری برخورد میکنند که گویی قانون اساسی وحی مُنزل است.
